ملا احمد نراقي در معراج السعاده هم پول طلا را تائيد فرمودند.

اقسام عدالت و درجات عادل

و بدان كه علماي اخلاق، عدول را سه قسم گفته اند :

اول : عادل اكبر ، و آن شريعت الهيه است كه از جانب حق سبحانه و تعالي صادر شده ، كه محافظت مساوات ميان بندگان را نمايد.

.

دوم : عادل اوسط ، و آن سلطان عادل است، كه تابع شريعت مصطفويه بوده باشد، و آن خليفه ملت و جانشين شريعت است.

.

سوم : عادل اصغر ، و آن طلا و نقره است كه محافظت مساوات در معاملات را مينمايد.

.

و در كتاب الهي اشاره به اين سه عادل شده ميفرمايد : (و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم القسط و انزلنا الحديد فيه باس شديد و منافع للناس) يعني (ما فرستاديم قرآن را كه مشتمل است بر احكام شريعت ، و ترازوي عدل را كه مردم به واسطه ي آنها در حد وسط بايستند و از حد خود تجاوز نكنند ، و فرستاديم آهن را كه در آن است عذاب شديد و منفعت بسيار از براي مردمان)

پس قرآن عبارت است از شريعت پروردگار ، و ميزان اشاره به درهم و دينار ، و آهن اشاره به شمشير سلطان عادل است كه مردم را به راه راست وا بدارد و از جور و تعدي در جميع امور محافظت نمايد.

.

و ضد عادل كه جابر باشد هم بر سه وجه است :

اول : جابر اعظم ، و آن كسي ست كه از حكم شريعت بيرون رود، و از حكم صاحب شرع سر باز زند، و متابعت شرع را ننمايد و او را كافر دانند.

.

دوم : جابر اوسط ، و آن شخصي ست كه از اطاعت سلطان عادل و احكام او سر پيچد، و آن را ياغي و طاغي خوانند.

.

سوم : جابر اصغر : و آن كسي ست كه به حكم درهم و دينار نايستد و مساوات آن را ملاحظه نكند، بلكه زيادتر از آنچه حق اوست بردارد و آنچه حق ديگران استكمتر بدهد، و او را دزد خائن گويند.

.

كل متن فوق از معراج السعاده ملا احمد نراقي 1185-1245 قمري ست. مطلب فوق بدون هيچ گونه تغيير در باب چهارم، قسمت “اقسام عدالت و درجات عادل ” صفحه 75 چاپ عترت از انتشارات تاظهور ، نوبت چاپ هفتم 1393 تقديم شده است.

behjat

.

توضيح بت شكن : تفسير ميزان به طلا و نقره و در جايي ديگر تفسير كيل به طلا و نقره ، كد قرآني خوبي براي هدايت محققين است. سوره ي هود آيه 86 هم علت عذاب قوم هود را رعايت نكردن كيل و ميزان ميداند. موضوعي كه براي من بسيار نامفهوم بود.

با تفسير كيل و ميزان به طلا و نقره ميتوان به نكات عميقي دست يافت. در حال تحقيق هستم و به زودي ريشه هاي قرآني بحث را بررسي ميكنم.

