ارزش گذاری با پول اعتباري

سوال : آيا ارزش گذاري كالاها و خدمات و مراودات اجتماعي به وسيله ي پول اعتباري (ريال و دلار و يورو و …) منطقي است؟

 

ارزش انسان به تقواست و مطلق است. اما ارزش گذاری مواد، کالاها و اشیا نسبی ست. در ارزش گذاری نسبی ، هر کالا نسبت به کالای مشابه یا تبدیل شده خود ارزش گذاری میگردد.

مثلا طلا با نقره میتوانند نسبت به هم ارزش گذاری شوند. معمولا وزن مشخصی از طلای خالص، 50 برابر همان مقدار نقره خالص ارزش دارد. یا آلومینیوم با آهن و سپس آهن با طلا.

بر این اساس، هر کانی معدنی که از زمین استخراج میشود میتواند ارزش گذاری گردد.

مبنای دیگر ارزش گذاری، مصنوعات کانی های معدنی ست. مثلا ورق فولادی به عنوان محصول فرآوری شده از آهن ارزش گذاری میگردد و طلای ساخته شده نسبت به طلای خام.

کالاهای گیاهی و حیوانات هم به طور نسبی و منابع مصرفی ارزش گذاری میگردد. همچنین میزان ظرفیت تولید و مصرف در قیمت گذاری تاثیر گذار است. ضمن اينكه اسلام در ديه معادل سازي كرده است.

به قول حضرت آيت ا… حائري “در اسلام وقتي پول رايج كه طلا و نقره بود پذيرفت با ممنوع كردن استعمال ظروف طلا و نقره زمينه كافي نگهداشتن سكه را براي معاملات فراهم آورد و با واجب كردن زكوة براي سكة بيكار و ذخيره شده ، زمينه به جريان افتادن سكه كافي در مقابل كالاها را فراهم نمود و چون قٌوتِ غالب و مهم مردم گوشت بود دينار را با گوسفند و گاو و شتر در ديه معادل  قرار داد كه ديه انسان هزار دينار يا هزار گوسفند يا صد شتر و يا دويست گاو.

و ديه اعضاء را به اجزاء و اضعاف دينار معين نمود و پيداست كه قيمت انسان و جرح و نقص عضو نبايد متغير باشد انسان آزاد صد سال قبل و انسان آزاد صد سال بعد خريد و فروشي نيستند كه عرضه و تقاضا در بالا بردن و پائين آوردن آنها نقش داشته باشد “

بر این اساس ، هر کالایی میتواند مبنای ارزش گذاری قرار گیرد و سایر کالاها با آن رده رده بندی گردد. طلا فلزی ست گرانبها که نسبت به سایر اقلام، ارجحیت زیادی برای مبنای مبادلات شدن دارد.

هدفم از مطرح کردن این بحث، نحوه ی ارزش گذاری اقلام بدون نیاز به پول است. هر چقدر در این منطق دقت کنید، بی مصرف بودن پول فعلی را بیشتر متوجه میشوید.

معيار اندازه گيري بايد ارزشی ثابت باشد نه اينكه كسي بتواند آن را تغيير دهد. مثل متر که يك معيار ثابت است و اگر طول را مشخص کرد، در زمان دیگر و شرایط ثابت همان طول را تائید میکند. معادل آن در سیستم اینچی هم به همین صورت است. اما معيار پولی تعيين ارزش کالا، ثابت نيست. كسي به نام بانك مركزي آن را تغيير ميدهد و همين ريشه مشكلات است.

مثلا یک کالای ثابت را در ابتدای سال 10000 تومان معادل 9 دلار میداند. در وسط سال همان کالا را در همان شرایط 12000 تومان معادل 11 دلار میداند و در پایان سال همان کالا را 18000 تومان معادل 6 دلار میداند.

ArzeshPool1

این ارزش گذاری غیرمنطقی را با ملاک متر مقایسه کنید. مثل این است که طول یک قطعه 50 سانتیمتر معادل 19.5 اینچ باشد. مدتی بعد بدون هیچ منطق قابل پیش بینی طول متر تغییر کند و استاندارد اینچ عوض شود و متعاقبا ابعاد هم تغییر کند.

