آيا انضباط مالي مشكل پول اعتباري را حل ميكند؟

پاسخ : خير

 

در مناظرات؛ اشکال پول اعتباری را ،  تورم و ربا و تحريم و دلالي و ظلم و ….. میدانم و اثبات میکنم.

در مقابل ؛ موافقين پول اعتباري مجبورند منطق را بپذيرند. چون شرع و تجربه و منطق ، پول طلا را تائيد ميكنند.

موافقين پول اعتباري از نظر تجربی حرفي براي گفتن ندارند؛ ولي مطلبي را استدلال ميكنند كه در اين مقاله بررسي ميكنيم.

دوستان میگویند : درست است که پول طلا همه ی اشکالات را برطرف میکند. اما همين ريال هم با انضباط مالي، میتواند مانند پول طلا عمل كند.

پاسخ بت شكن : از سال 1338 كه آمار اقتصادي وجود دارد و روي سايت بانك مركزي هم موجود است هيچگاه تورم صفر نداشته ايم. يعني استدلال آقايان هيچگاه محقق نشده است. درحاليكه پول طلا هزاران سال است كه تورم ندارد. در طول مدت مذکور اقتصاددانهای آموزش دیده ی آمریکایی سکان اقتصاد کشور را در دست داشته اند و هم بانک ربای محض قبل از انقلاب داشته ایم و هم بانک حیله ربای بعد از انقلاب.

 

اما باز هم طرفداران ريال ميگويند؛ اين يك گذاره ي تجربي ست كه در طي 55 سال گذشته تكرار شده ولي از نظر علمي (روي كاغذ) اگر انضباط مالي رعايت شود، همان نتايجي كه از پول طلا به دست ميآيد براي ريال هم قابل دستيابي ست.

پاسخ بت شكن : اگر انضباط مالي آمريكا به عنوان قله ي اقتصاد آدام اسميتي را هم در نظر بگيريد با هم تجربه، عكس اين استدلال را نشان ميدهد. در سال 1971 با هر 35 دلار يك اونس طلا ميدادند ولي در سال 2011 با هر 1900 دلار يك اونس طلا ميدادند. سال 2015 روز نگارش اين مقاله با 1200 دلار يك اونس طلا ميدهند. يعني دلار آمريكاي قله ي انضباط اقتصادي، در طول 40 سال 5400% بي انضباطي مالي داشته است؟

قبلا دوستان يورو را مثال موفق ميدانستند كه اخيرا ديديم 30% كاهش ارزش در چند ماه براي يورو هم به وقوع پيوست. هيچ الگوي اجرايي موفقي براي اقتصاد غربي وجود ندارد؟

از همين مثالهاي بالا هم ميتوان فهميد كه ربا و تورم و ظلم ، جزء ذاتي پول اعتباري ست؛ مثل اينكه مست كنندگي جزء ذاتي شراب است.

بحث انضباط مالي بيشتر شبيه يك سراب است كه من و شما را سرگرم كنند تا از تشنگي بميريم.

sarab_pool_rial_23

چند روز پيش يكي از مدافعين پول اعتباري پا را از حد خود فراتر گذاشت و در يك فرار به جلو گفت ؛ در پول طلا هم اگر انضباط مالي دولت رعايت نشود، همين اشكالات پولي ريال، تكرار خواهد شد.

مثل اينكه كسي كه فقط شراب ميخورده. حالا كه ميگوئيم آب بخور كه هم رفع عطش ميكند و هم مستي ندارد باور نميكند. استدلال ميكند كه اگر زياد بخوري، آب هم مستت ميكند. شراب بخور اما به اندازه تا مست هم نشوي.

در رد این استدلال همین بس که ؛ با وجود بی انضباطی مالی دولت ها ، “با پول طلا” قیمت پراید در 10 سال گذشته کاهش داشته است. البته به نظر من علت کاهش قیمت بهبود مدیریت و افزایش تولید و تکنولوژی ست.

Pride_cost

 

این نمودار ثابت میکند ؛ بی انضباطی پولی دولت تاثیر شدیدی بر ریال دارد ولی بر پول طلا بی تاثیر است.

نکته ی قابل تامل در این باره ظلمی ست که “ریال” به تولید داخلی میکنند. پول اعتباری قدرت تحلیلی جامعه را تخریب کرده و تولید ملی را تحقیر میکند.