التماس دعا

7 نظر

  1. سلام رفیق عزیز
    بنده یه چن ساعتی نشستم پای روایات و قرآن ولی چیزی گیرم نیومد. اما در مورد پست معراج السعاده و… چیزی که به ذهنم متبادر میشه رو مینویسم:
    اول اینکه به نظر میاد اگر در این آیه منظور از میزان، طلا و نقره بود همانگونه که از حدید، مشخصا اسم آورد باید از آنها نیز مستقیما اسم می‌آورد. و دوم اینکه اینها نازل نشدند بلکه از قبل در زمین موجود بودند. پس نه منظور از میزان، طلاونقره است و نه منظور از حدید، عمومیت فلز آهن.
    سیاق آیه در بیان کلیات و اصول حکومتداری و نصرت دین توسط مؤمنین است؛ میفرماید خلفا را فرستادیم همراه با سه چیز 1- کتاب 2- میزان 3- آهن. یعنی اجرا و تثبیت حکومت خدا در زمین احتیاج به این سه چیز دارد و بس؛ قانون، مجری باتقوا، ابزار قهریه.
    منظور از آهن، فلز آهن نیست بلکه بنابر صفتی که برای آهن آورد، یعنی داشتن بأس شدید و نیز فایده‌های زیاد، منظور باید شمشیر باشد. از طرفی اصلا روایت داریم که منظور از حدید، شمشیر علی ذوالفقار است. منظور از میزان هم طبق روایات، خود علی میباشد. خود رسول و امام می‌باشد. ولایت فقیه می‌باشد.
    اصلا چه دلیلی دارد خدا در کنار ذکر ارسال رسل، بیاید بگوید ما همراه با رسل (معهم)، طلا و آهن نازل کردیم و منظورش از آهن، صرفا فلزی با فلان صفات باشد!؟
    تفسیر علمای اخلاق مخصوصا ملای نراقی در مورد طلا بودن میزان، اگرهم بنابر کشف و شهود و مقامات عرفانی‌شان، قابل اعتنا و احترام و درست باشد، ولی قابل استناد در مجامع علمی و فقهی نیست. زیرا نه در قرآن و نه در روایات، حدیثی مبنی بر تأیید میزان بودن طلا وجود ندارد. مگر اینکه با تفسیر به رأی اینها را به هم نسبت بدهیم! که حاشا به مرام قشنگت
    و اینکه ملااحمد، عادل اصغر را طلا دانسته‌اند سبب اثبات اعتقاد ایشان به موضوعیت طلا نمی‌باشد. شاید منظور ایشان از طلا و نقره که باعث محافظت از مساوات در معاملات است، هر چیزی است که باعث شود بتوان از مساوات در معاملات محافظت کرد ولو اسکناس یا هر فلز دیگری غیر از طلا و نقره باشد.

    —————————————–
    نظر صدرالدین شیرازی شارح اصول کافی و نیز روایت ذوالفقار بودن حدید را پایین آوردم؛
    شرح أصول الكافي (صدرا) ؛ ج‏1 ؛ ص553 = صدر الدين شيرازى، محمد بن ابراهيم، شرح أصول الكافي (صدرا)، 4جلد، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى – تهران، چاپ: اول، 1383 ش.
    {فأفاد عليه السلام ان العقل هو الحجة على الناس فى هذا الزمان لا غير، لما بايدى عقولهم من الكتاب المنزل على نبيهم و الميزان النازل معه من السماء لقوله تعالى: لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ (الحديد- 25)؛
    أ فيزعم ذو عقل و بصيرة ان الميزان المقرون نزوله مع نزول القرآن هو ميزان البر و الشعير او الذهب و الفضة او يحسب ان الميزان المقابل وضعه برفع السماء فى قوله تعالى: وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِيزانَ‏ (الرحمن- 7)، هو نحو الطيار و القبان؟ فما ابعد هذا الحسبان و ما اعظم هذا البهتان! و انما هو ميزان المعرفة و الدين و قسطاس الحق و اليقين علمنا اللّه عز و جل طريق الوزن به فى معرفة اللّه تعالى و معرفة انبيائه و كتبه و رسله و ملكه و ملكوته و معرفة اليوم الاخر و ثوابه و عقابه و رضوانه و ميزانه و سائر ما جاءت به الأنبياء و اشارت به الائمة و الأوصياء المعصومون من الخطاء سلام اللّه عليهم اجمعين.}
    ———
    مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) ؛ ج‏3 ؛ ص294 = ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، 4جلد، علامه – قم، چاپ: اول، 1379 ق.
    تَفْسِيرِ السُّدِّيِّ عَنْ أَبِي صَالِحٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ‏ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى‏ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ قَالَ أَنْزَلَ اللَّهُ آدَمَ مِنَ الْجَنَّةِ مَعَهُ ذُو الْفَقَارِ خُلِقَ مِنْ وَرَقِ آسِ الْجَنَّةِ ثُمَّ قَالَ‏ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ كَانَ بِهِ يُحَارِبُ آدَمُ أَعْدَاءَهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الشَّيَاطِينِ وَ كَانَ عَلَيْهِ مَكْتُوباً لَا يَزَالُ‏ أَنْبِيَائِي يُحَارِبُونَ بِهِ نَبِيٌّ بَعْدَ نَبِيٍّ وَ صِدِّيقٌ بَعْدَ صِدِّيقٍ حَتَّى يَرِثَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ فَيُحَارِبَ بِهِ عَنِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِ‏ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ‏ لِمُحَمَّدِ وَ عَلِيٍ‏ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ مَنِيعٌ مِنَ النَّقِمَةِ بِالْكُفَّارِ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ‏
    و قد روى كافة أصحابنا أن المراد بهذه الآية ذو الفقار أنزل به من السماء على النبي فأعطاه عليا

