بحث طلبه ای درباره پول طلا

مقاله “پول طلا تورم ندارد” ؛ خیلی بحث برانگیز بوده است. واقعیت این است که هیچکس باورش نمیشود تورم از اقتصاد ایران حذف شدنی باشد.

بحث تا جایی پیش رفت که آقای “محمد” در یک نظر سوالات زیادی را مطرح کرد. سوالاتی که عموما در ذهن بسیاری از دوستان شکل میگیرد.

گرچه در مقالات مختلف مفصلا پاسخ بسیاری از مطالب داده شده ؛ اما ترجیح دادم مطلبی مستقل و تفکیک شده برای پاسخ به سوالات ایشان ارائه کنم.

شرح سوالات :

اما ما طلبه‌ها چون عادت داریم یه بحث رو خوب حلاجی کنیم و پوست هم رو توی بحث بکنیم، (علیرغم خوندن تمام مقالات سایت) باید ایرادهایی که به نظریۀ برکت به ذهنم میرسه رو خدمتتون عرض کنم. شما ببین اگه جواب داره لطف کنید جواب بدین. وگرنه بپردازیم به مرحلۀ بعد بحثمون. فقط خواهشا به اصل استدلالها توجه داشته باشین و کاری به نکات فرعی نداشته باشین؛

.

——————————————————————————————————————————————————–

سوال اول : اقتصاد ما بسیار بزرگتر از میزان طلایی است که در خزانه بانک مرکزی موجود است. اگر طلا رأسا واحد پول گردد تقاضا برایش بالا می‌رود ولی هم‌اینک عرضه‌اش ثابت و ارزش آن کمتر از حجم تبادلات جاری است. که باید بتوان با صادرات کالا و واردات طلا، مشکل را حل نمود تا اقتصاد و معاملات و تبادلات مردم فشل نشود. زیرا لازمه اینکه پول‌مان را طلامحور کنیم این است که حداقل به اندازۀ ارزش مبادلات جاری و بالقوۀ کشور، طلا داشته باشیم.

پیامدهایی که دارد این است که اگر ایران در اثر تحریم یا نداشتن منابع مالی کافی و یا غیره، کالای کافی برای صادرات نداشته باشد تا طلای کافی وارد کند اقتصاد خواهد خوابید. درست مثل زمانی که میزان خلق اسکناس در بانک مرکزی به مراتب کمتر از ارزش تبادلات جاری باشد. مگر اینکه دوباره توسط بانک مرکزی یا بانکها دست به خلق اعتبار بزنیم و بیشتر از طلای موجود، به مردم وام و اعتبار دهیم. که این کار بازگشت به همان سیستم اسکناسی است. و اگر این وام‌ها به تولید اختصاص نیابد باز شاهد تورم مذموم خواهیم بود!

پس تنها چاره این است که اولا تحریم را دور زده و ثانیا با خلق بی‌پشتوانۀ اعتبار، و اختصاص آن به تولید و صادرات، تولید را رونق و کالای کافی برای صادرات داشته باشیم. و مشاهده می‌کنیم که تغییر پول از ریال و دلار به طلا اثری در کنترل تورم درونی (غیر وارداتی) ندارد. باعث اشتغال هم نخواهد شد. و این تقویت تولید و صادرات است که تورم را ریشه‌کن می‌کند.

البته می‌توان صادرات را هم بی‌خیال شد و فقط به ممنوعیت خلق پول بی‌پشتوانه از بانک مرکزی و بانک‌ها بسنده کرد و تورم را از بین برد؛ ولی در آن صورت مملکت می‌خوابد. پس می‌بینیم که مسأله تورم در دنیا به سبب ذات اسکناس نیست بلکه به دلیل چاپ بدون پشتوانۀ آن است. اگر با پشتوانه چاپ شود هیچ اشکالی پدید نمی‌آید. پس ثابت ماندن ارزش کالاها در درازمدت ربطی به مبنا بودن طلا در ارزش‌گذاری ندارد و با اسکناس هم می‌توان ارزش کالاها را ثابت نسبت به هم ثابت نگه داشت.

——————————————————————————————————————————————————–

پاسخ بت شکن : آمار شما از طلای بانک مرکزی و حجم اقتصاد ما از کجا به دست آمده است؟ احتمالا حدسی است.