امیدوارم دوستان مدافع ریال کمی از تعصبشان کوتاه بیایند و تجربیات مذکور برایشان کافی باشد.

اما به هر حال دو گذاره ی زیر را اثبات استدلالي ميكنم :

1- تورم و ربا ج‍زء لاينفك پول اعتباري ست و بي انضباطي دولت فقط نقش تشديدكننده دارد.

2- پول طلا تورم ناپذير است و عملكرد دولت و ساير كشورها در آن بي تاثير است.

 

اول ؛

از نظر منطق منحنی های عرضه و تقاضا ، پول اعتباري يعني يك كاغذ با ارزش ذاتي صفر ميدهيم و يك كيلو گوشت ميخريم. اينجاست كه تعادل عرضه و تقاضا به هم ميخورد.

اما در پول طلا ، معامله کالا به کالاست (یکی از کالاها طلاست) و عرضه و تقاضای برابر و همزمان اتفاق میافتد و تعادل عرضه و تقاضا در هر لحظه برقرار است  و امکان بر هم خوردن تعادل وجود ندارد.

در واقع ضرر عدم انضباط مالی دولت یا بانک یا هم نهاد دیگری را خود آن نهاد میدهد، نه عموم جامعه.

 

دوم ؛

در سیستم پول اعتباری بانک مرکزی ریال چاپ میکند و به بانک تجاری میدهد و به وام گیرنده میدهد.  بعد از مدت زمان محدود باید همان پول با درصد بیشتری به بانک تجاری عودت شود.

گذاره ی فوق جزء لاینفک پول اعتباری ست و در همه دنیا جاری ست و چیزی غیر از ربا نیست.

 

سوم ؛

عملکرد اقتصادی يك فرد يا مجموعه جامعه موجب افزایش حجم طلا و رشد اقتصادی اش میشود. این عدد واقعی ست و نحوه ی محاسبه ی بانکی تاثیری بر حجم طلا ندارد. اما در پول اعتباری سال پایه و سلیقه ی محاسبه کننده میزان رشد و نزول اقتصاد را تغییر میدهد.

 

چهارم ؛

پول اعتباري را چاپ كني تورم است و چاپ نكني ركود. يعني هميشه بايد به دنبال نقطه ي تعادل باشي. نقطه ي تعادلي كه ناپايدار است و شكننده.

نقطه ي تعادل پول اعتباري مقاومت ندارد درحاليكه تعادل پول طلا به شدت پايدار است.

 

پنجم ؛

پول هاي اعتباري در رقابتند. رقابتي كه پايانش معلوم است و قدرتمندترين پول اعتباري (پيروز) ميشود و ديگران را از بين ميبرد و البته خودش هم نابود ميشود. فعلا دلار دارد يورو را ضعيف ميكند.

اين رقابت پولي ظلمي ست كه مشاغل پولي به مشاغل كاري ميكنند و از ابتداي پول اعتباري وجود داشته است.

 

ششم ؛

كشوري كه پولش طلا باشد وابسته به هيچ كشور ديگري نيست و قدرت و ضعف ديگران تاثيري در سرمايه اش نميگذارد.

 

هفتم ؛

«از نظر کینز، تعادل پادشاهی است که لباس بر تن ندارد؛ مفهوم تعادل در کار کینز وجود ندارد، چون چارچوب تجزیه و تحلیل او متکی بر حقایق و از همه مهم‌تر این حقیقت است: جهل بر تصمیم‌گیری حاکم است. وقتی بازیگران زندگی اقتصادی نادان هستند، درست نیست که دانش‌پژوهان این وجه زندگی (اقتصاد) جزم‌گرا باشند.»Read more: http://www.donya-e-eqtesad.com/news/561923/#ixzz3T31kQ6hf

 