    • محمد لاهوتی

      طبق نظریات دانشمندان کره زمین بخشی جدا شده از خورشید است با این حال در خورشید فلز آهن وجود ندارد.
      و ما آهن را فرو فرستادیم اشاره به برخورد شهاب سنگ از جنس آهن به زمین دارد.

  2. سلام برادر بزرگوار
    به هرحال من در اين مقاله نظر ملااحمدنراقي را عرض كردم؛ نه نظر خودم.
    انتقاد شما هم به ايشان است نه به بنده
    .
    البته تفسير شما از بيان واضح معراج السعاده جاي تعجب دارد.
    التماس دعا

  3. سلام
    تفسیرم عجیب است ولی نامحتمل نیست. ابن خلدون هم می‌فرماد که ابزار معامله فقط زر و سیم!
    احتمال دارد این بزرگواران به پدیدۀ غالب اشاره داشته باشند و تاکیدشان بر این مصداق غالب (طلانقره)، از باب شیوع و غلبۀ مصداق باشد نه انحصار.

    • السلام علی من التبع الهدی
      اگر لطف کنید عین نظر ابن خلدون را بفرمائید، ممنون میشوم.
      .
      همه چیز احتمال دارد. البته اگر 100 سال پیش (که هنوز اینقدر غرب زده نشده بودیم) به این نظرات نگاه میکردید، این حرف را نمیزدید.
      در واقع اگر 100 سال پیش میگفتند قرار است به جای طلا و نقره ، یک کاغذ بگیریم و خانه مان را بدهیم؛ همه به شما میخندیدند.
      البته ناگفته نماند که به زودی با نابودی پول اعتباری ، نسل آینده به ما خواهند خندید.
      اینکه کسی در فدرال رزرو آمریکا بنشیند و کاغذ چاپ کند و منابع زیرزمینی ما را ببرد ، جاهلیت مدرن است.
      .
      جالب است که معمولا غلبه ی مصداق با ظلا بوده است.
      التماس دعا

    • محمد لاهوتی

      به قول سخن آیت الله بهجت خدا کنه آدم بخاد در و دیوار داره داد میزنه این سیستم اشتباهه.
      به قول یه بنده خدایی ننجون منم میفهمه اینا ،قبلنا با یه پول یه زنبیل جنس میدادند جز اینه که حالا به پول تو دستمون آب بستند. حرف زیاده اگه گوش شنوایی باشه و وقت نوشتنی.
      فقط اینکه من و داداشم سر کار پدرم هستیم. با دو تا خاور و تراکتور و گاو و گوسفند و زراعت داریم روز به روز بی پول تر و بی اعتبارتر میشیم ما که دلمون از پول خونه خدا حافظ اساتیدی مثل آقای عباسی باشه با یه همچین شاگردایی.