اما من یک معیار منطقی دارم . فرض کنید کشور ما  100 تن موجودی فعلی طلا دارد. احجم پول در گردش کشور هم 100 هزار میلیارد ریال باشد. در این شرایط هر کیلوگرم طلا قیمتش میشود یک میلیارد ریال . یعنی هر گرم طلا با یک میلیون ریال مبادله میشود. اگر همین شرایط پایدار بماند خیلی خوب است و سطح قیمت های نسبی هم ثابت میماند.

معتقدم اگر بانک مرکزی نسبت ارزش طلا و ریال را ثابت نگه دارد تورم کنترل میشود اما چند عامل دیگر تعادل را به هم میزنند.

یکی از مهمترین این عوامل دلار است. نوسان دلار تاثیر مستقیمی بر تعادل ریال – طلا دارد. عامل دوم تولید اسکناس و اعتبار توسط بانک ها ست.

1- عامل ارزش دلار که از نظر عملیاتی دست آمریکاست و شرایط اقتصادی اش را با وابسته کردن پولهای اعتباری، به دیگران گره زده است. همان چیزی که میگویند آمریکا تورم خود را صادر میکند. در بیان ساده ، وقتی آمریکا پول چاپ کند ارزش دلار در مقابل طلا پائین میآید. اما چون همه ی چول های دیگر به پشتوانه ی دلار تعریف شده اند، برآیند کاهش ارزش بین همه تقسیم میشود.

مثلا فرض کنید حجم کل دلار آمریکا معادل 500 تن طلا باشد. حجم پول های دیگر کشورها اعم از ریال و یورو و یوآن و ….. هم جمعا معادل 50000 تن طلا باشد. چون پولهای دیگر همگی با متر دلار سنجش اعتبار میشوند؛ وقتی آمریکا 10% حجم پولش دلار بدون پشتوانه تولید کند، ارزش پولش 10% پائین نمیآید. بلکه ارزش دلار 0.1% پائین میآید و بقیه ی 9.9% کاهش ارزش پول به سایر پول ها منتقل میگردد. درحالیکه کل منفعت حاصل از 10% افزایش نقدینگی صرف منافع آمریکا میشود.

اما در ریال اگر 10% حجم ریال موجود پول بی پشتوانه چاپ شود ارزش ریال 10% کاهش میابد. این بیان ساده ی مطلب است و باید پشتوانه بودن نفت برای دلار را هم در نظر گرفت با همان استدلال تحلیل کرد. البته اگر ما بودن وابستگی به دلار فقط با طلا معامله کنیم همه ی این خباثتها خنثی میگردد.

2- اسکناس و اعتبار بانکها ارزش برابری ریال و طلا را تغییر میدهد. اما اگر پول طلا باشد و اعتباری نباشد این اختیار از نهادهای سودمحور بانکی گرفته میشود و تورم این بخش هم از بین میرود.

به طور کلی مقدار طلا و دلار بانک مرکزی را اگر ثابت فرض کنیم، وقتی ارزش ریال پائین میآید و ما فکر میکنیم قیمت ها بالا رفته است، در واقع کالاها نسبت به هم ثابتند که بارها ثابت کرده ام. دخالت دستوری دولت فقط زمان را عقب و جلو میکند وگرنه همه ی کالاها به یک نسبت تغییر میکند.

بحث فشل شدن معاملات منتفی ست. چون طی یک برنامه ی دو ساله میتوان جامعه را مخیر به انتخاب پول ریال یا طلا کرد. فروشنده و خریدار هم اختیار دارند با ریال یا طلا معامله کنند. همانطور که از سال 90 به این طرف خیلی از معاملات داخلی دارد دلاری انجام میشود.

هرچه طلا در معاملات جایگزین ریال شود ؛ ارزش برابری ریال به طلا پائین میآید و اقبال به پول طلا بیشتر میشود. همانطور که ارزش فلز سکه های 5 تومانی بیشتر از عدد اعتباری روی آن شد.

چگونه ادعا دارید با افزایش تولید تورم مهار میشود؟ الان تولید خودرو 20 برابر تولید خودرو 20 سال پیش است. آیا تورم ریالیش مهار شده؟

خلق پول بدون پشتوانه برای ریال و دلار ممکن است اما برای طلا ممکن نیست.