هشتم ؛

8 نظر

  1. سلام
    کوتاه اینکه:
    1- دعوا سر این نیست که به چه چیزی بگوییم کالا و به چه چیزی نگوییم کالا. چه اشکالی دارد اسکناس را هم کالا فرض کنیم؟ مثل مداد، گوسفند، بخاری، یا هر شیئ دیگر. همانطور که همیشه در طول تاریخ، «خدمات» هم نوعی کالا محسوب میشده مثلا واکس زدن کفش دیگران، ارزش ذاتی و پولی دارد. حالا پولی که طبق قانون یک مملکت، وسیله‌ای برای مبادلات شده، کمتر از این جور کالاهاست؟!!! و نمی‌شود به آن گفت کالا؟!! بحث «اول مرغ بود یا تخم مرغ» رو کنار بگذار رفیق. شما به اسکناس نگو کالا ولی مردم میگن
    2- این اتفاق (ربا) در مورد هر شیئی قابل تصور است؛ حتی طلا
    3- رشد کلی اقتصاد اسکناس‌محور، قابل انکار نیست و قابل محاسبه است و ربطی به ملاکها و پایه‌سالی و این حرفها ندارد.
    4- نقطۀ اعتدال چاپ پول، کاملا قابل محاسبه است و نباید به تجریبات یه مشت احمقی که دنیا دستشونه و نیات شوم سیاسی، ناسیونالیستی یا غیره دارن استدلال کرد. در ثانی واردات یا صادرات بی‌رویۀ طلا (مثلا قاچاق) ممکنه باعث تورم یا رکود اقتصاد بشه
    5- پولها و ارزها در رقابت نیستند بلکه این اقتصادها هستند که در رقابتند. و این چیز بدی نیست و نقص اسکناس محسوب نمیشود چرا که در مورد هر ابزار جایگزینی هم قابل اتفاق است.
    6- کافیه ارزش جهانی طلا دستخوش تغییرات سنگین بشه تا کشوری که برخلاف آب شنا می‌کند اقتصادش ورشکست شده یا بشدت نزول کند. مگر انکه تغییرات قیمت جهانی طلا رو انکار کنیم یا عاملش رو اسکناس بدونیم! البته اگر هم عاملش خود اسکناس باشد باز چیزیه که وجود دارد و ما به تنهایی نمی‌تونیم ارزهای دنیا را از کشورها جمع و به زور بهشون طلا بدیم تا به جای اسکناساشون استفاده کنن تو مملکتشون

  2. سلام قربان
    .
    1- کار خدماتی با پول اعتباری متفاوت است. مثلا از قدیم مدیریت تاکسی تلفنی از راننده اش 20% میگرفته و الان هم 20% میگیرد. اما با ارزش ریالی کرایه ماشین اصفهان تا تهران ، قبلا یک ماشین میدادند.
    “اسکناس کالا نیست” وگرنه قبول دارم که اگر پول اعتباری کالا بود همه چیز حل میشد و معاملا کالا به کالا شکل میگرفت. با گفتن و نگفتن مردم هم اسکناس کالا نمیشود.
    .
    2- ربا برای طلا یک گناه حاشیه ای ست نه یک ضرورت غیرقابل اجتناب اقتصادی. . . در پول اعتباری اگر ربا حذف شود سیستم از بین میرود. از خود اقتصاددانها هم بپرسید قبول دارند. نرخ بهره ابزار اصلی بانک مرکزی در تنظیم اقتصاد همه کشورهای پول مبنا ست. البته در طلا و هر چیز دیگری هم ربا قابل تصور است ولی جزء لاینفک سیستم نیست.
    .
    3- این که اعتراف بانک مرکزی ست. وقتی سال پایه را تغییر میدهند میزان رشد اقتصادی هم تغییر میکند.
    .
    4- پول طلا اتوماتیک تعادل را ایجاد میکند. چون عرضه و تقاضای کالایی همزمان وجود دارد. قاچاق طلا همین الان هم مطرح است و ربطی به پول بودن یا نبودن ندارد.
    مثلا الگوی نقطه اعتدال پول اعتباری اروپا بود که میگفتند 2% تورم دقیق ایجاد میکند. ولی دیدید که پایدار نبود و ناگهان 30% افت ارزش یورو اتفاق افتاد.
    .
    5- اتفاقا دقیقا پولها و ارزها در رقابتند. در یک سال اخیر یورو 30% افت کرده است. چین ارزش پولش را پائین نگه میدارد تا رقابت کند. ایران از دلار و یورو تحریم شده. همه ی این ظلمها با پول اعتباری محقق میشود.
    .
    6- خوشم آمد که گذاره ی کاهش ارزش جهانی طلا را اصلاح کردید. چون طلا ثابت است و پولها شناورند. نیازی هم به زور نیست. همه ی دنیا به نفعشان است از پول طلا استفاده کنند.
    هر آدم عاقلی ترجیح میدهد با پول طلا معامله کند نه با پولی که کیفیتش دست بانک مرکزی ست.
    سربلند و پاینده باشید.
    التماس دعا.