به این موضوع، اختلاف ارزش یورو و پوند و دینار و یوان را هم اضافه کنید. این سیستم مضحک ارزش گذاری موجب تشکیل بازار خرید و فروش پول شده است. نمونه بین المللی و فراگیر آن بازار فارکس است که از طریق خرید و فروش پول ، سود ایجاد میگردد.

با دقت در دو روش ارزش گذاری فوق، انتخاب معیار رده بندی کالاها تعریف میگردد. قطعا بهتر است یک کالای مرجع مانند طلا ملاک ارزش گذاری سایر کالاها گردد.

توجه به این نکته ضروریست که ؛ همه ی ما در زندگی روزمره و مراودات اجتماعی، همواره در حال ارزش گذاری کالا، کار، تخصص، سابقه، علم، هنر و کلیه ی پارامترهای زندگی هستیم. درحاليكه متر ارزش گذاريمان مشكل دارد.

 

ملاك صحيح ارزش گذاري كه اسلام و عقل آن را تائيد ميكند، استفاده از پول ثابت “بركت” به جاي پول اعتباري “ريال” است.

اين ملاك هميشه ثابت است و ارزش كالاها با آن تغييري نميكند. همين الان ميتوانيد قيمت فعلي خانه تان را با قيمت 10 سال قبل آن مقايسه كنيد. البته قيمت يعني ارزش گذاري با ملاك ثابت يعني طلا.

خواهيد ديد كه ارزش خانه تان در صورتيكه محله و منطقه ثابت مانده باشد، پائين آمده و استهلاك هم دقيقا لحاظ شده است.

صدا و سيما و دولت همگي در تلاشند چيزي گران نشود و دائما در حال تلاش براي گران نشدن كالاها هستند. درحاليكه كالاها نسبت به معيار ثابت، تغيير قيمتي ندارند و اين پول اعتباري ست كه دارد نوسان ميكند.

یک نظر

  1. با اهدای سلام و تحیت خدمت شما دوست عزیز ، ضمن تشکر از شور انقلابی و انگیزه وافر شما برای تحول اقتصادی در کشور عزیزمان، بنده قصد دارم در خصوص مطالبی مهم با شما تبادل نظر داشته باشم و متاسفانه هیچ ادرس الکترونیکی قرار نداده اید و خوشحال میشوم زمینه فراهم بفرمایید.
    منجمله ، قصد دارم مطالبی در خصوص رابطه اقتصاد با صراط مستقیم مذکور در سوره حمد و نیز ارکان معاش اسلامی منجمله نظام ارزشگذاری قسط مبنا( و اقیموا الوزن بالقسط) و مواردی دیگر ، تبادل فکری داشته باشیم ان شاء الله.
    دو ست عزیز، ما جوانان مشتاق ظهور و تحول اسلامی در اقتصاد، معایبی داریم از جمله اینکه در هدف وحدت داریم و در ابزار نیز همینطور ، اما در مبانی وحدت نداریم که از مصادیق این مبانی عبارتند از بنیان اسلامی صحیح معاش و بنیان اسلام بعنوان دین برتر که همه بحق تسلیم آن خواهند شد. لذا با توجه به اینکه بدون وحدت علمی در مبانی ، امکان پیروزی میسر نیست ، اوجب واجبات ما وحدت مبنایی علمی اسلامی خواهد بود .
    نکته ای که اندکی از آن را دانسته در حال اموختن بیشتر آن می باشم اینست که ، سلم یعنی حق ظرفیت تسلیم کردن را دارد و هرگاه ما به اوج حق در یک موضوع علمی اسلامی دست پیدا کنیم ، تمام حق جویان و مومنین ، تسلیم آن خواهند شد و برای نیل به اوج حق در معاش اسلامی نیاز به وحدت و تسلیم کردن صحیح همدیگر بر اساس حق داریم .
    ان شاء الله.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*

code