میفرمایند ممکن است طلا کم بیاید. خوب بانک مرکزی و دولت دلار بدهد طلا بگیرد. دولت دلار لازم ندارد. همانطور که ملت ریال لازم ندارد.

فکر میکنید اگر پول بدون پشتوانه چاپ نشود مملکت میخوابد. چرا ؟

میفرمائید ثابت بودن قیمت ها با پول اعتباری هم ممکن است. بله روی کاغذ ممکن است اما در طول این همه سال در عمل ممکن نشده. سال 1363 سکه 3900 تومان بوده. بانک مرکزی هم استدلالهای شما را داشته. پس چی شده که 256 برابر شده ؟ البته ارزش همه ی کالاها ثابت مانده. ریال است که بی ارزش شده و سودش به جیب بانکهای ایران رفته. البته مقدار زیادی اش هم دلار بی ارزش شده و سودش به جیب بانکهای آمریکا رفته است.

من معتقدم اگر قرار بود ارزش ریال و دلار ثابت بماند بعد از این همه سال امکان پذیر میشد. پس به تجربه میتوان ثابت کرد غیر ممکن است.

——————————————————————————————————————————————————–

سوال دوم : پس فایدۀ پول طلا کجاست؟ تنها فایده‌اش جلوگیری از انتقال تورم ایجاد شده از طرف کشور صاحب ارز جهانی یعنی آمریکا به دیگر کشورها می‌باشد. که البته فایدۀ بسیار بزرگی برای ایران و دنیاست. ایران فایده می‌کند چون دشمن اصلی‌اش را که درصدد براندازی نظام و اقتصاد ما بوده از میان برداشته و تضعیف کرده و دنیا فایده می‌کند چون اموالش توسط آمریکا دیگر به تاراج نخواهد رفت.
ولی شکوفایی اقتصادی و اشتغالی ربطی به این مسئله ندارد و ما تا سیستم ربوی و مصرفی‌مان را درست نکنیم اقتصادمان درست نخواهد شد. تا خلق بی‌پشتوانۀ اسکناس و ایجاد تورم، در جهت واردات کالاهای غیرضرور باشد وضع‌مان همین است. اما اگر خلق بی‌پشتوانه پول و ایجاد تورم ممدوح را، در جهت تقویت تولید و صادرات (بصورت موقت و کنترل‌شده و از باب مالیات و خراج همگانی) انجام دادیم اشکالی ندارد چون بعد از مدتی که بنیۀ اقتصادی نظام قوی شد دیگر احتیاجی به خلق بی‌پشتوانۀ پول نیست.

——————————————————————————————————————————————————–

پاسخ بت شکن :  خلق پولی که میفرمائید؛ تا حالا 256 برابر مقدار 30 سال پیشش انجام شده است. هیچ منفعتی از این پولها به تولید نرسید. تولید با تلاش تولیدکنندگان پیشرفت کرده وگرنه از این پولها فقط تورم و ربایش به تولید نفوذ کرد. تولید وقتی پیشرفت میکند که ارزش پول در گردش ثابت باشد نه اعتباری.

پول اعتباری همیشه سد راه تولید بوده و هیچ گاه به کمک تولید نیامده و نخواهد آمد. در آمریکا هم نتوانست. مشاغل تولیدی در آمریکا هر روز کمتر میشود و مشاغل پولی بیشتر میشود.

الان 60% مشاغل آمریکا با پول کار میکنند. در ایران هم همه ی بانکی ها به طور مستقیم و دلال ها به طور غیر مستقیم شغل پولی دارند نه تولیدی.

——————————————————————————————————————————————————–

سوال سوم : نکتۀ فرعی: اما تأثیر تغییرات قیمت جهانی طلا روی اقتصاد ما چقدر است؟ خوب است یا بد؟

——————————————————————————————————————————————————–

پاسخ بت شکن :  هر کس بتواند به خودش بفهماند که طلا ثابت است و تغییرات قیمت طلا بی معنی ست، همه ی استدلال ها را میپذیرد.

تغییر قیمت طلا نداریم . ارزش پولهاست که نوسان میکند. الان که فکر میکنیم طلای جهانی ارزان شده ؛ در واقع ارزش دلار بالا رفته و به نسبتش ارزش بقیه ی پول ها مثل یورو پائین آمده.