  4. سلام محمدجان
    کتاب ترجمۀ کتاب مقدمۀ ابن خلدون توسط محمد پروین گنابادی

    جلد اول صفحه 103
    … و دوﻟﺖ و ﭘﺎدﺷﺎﻫﻰ ﺑﻤﻨﺰﻟﻪ ﺑﺎزار ﺟﻬﺎن اﺳـ ﺖ ﻛـ ﻪ ﺳـﺮﻣﺎﻳ ﻪﻫـﺎ ى داﻧﺸـﻬ ﺎ و ﻫﻨﺮﻫـﺎ در آن ﮔـﺮ د ﻣﻴĤﻳـ ﺪ و ﺣﻜﻤﺖ ﻫﺎى ﮔﻤﺸﺪه در آن ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻣﻴﮕﺮدد و رواﻳﺎت و اﺧﺒﺎر ﻫﻤﭽﻮن ﻛﺎرواﻧﻬﺎﻳﻰ ﺑﺴﻮى آن در ﺣﺮﻛـ ﺖ اﻧـﺪ ، و آﻧﭽﻪ در آن ﺑﺎزار ﻣﺼﺮف ﻣﻴﺸﻮد در ﻧﺰد ﻋﻤﻮم رواج ﻣﻴﻴﺎﺑﺪ. ﭘﺲ اﮔﺮ دﺳﺘﮕﺎه دوﻟﺖ از ﮔﻤﺮاﻫﻰ و ﺑﻴﺮاﻫـ ﻪ روى و ﺳﺘﻤﻜﺎرى و ﺳﺴﺖ رأﻳﻰ و ﺗﺒﻬﻜﺎرى ﻣﻨﺰه ﮔﺮدد و ﺟﺎده ﻣﺴـﺘﻘﻴﻢ و ﻣﻤﻬـ ﺪ را ﺑﭙﻴﻤﺎﻳـ ﺪ و از ﺣـ ﺪ ﻣﻴﺎﻧـ ﻪ روى و اﻋﺘﺪال ﻣﻨﺤﺮف ﻧﺸﻮد در ﺑﺎزار آن زر ﻧﺎب و ﺳﻴﻢ ﺳﺮه رواج ﺧﻮاﻫﺪ ﮔﺮﻓﺖ، وﻟـ ﻰ اﮔـ ﺮ ﺑـﺪﻧﺒﺎ ل ﻏـﺮض ورزﻳﻬـ ﺎ و ﻛﻴﻨﻪ ﺗﻮزﻳﻬﺎ ﺑﺮود و از راه ﺳﺴﺘﻰ ﺑﻜﺠﺮوى ﮔﺮاﻳﺪ و دﺳﺘﺎوﻳﺰ ﺳﻤﺴﺎران و دﻻﻻن ﺳﺘﻢ و ﺑﺎﻃﻞ ﮔﺮدد، آن وﻗﺖ زر ﻗﻠﺐ و ﺳﻴﻢ ﻧﺎﺳﺮه روﻧﻖ ﺧﻮاﻫﺪ ﻳﺎﻓﺖ. و ﺑﺎﻳﺪ درﻳﻦ ﺑﺎزار ﺳﻨﺠﻪ ﻧﻈﺮ و ﻗﻀﺎوت و ﺗﺮازوى ﺑﺤﺚ و ﺗﺤﻘﻴﻖ او ﻧﻘـﺎ د ﺑﺼﻴﺮ و آﮔﺎه ﺑﺎﺷﺪ.