  3. در مورد گزینۀ 1؛ حرف مردم را ملاک کالا بودن اسکناس ندانستم بلکه توافق همۀ آنها بر کالا بودن اسکناس را ملاک کالا دانستن اسکناس دانستم. منظورم اینه که وقتی حکومتی با تمام اعتبارش میگه این کاغذی که من چاپ میکنم، کالاست، همه قبول میکنند. علیرغم اینکه شما تا بحال به اون کاغذ نگفته باشی کالا. و همین کفایت میکنه. چون در طول تاریخ، خیلی از امور مردم، اعتباری و عرفی بوده و حتی شارع مقدس هم قبول و امضاء کرده.
    در مورد گزینۀ 2، میشه مستدل بفرمایید چرا اگه ربا حذف شود، سیستم پول اعتباری حذف میشود؟! چگونه؟ و خواهشا جواب من را به اظهارات و اعترافات اقتصاددانای احمق ارجاع ندین. که حالم بد میشه.
    در مورد گزینۀ 3، اصل رشد را عرض کردم نه تغییرات نرخ رشد را.
    در مورد گزینۀ 4؛ میشه بفرمایید چه تضمینی برای نفی کمبود عرضه و در نتیجه عدم تورم طلا وجود داره؟ و دیگر اینکه قاچاق طلا، وقتی طلا پوله و وقتی پول نیست بنظرتون یکیه و به یک میزانه؟!!
    در مورد گزینۀ 5؛ بنظرتون وقتی یورو کاهش ارزش داشته به معنای این نیست که اقتصاد اروپا کاهش ارزش داشته؟! یا اگه چین ارزش اسکناسش رو پایین نگه داشته بخاطر دستکاری در اقتصاد و کمک به تولیدو صادرات نیست؟ شما فکر کن واحد پول چین، طلا یا گوسفند باشه. اگه چین بخواد به صادرکنندگانش کمک کنه نمی‌تونه ارزش طلا و گوسفند رو با دستکاری در عرضه یا واردات یا غیره، پایین بیاره؟!! پس میبینی که ارزها فقط ابزارند و مهم، اقتصادها هستند. البته ممکنه یه ابزار راحت‌تر از ابزار دیگه باشه کنترلش.

  4. ارزش انسانها به تقواست ؛
    اما هر كالايي يك ارزش نسبي اي دارد و پول محاسبه كننده ي ارزش است.
    آيا ارزش يك كيلوگرم آهن سال 1380 با يك كيلوگرم آهن سال 1390 تفاوت پنج برابري پيدا كرده ؟
    مسلما خير. ارزش كالاها نسبت به هم “معمولا” ثابت است. اما چگونه ارزش پول نسبت به ساير كالاها همواره رو به كاهش است؟
    فرض كنيد پول كالاي توليد شده توسط بانك مركزي ست و مثلا نان كالاي توليد شده توسط نانوايي است.
    هزينه تمام شده ي اين دو كالا چقدر است؟ سود توليدكننده ها از كالايشان چقدر است؟ چگونه است كه اگر نانوا كالايش را به بانك مركزي بدهد و كالاي او را بگيرد، بعد از پنج سال همان كالاي بانك مركزي را پس بدهد ثلث كالايش را هم نميدهد؟
    اين تناقضات يعني اساسا پول اعتباري كالا نيست و اعتبار است و به اعتبار صادر كننده اش بستگي دارد.
    .
    اگر پول بين المللي طلا باشد، ديگر چين نميتواند توليدات ديگران را از بين ببرد.

  5. سلام
    بنده هم عرض نکردم که پول ذاتا کالاست. عرض شد که اعتبار حکومتی، باارزش‌تر از ذاتی بودن کالاست. اگر هم میبینید که پول همواره در تنزل است بخاطر عملکرد همان آقایانی است که شما ایشان را (در مقایسه‌ای درست ولی بیجا) بهتر از قبل از انقلابی‌ها دانستید. آدم حسابی سر کار باشه تورم اگه منفی نباشه مثبت نمیشه. آیا واقعا این واقعیات رو انکار کرده و نادیده میگیرید؟! چرا جدا؟!
    و
    چین با حمایت از تولیدکننده‌ها و صادرکنندگانش، تولید دیگران را از بین نمی‌بره بلکه از بیت‌المالِ خودش خرج تولیدکنندش میکنه و بشون یارانه میده. این احمق‌ها هم اگه زرنگ بودن، این تورم همیشگی ایران رو یه چند وقتی مینداختن تو وادی تولید؛ اونوقت میدیدیم که ما بزرگترین تولیدکنندۀ دنیا میشدیم یا نه. ولی تورم ما در خدمت انگل‌ها و واردکنندگان کالای غیرضرور است.
    {راستی در خلال این جور بحث‌ها و فارغ از سیگنالهای منفی اخلاقی که ممکنه در خلال بحث‌های علمی به طرفین منتقل بشه، باید بگم که من به عنوان داداش کوچیکت، دوستون دارم. اصن شاشیدم به تمام اعتقاداتم!}