معتقدم دلار همه ی پول های اعتباری را نابود خواهد کرد.

ضمنا ارزش کالاها نسبت به هم برابر است و طلا و نفت و ساختمان و سایر اقلام در بلند مدت به یک نسبت تغییر میکنند.

——————————————————————————————————————————————————–

// این مطلب سوال نیست بلکه استدلالات سوال کننده است و پاسخ نمیدهم. //
فرض1. اگر اقتصاد و ارز کشورهای پیشرفته دنیا قوی شود طلا ارزان شده و کشوری که مبنای پولش صرفا طلا بوده درست است که از این به بعد طلای بیشتری در ازای صادرات کالا نصیبش می‌شود ولی ارزش دارایی‌های فعلیِ طلایی‌اش در بانک مرکزی چند برابر تنزل می‌کند. پیامد این چیست؟ آنهایی که دارایی‌هایشان را به طلا نگه داشته بودند اگر هم ورشکست نشوند بسیار ضرر می‌کنند اما مردم ضعیفی که چیزی به نام پس‌انداز در زندگی‌شان معنا ندارد مستقیما ضرری نخواهند کرد. ولی تورم ناشی از کاهش ارزش جهانی طلا، روی زندگی ایشان نیز تاثیر می‌گذارد. چون تا دیروز بابت مثلا یک کامپیوتر وارداتی، یک گرم طلا می‌دادند ولی امروز باید سه گرم طلا بدهند. و آنها که تولیدگر صنعتی و کشاورزی نیستند و صرفا در مشاغل خدماتی یا کارگری مشغول هستند به دلیل تأخیرهای معمول در بالا رفتن دستمزدها (به علت مقاومت‌های طبیعی کارفرماها)، فشار زیادی را تحمل خواهند کرد. (دقیقا مثل هم‌الان که ریال و دلار واحد مبادلاتی پول کشور بوده و افزایش سه و نیم برابری نرخ دلار در برابر ریال، ملت را بیچاره کرد. نکته: اگر اقتصاد دنیا قوی شود طلا ارزان شده ولی با تقویت اقتصاد آمریکا، دلار گران می‌شود!)
نکته: در این سیستم هیچ سرمایه‌داری از ترس کاهش ارزش جهانی طلا، دارایی‌هایش را به صورت طلا نگه نمی‌دارد و به خرید زمین و آپارتمان و … روی می‌آورد و باعث تورم آن قسمت‌ها خواهد شد. و بعید است که مردم ما که عادت کرده‌اند پولشان را بگذارند در حساب بانکی و خیلی آسوده سودش را ببرند، بخواهند بیفتند دنبال تولید و کارخانه و غیره!
فرض2. اگر اقتصاد و ارزهای جهانی ضعیف شود طلا گران شده و کشوری که مبنای پولش صرفا طلا بوده ارزش دارایی‌های طلایی‌اش در بانک مرکزی چند برابر می‌شود. تولیدکنندگان و صادرکنندگان کالا، در ازای فروش اجناسشان طلای کمتری بدست می‌آورند و قدرت پرداخت دستمزد به کارگرانشان کاهش می‌یابد. و دوباره فشار زیادی به قشر کارگر و بخش خدماتی وارد می‌شود.
نتیجه و جواب سوال: پس می‌بینیم که در دو فرض بالا (صعود و نزول قیمت جهانی طلا) پول طلاپایه هیچ مزیتی بر پول اسکناس ندارد. و در ضمن، تغییر ارزش جهانی طلا نسبت به دیگر کالاها (نه نسبت به ارزها) امری شایع بوده و قابل انکار نیست. پس اینکه گفته شود در صورت حذف اسکناس از کشور و روی آوردن به دینار طلایی، تورم باز هم صفر است حرفی منطقی و علمی نیست؛ چرا که همین یک علت (تغییرات جهانی قیمت طلا) کفایت می‌کند تا این تلاطم قیمتی را بین کالاها و طلا شاهد باشیم.