    جلد اول صفحه 199 – 200
    ﺧﺪاى ﺗﻌﺎﻟﻰ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ ﺷﻤﺎ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ اﻣﺖ ﺑﻮدﻳـ ﺪ ﻛـ ﻪ ﺑـﺮا ى ﻣـﺮد م ﺑﺮاﻧﮕﻴﺨﺘـ ﻪ و اﻳﻦ ﺑﺮاى آﻧﺴﺖ ﻛﻪ آﻧﭽﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان از ﻧﺰد ﺧﺪا ﻣﻲ آورﻧﺪ ﻣﻮرد ﻗﺒﻮل واﻗـ ﻊ ﺷـﻮ د و دﻋـﻮ ت آﻧـﺎ ن رواج 1ﺷﺪﻳﺪ « ﭼﻪ ﻣﻰ ﺑﻴﻨﻴﻢ اﻳـ ﻦ ﻣﺮدﻣـﺎ ن از ﻟﺤـﺎ ظ 2ﮔﻴﺮد و ﺳﺎﻛﻨﺎن اﻳﻦ اﻗﻠﻴﻤﻬﺎ ﺑﺴﺒﺐ زﻳﺴﺘﻦ در ﻣﺤﻴﻂ ﻣﻌﺘﺪل ﻛﺎﻣﻠﺘﺮﻧﺪ ﺧﺎﻧﻪ و ﭘﻮﺷﻴﺪﻧﻰ و ﺧﻮراك و ﺻﻨﺎﻳﻊ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﻣﻴﺎﻧﻪ روى را در ﻧﻈﺮ ﻣﻴﮕﻴﺮﻧﺪ ﺧﺎﻧـ ﻪﻫـﺎﻳ ﻰ ﺑﻨﻴـﺎن ﻣﻴﻨﻬﻨـ ﺪ ﻛـ ﻪ ﺑـ ﺎ ﺳﻨﮕﻬﺎى زﻳﺒﺎ و ﻇﺮﻳﻒ و از روى ﻫﻨﺮﻣﻨﺪى ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ و در ﻧﻴﻚ ﻛﺮدن و زﻳﺒﺎﻳﻰ اﺑﺰار و اﺛﺎث زﻧﺪﮔﻰ ﺑﺮ ﻫﻢ ﭘﻴﺸﻰ ﻣﻴﺠﻮﻳﻨﺪ و در اﻳﻦ راه ﺑﻪ ﻛﻤﺎل ﻫﻨﺮﻣﻨﺪى ﻣﻴﺮﺳﻨﺪ و در ﻧﺰد آﻧﺎن ﻛﺎﻧﻬﺎى ﻃﺒﻴﻌﻰ از زر و ﺳﻴﻢ و آﻫﻦ و ﻣﺲ و ارزﻳﺰ و ﺳﺮب ﻳﺎﻓﺖ ﻣﻴﺸﻮد و در ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺧﻮد دو ﺳﻜﻪ ﮔﺮاﻧﻤﺎﻳﻪ )دﻳﻨﺎر و درﻫﻢ( را ﺑﻜﺎر ﻣﻴﺒﺮﻧـ ﺪ و در ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺣﺎﻻت ﺧﻮﻳﺶ از ﻛﺠﺮوى و اﻧﺤﺮاف دورﻧﺪ و اﻳﻨﻬﺎ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از ﻣﺮدﻣﺎن ﻣﻐـﺮ ب و ﺷـﺎ م و ﺣﺠـﺎ ز و ﻳﻤـﻦ و ﻋﺮاق ﻋﺮب و ﻋﺮاق اﻳﺮان و ﻫﻨﺪ و ﺳﻨﺪ و ﭼﻴﻦ و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻣﺮدم اﻧﺪﻟﺲ و ﻣﻠﺘﻬﺎى ﻣﺠﺎور آﻧﺎن ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﺮﻧﮕـﺎ ن و و دﻳﮕﺮ ﻣﻠﻠﻰ ﻛﻪ ﺑﺎ اﻳﻦ اﻗﻮام ﻳﺎ ﻧﺰدﻳﻚ ﺑﻪ اﻳﺸﺎن در اﻳﻦ اﻗـﺎﻟﻴﻢ ﻣﻌﺘـﺪ ل ﺑﺴـ ﺮ 4 و »روﻣﻴﺎن و ﻳﻮﻧﺎﻧﻴﺎن« 3ﺟﻼﻟﻘﻪ ﻣﻴﺒﺮﻧﺪ. و ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺳﺒﺐ ﻋﺮاق و ﺷﺎم از ﻫﻤﻪ اﻳﻦ ﻧﻮاﺣﻰ ﻣﻌﺘﺪ لﺗﺮ اﺳﺖ زﻳﺮا ﻛﺸﻮرﻫﺎى ﻣﺰﺑﻮر در وﺳـ ﻂ ﻫﻤـ ﻪ اﻳﻦ ﺟﻬﺎت واﻗﻊ اﺳﺖ. و اﻣﺎ ﺳﺎﻛﻨﺎن اﻗﻠﻴﻤﻬﺎى دور از اﻋﺘﺪال ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻗﻠﻴﻢ ﻧﺨﺴﺖ و دوم و ﺷﺸﻢ و ﻫﻔﺘﻢ در ﻫﻤﻪ اﺣﻮال ﺧﻮﻳﺶ ﺑﺴﻰ از ﺣﺪ اﻋﺘﺪال دورﻧﺪ، ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﺧﺎﻧ ﻪﻫﺎى آﻧﺎن از ﮔﻞ و ﻧﻰ و ﺧـﻮراك آﻧﻬـ ﺎ از ذرت و ﻋﻠـ ﻒ و ﭘﻮﺷﻴﺪﻧﻴﻬﺎى آﻧﻬﺎ از ﺑﺮﮔﻬﺎى درﺧﺘـﺎ ن اﺳـ ﺖ ﻛـ ﻪ آﻧﻬـ ﺎ را ﻳﻜـﺎ ن ﻳﻜـﺎ ن روى ﺑـﺪ ن ﺧـﻮﻳ ﺶ ﺑـ ﺮ ﻫـ ﻢ ﻣﻴﻨﻬﻨـ ﺪ و و ﻳﺎ ﺑﺎ ﭘﻮﺳﺘﻬﺎى ﺣﻴﻮاﻧﺎت ﺧﻮد را ﻣﻰ ﭘﻮﺷﺎﻧﻨﺪ و ﺑﻴﺸﺘﺮ آﻧﺎن ﺑﻴﺠﺎﻣﻪ و ﺑﺮﻫﻨ ﻪاﻧـ ﺪ و 1ﻣ ﻰﭼﺴﺒﺎﻧﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﻧﻤﺎﻧﻨﺪ ﻣﻴﻮ هﻫﺎ و ﺧﻮرﺷﻬﺎى ﺑﻼد آﻧﺎن ﺑﻄﺮز ﻋﺠﻴﺒﻰ ﺗﻜﻮﻳﻦ ﻣﻴﺸﻮد و ﺑﻪ اﻧﺤﺮاف ﻣﻴﮕﺮاﻳﺪ و ﻣﻌﺎﻣﻼت اﻳﺸﺎن ﺑﺎ زر و ﺳﻴﻢ )دو ﺳﻨﮓ ﮔﺮاﻧﻤﺎﻳﻪ( ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺎ ﻣﺲ و آﻫﻦ داد و ﺳﺘﺪ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﻳﺎ ﭘﻮﺳﺘﻬﺎﻳﻰ را ﺑﺮاى ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺑﺮ ﻣﻴﮕﺰﻳﻨﻨـ ﺪ و ارزش آﻧﻬﺎ را ﻣﻌﻴﻦ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ و ﺑﺎ ﻫﻤﻪ اﻳﻨﻬﺎ اﺧﻼق آﻧﺎن ﻧﺰدﻳـﻚ ﺑﺨـﻮى ﺟـﺎﻧﻮرا ن ﺑـ ﻰزﺑﺎﻧﺴـﺖ ، ﺣﺘـﻰ درﺑـﺎره ﺑﺴﻴﺎرى از ﻣﺮدم ﺳﻮدان- ﺳﺎﻛﻨﺎن اﻗﻠﻴﻢ ﻧﺨﺴﺖ- ﻧﻘﻞ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﻛﻪ آﻧﻬﺎ در ﺟﻨﮕﻠﻬﺎ و ﻏﺎرﻫﺎ ﺑﺴﺮ ﻣﻴﺒﺮﻧـ ﺪ و ﻋﻠـ ﻒ ﻣﻴﺨﻮرﻧﺪ و ﻣﺎﻧﻨﺪ وﺣﺸﻴﺎن ﺑﺎ ﻫﻢ اﻟﻔﺖ ﻧﺪارﻧﺪ و ﻳﻚ دﻳﮕﺮ را ﻣﻴﺨﻮرﻧﺪ و ﺻﻘﺎﻟﺒﻪ )اﺳﻼوﻫﺎ( ﻧﻴﺰ ﺑﺮ ﻫﻤﻴﻦ ﺧﻮﻳﻨـ ﺪ و ﻋﻠﺖ اﻳﻨﺴﺖ ﻛﻪ ﭼﻮن اﻳﻦ ﮔﺮوه از اﻋﺘﺪال دورﻧﺪ ﻃﺒﻴﻌﺖ ﻣﺰاﺟﻬﺎى اﻳﺸﺎن ﺑﺴﺮﺷﺖ ﺟﺎﻧﻮران ﺑ ﻰزﺑـﺎ ن ﻧﺰدﻳـ ﻚ ﻣﻴﮕﺮدد و از اﻧﺴﺎﻧﻴﺖ ﺑﻬﻤﺎن ﻣﻴﺰان دور ﻣﻴﺸﻮﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ اﺣﻮال اﻳﺸﺎن در دﻳﺎﻧﺖ ﻧﻴﺰ ﺑﺮ ﻫﻤﻴﻦ ﻣﻨـﻮا ل اﺳـﺖ ، ﺑﻬﻴﭻ ﻧﺒﻮﺗﻰ آﺷﻨﺎﻳﻰ ﻧﺪارﻧﺪ و ﺑﻬﻴﭻ ﺷﺮﻳﻌﺘﻰ ﻧﻤﻴﮕﺮوﻧﺪ ﻣﮕﺮ اﻧﺪﻛﻰ از آﻧﺎن ﻛﻪ در ﺟﻮاﻧﺐ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻣﻌﺘﺪل ﻣﻰ زﻳﻨﺪ ﭼﻮن ﺣﺒﺸﻴﺎن ﻛﻪ در ﻣﺠﺎورت ﻳﻤﻦ ﻣﻴﺒﺎﺷﻨﺪ و ﺑﺪﻳﻦ ﻣﺴﻴﺤﻰ ﭘﻴﺶ از اﺳﻼم ﻣﺘﺪﻳﻦ ﺷﺪه اﻧﺪ