  6. سلام قربان
    چرا اعتبار حكومتي با ارزشتر از كالاست؟
    مثلا اگر رئيس بانك مركزي يك كاغذ سفيد را نقاشي كند و امضايش كند و ببرد نانوايي ، يك قرص نان بهش ميدهند؟
    .
    اگر همه ي مسئولين هم معصوم باشند ، با سيستم پول اعتباري امكان ندارد تورم و رباي بانكي حذف شود.
    .
    چون سيستم پول اعتباري به خلق اعتبار زنده است.
    .
    اگر نرخ برابري پول داخلي نسبت به دلار پائين باشد، (يعني اصطلاحا دلار گران شود) توليدكننده داخلي موقتا پيشرفت ميكند ولي رفاه جامعه كم ميشود. مثل چين.
    .
    اگر نرخ برابري پول داخلي نسبت به دلار بالا باشد (يعني دلار ارزان باشد) توليدكننده داخلي ضرر ميكند ولي رفاه جامعه موقتا افزايش ميابد. مثل كويت.
    .
    اما تعادل در پول طلاست.

  7. سلام آقا يك سوال دارم
    اگه من دلار چاپ كنم و طلا بخرم و گنج كنم بذارم تو خونم و اين كار را تا جايي ادامه دهم كه 75 درصد طلاي جهان در ازاء كاغذهاي دلار به من اختصاص پيدا كند. آيا تنظيم قيمت طلا در جهان نسبت به هر ارزي (دلار ، ريال و … ) در اختيار من قرار دارد يا نه ؟
    خوب چطور آن وقت ارزش طلا رو ميتونم ملاك مقايسه قرار بدهم ؟ گرچه قبول دارم از پول اعتباري خيلي بهتره.
    خدا وكيلي سرم درد گرفته چون تو فيزيك و رياضي بالاخره يك چيز را مثل متر ملاك سنجش قرار مي دهيم و همه حرف هم را ميفهميم اما تو اقتصاد با پول اعتباري كه سردرد ميگيري با طلا هم گير ميفتيم.
    از مبادله كالا با كالا تصوير روشن تري دارم تا مبادله كالا با طلا چون طلا به درد من كه نميخورد نه مي توانم سوارش شوم و به جايي بروم نه مي توانم بخورمش …. شايد به عنوان چيزي كه برق ميزند براي بچه هاي كوچيك به درد بخورد با براي ساخت تجهيزاتي با مقاومت الكتريكي كم ( مثل هادي در cpu و .. ) نمي دانم شايد معادل عمر ملاك خوبي باشد. مثل فيلم IN time

    • سلام برار مجاهد
      بيا براساس اينكه همه ي مخلوقات خدا براي هدفي خلق شده اند بررسي كنيم.
      هر كدام از عناصر جدول تناوبي خاصيتي دارند كه با آن خاصيت و مقدارش چرخه ي حيات ادامه پيدا ميكند. از اكسي‍ژن و نيتروژن و كربن تا آهن و آلومينيوم و اورانيوم.
      آنچه به نظر، كاربرد مجهولي دارد طلاست. عجيب آنكه كلي احكام شرعي و عرفيات اجتماعي و قانوني بر طلا حاكم است.
      وقتي دقيق شوي دو حالت وجود دارد:
      1- “استغفرالله” خداوند در آفرينش و شرعيات طلا عبث و بيهوده عمل كرده است.
      2- طلا با ارزش ثابت ؛ متر و معيار اسلام در طراحي نظام اقتصادي ست.
      .
      متاسفانه از استدلال شما ؛ گزينه ي اول استنباط ميشود.
      التماس دعا

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*