بت شکن : %%در فرض یک و دو شما پول را ثابت گرفته اید و طلا را بالا و پائین کرده اید در حالیکه طلا و سایر کالاها ثابت هستند و یورو دلار و ریال دارد نوسان میکند.%%

اگه تا دیروز یه گوشوارۀ تزئینیِ 10 گرمی رو می‌خریدی مثلا یک گوسفند، امروز باید بخری دو گوسفند (فرضا که گوسفند واحد پول باشد!!). و این بالاپایین شدن قیمت، منافاتی با ارزش ذاتی داشتن یه کالا (مثل طلا) ندارد. اگه نخوایم طلا را با ارز و ریال بسنجیم می‌توانیم اینطور مثال بزنیم که تا دیروز می‌شد با 10 گرم طلا یک گوسفند خرید ولی الان می‌توان دو گوسفند خرید. منظور اینه که درست است که نباید بگوییم «طلا گران شد» و باید بگوییم «پول ارزان شد» ولی بین همان کالاهای دیگر (مثل طلا و گوسفند) هم به خاطر اختلاف تقاضای ایجاد شده، می‌بینیم که ارزش‌ها تغییر کرد. همانطور که اگر گوسفند را بکنیم پول رایج کشور، ارزشش به مراتب بیشتر از مقدار فعلی خواهد شد و از ارزش طلا هم بیشتر خواهد شد زیرا تقاضایش بالا می‌رود. بالا رفتن قیمت طلا در دنیا از 200 دلار به 1200 دلار در این اواخر به دلائل ضعف ارزها و روی آوردن مردم دنیا به طلا، به همین علت است. کالاهای دیگر هم در این مدت، گران شدند ولی نه به اندازۀ طلا.

بت شکن : %%در مورد مقایسه ی قیمت گوسفند باید دقت کنید که قیمت گوسفند در صدر اسلام با قیمت الانش تقریبا برابر است. روایت است که زمان پیامبر یک گوسفند حدود یک دینار یعنی یک مثقال طلا بوده  و الان هم همین حدود است. یعنی در 1400 سال گذسته قیمتش ثابت بوده است.%%
نکته فرعی: در مورد امکان داشتن تحریم پول و عدم امکان تحریم طلا باید عرض شود که چه عاملی باعث می‌شود نتوان طلا را تحریم کرد؟ دلیلی جز چمدانی بودن انتقال آن وجود دارد؟! خب مگر نمی‌شود اسکناس را به صورت چمدانی و نه از طریق بانکها که امکان ردگیری دارند منتقل کرد؟! در اینجا اسکناس دلار یا یورو یا غیره هم نوعی کالای قابل حمل به حساب می‌آید. و این سخن که «طلا ابزاری برای مبادله با کشورها برای دور زدن تحریم‌هاست.» همین الان هم در حال اجراست و ربطی به این ندارد که اسکناس را از داخل حذف و طلا ضرب کنیم.

بت شکن : %%استدلال شما تائید پول طلاست. وقتی میشود با طلا تحریم را دور زد ؛ پس پول طلا بهتر از ریال و دلار است. اما انتقال چمدانی دلار بسیار سخت تر از طلاست چون با قانون پول شویی بیشتر از 1000 دلار بدون سوئیفت غیرقانونی ست. آمریکا بر گردش دلار تسلط دارد ولی بر گردش طلا خیر. همانطور که اگر در ایران ریال جابجا شود دولت ردگیری میکند ولی بر گردش طلا نمیتواند مسلط شود.%%
نکته فرعی: می‌فرمایید «طلا دارای ارزش ذاتی است و دولت نمی‌تواند همانطور که هم‌اینک با خلق اسکناس جدید، از مردم دزدی می‌کند، در آن سیستم طلاپایه هم دزدی کند.» ولی بفرمایید که این دولت دزد که تنها مجریِ ضرب طلا در کشور است، اگر در همین سیستم طلاپایه هم بخواهد در ازای طلایی که ضرب می‌کند (بصورت وام و تسهیلات و غیره و گرفتن سود) از مردم اضافه‌خواهی کند چه کسی مانعش می‌شود؟! هیچ مانعی وجود ندارد. اگر بگویید که خب وظیفه ضرب طلا را به یک سازمان غیردولتی و معتبر واگذار می‌کنیم خب همین الان هم که سیستم اسکناس‌محور حاکم است می‌توان همین کار را کرد و ضرب اسکناس و خلق پول را از دست دولت درآورد. پس مشکل، مشکل سیستماتیک است نه طلا و اسکناس.