    جلد دوم صفحه 65-66
    … ﺳﭙﺲ ﺑﺎﻳﺪ داﻧﺴﺖ ﻛﻪ ﺧﺪاى ﺗﻌﺎﻟﻰ دو ﺳﻨﮓ ﻣﻌﺪﻧﻰ را، ﻛﻪ ﻋﺒﺎرت از زر و ﺳﻴﻢ اﺳﺖ، ﺑﺮاى ﻗﻴﻤـ ﺖ ﻫـ ﺮ ﻣﺤﺼﻮل و ﺛﺮوﺗﻰ آﻓﺮﻳﺪه اﺳﺖ و آﻧﻬﺎ اﻏﻠﺐ ذﺧﻴﺮه و ﻣﺎﻳﻪ ﻛﺴﺐ ﺟﻬﺎﻧﻴﺎن ﻣﻴﺒﺎﺷﻨﺪ و اﮔﺮ ﻫﻢ در ﺑﺮﺧﻰ از اوﻗﺎت ﻣﻮاد دﻳﮕﺮى ﺑﺠﺰ زر و ﺳﻴﻢ ﻣﻲ اﻧﺪوزﻧﺪ ﺑﺎز ﻫﻢ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺑﺪﺳﺖ آوردن آن دو ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ، زﻳﺮا ﻫﺮ ﺛﺮوﺗﻰ ﺑﺠـ ﺰ زر و ﺳﻴﻢ در ﻣﻌﺮض ﻧﻮﺳﺎﻧﻬﺎى ﺑﺎزار و رﻛﻮد آن واﻗﻊ ﻣﻴﺸﻮد وﻟﻰ زر و ﺳﻴﻢ ازﻳﻦ ﻣـﺎﺟﺮ ا دور ﻫﺴـﺘﻨ ﺪ. ﺑﻨـﺎﺑﺮﻳ ﻦ زر و ﺳﻴﻢ اﺻﻞ و اﺳﺎس ﻫﻤﻪ ﻛﺴﺐ ﻫﺎ و ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﻪ ﻣﺎﻳﻪ ﻛﺴﺐ و اﻧﺪوﺧﺘﻪ اﺳﺖ.

    ————————————————-

    احمدی نژاد حذف دلار را کلید زد ولی حالا دوباره به قهقهرا رفتیم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>