بت شکن : %% اسکناس بدون پشتوانه مثل طلای کم عیار است. با این تفاوت که اسکناس بدون پشتوانه و با پشتوانه را جامعه نمیتواند تشخیص دهد ولی طلای کم عیار را به راحتی میتوان تشخیص داد پس حاشیه ای میشود. مثل پول تقلبی که کسی چاپ کند.

اضافه خواهی و ربا از طلا یک موضوع حاشیه ای ست که بانک ها هیچ وقت نمیتوانند انجام دهند. چند بار هم سعی کرده اند (مثلا بانک صادرات) اما شکست خورده اند. اما ربا در پول اعتباری جزو ملزومات است و به گفته ی همه ی اقتصاد دانها نرخ بهره جزو ملزومات اقتصادی فعلی ست.%%

بت شکن : چون سوال نیست به توضیح تیتر وار مختصر درباره ی استدلالات فوق اکتفا کردم. ضمن اینکه مفصلش در مقالات وجود دارد.

11 نظر

  1. سلام رفیق
    چون دسرسی به کامپیوتر و اینترنت ندارم و مودمه سوخت و رییس جدید اهل مرخصی دادن نیست و فعلا دارم با تبلت داداش سایتو نیگا میکنم
    پس نمیتونم چیزی تایپ کنم و بنویسم. ایشالا شب عید میرسم خدمتتون. ولی باز تاکید میکنم که درد اقتصاد ما اقتصاددانها و مجریاش هستن (تصمیمسازان و تصمیمگیران) وگرنه با همین کاغذها هم میشه وضعو درست کرد. یعنی اگه چارتا آدم حسابی توی این چهل سال سر کار بودن اونوقت ارزش اسکناسمون اینجور از بین نمیرفت. تجربه ی سیاسیون و اقتصادیون نالایق ایرانی و خارجی رو نمیتونید توی سر ما و بحث بزنید.
    دوباره و صدباره باید شعار معروفم رو بدم؛ آفرین به جمهوری و لعنت به جمهوری افسارگسیخته.
    یعنی ما فقط یک حق رای داریم و مجاز به ایجاد حکمیت برای آن منتخبمان نیستیم.
    و خدا اونقدر صبر میکنه تا ما این اخلاقمونو درست کنیم چون سنتهای الهی تغییرناپذیرن و ما پسرخاله ی خدا نیستیم.
    امام خمینی: فقط و فقط و بازهم فقط با پشتیبانی کامل از ولیه جامعه است که به مملکت و اقتصاد و امنیت شما آسیبی وارد نمیشود. فقط!
    حالا بریم واسش رییس جمهور و رییس مجلس و نماینده و وزیر انتخاب کنیم و چهل سال منتظر بشینیم تا این کدخداها اقتصادمونو درست کنن. زهی خیال باطل
    داداشم جواب مستدل شما رو هم سر اولین فرصت مینویسم با این جهتگیری که با اصل پول طلاپایه مخالفتی ندارم ولی با اعتقاد براینکه درمان درد اقتصاد ما طلا و اسکناس نیست

  2. سلام
    اما؛
    1- همه می‌دانیم که:
    طلا: کالایی ماندگار است.
    طلا: غیرقابل جعل و با قابلیت ضریب محدود است.
    طلا: کالایی است که شاید ارزشش کم بشه و به کف قیمت خودش برسه ولی چون ارزشش ذاتیه، دیگه قیمتش از یه جایی پایین‌تر نمی‌ره.
    و نیز فرض کنیم که ایجاد واحد پول با استاندارد طلا، باعث رکود اقتصادی نباشد!
    .
    .
    .
    پس طلا می‌تونست تقریبا بهترین گزینه برای واحد پول باشه. اما حالا که مسئولین صدر انقلاب، نتوانستند یا نخواستند آن را واحد پول کنند، به نظر شما باید چه کار کرد؟
    اگه قرار باشه واحد پول ما بشه طلا، اونوقت بانک مرکزی مجبوره تمام دارایی‌های غیرطلاش رو تبدیل کنه به طلا تا نقدینگی لازم و کافی در جامعه برقرار و موجود باشه. طبق آمار الان 700هزار میلیارد تومن پول نقد دست مردمه (نقد و سپرده). یعنی حکومت باید برای جمع این ریال‌ها تقریبا 7 هزار تن طلا به مردم بده. یعنی فردا اعلام کنه که مردم می‌تونن بیان ریال بدهند طلا بگیرن و همون فرداش هم ملت بریزن تو بانکها تا طلا بگیرن (چون می‌ترسن اگه دیرتر برن ارزش ریالشون به مرور کاسته بشه). اگه دولت‌ها این دارایی‌ها رو داشتند که خب زیمبابوه برای خلاصی از تورم فزایندۀ چند میلیون درصدیش که سال‌ها گریبان‌گیرش بود می‌اومد بجای اجرای سیستم چندارزی خارجی، دینارطلا می‌داد دست مردم! به نظرت این کار امکانپذیره و حکومت ما این دارایی رو داره؟

    • سلام برادر
      جسارتا نظر مفصلتان را به چهار بخش تقسيم كردم تا تحليل و پاسخش آسان گردد.
      .
      اول انقلاب هم اين ترس در تبديل ريال به طلا وجود داشت. اما هرچه پيش ميرود حباب پول اعتباري بيشتر رشد ميكند. اين حباب در بعد بين المللي به اين صورت است كه ؛
      از سال 1944 تا 1971 در ازاي هر 35 دلار يك اونس طلا تعهد شده بود و در بانك مركزي آمريكا نگهداري ميشد و قابل معاوضه بود. از 1971 به بعد ، اين رابطه قطع شد و بانك مركزي ديگر به ازاي دلار طلا نداد. در سال 2012 هر انس طلا با 1800 دلار مبادله ميشد.
      يعني اگر همان مقدار كالا (احتمالا طلا) در بانك مركزي نگهداري شده باشد و مقدار استفاده از دلار در جهان را هم ثابت فرض كنيم؛ دلار 51 برابر چاپ شده است. اما در 1971 اگر 3500دلار ميدادند 100 انس طلا ميگرفتند و در 2012 اگر 180000 دلار ميدادند 100 انس طلا ميگرفتند.
      .
      البته لازم به ذكرست كه گردش دلار بيشتر شد و احتمالا كالاهاي بانك مركزي هم. همچنين از 2012 تا الان رقباي دلار مثل يورو و كرون ضعيف شدند و دلار تقويت شده است كه مرتبط با اين بحث نيست.
      .
      نتيجه ي اين روايت تاريخي اينكه ؛ بانك هاي مركزي در مقابل مقداري موجودي (براي ايران طلا و دلار و اوراق قرضه) نقدينگي خلق ميكنند. اگر آن موجودي ثابت باشد و نقدينگي خلق شود، ارزش پول پائين ميآيد.
      يعني قبلا با 1000 تومان كالا (مثلا يك گرم طلا) ميدادند و حالا با 100000 تومان همان كالا را ميدهند.
      شما طلاي بانك مركزي را ثابت (مثلا 1000 تن) بگير و ساليانه 20% ريال چاپ كن. نتيجتا ساليانه 20% طلا گران ميشود. ابتدا و انتهاي پروسه، اگر كل نقدينگي را بدهي همان مقدار طلا ميشود. منتها ابتدا نقدينگي به ازاي هر گرم طلا 1000 تومان بوده و انتها به ازاي هر گرم 100000 تومان.
      .
      مثال : يك كيلو گوشت و دو كيلو نخود لوبيا و سه كيلو سيب زميني و چهار كيلو آب داريم. از پخت اينها ده كيلو آب گوشت به دست ميآيد. بانك مركزي وارد عمل ميشود و براي اينكه به كارمندان دولت هم غذا برسد، پنج كيلو آب اضافه ميكند. حالا پانزده كيلو آبگوشت كم كيفيت داريم كه پنج كيلويش به دولت و ده كيلويش به صاحبان اصلي ميرسد.
      البته اگر آشپز اراده كند ميتواند يك كيلو گوشت و دوكيلو نخود و سه كيلو سيب زميني اش را بردارد و ببرد و اجازه دخالت به دولت ندهد.
      يعني اگر مردم معاملاتشان را از ريال به طلا منتقل كنند دولت امكان دخالت در كيفيت پولشان را ندارد.
      .
      .
      در بحث پول اعتباري ايران و آمريكا و زيمباوه و چين و اروپا تفاوت ماهيتي اي ندارند. فقط سرعت دستگاه پول چاپ كني و نفوذ پولشان متفاوت است.
      اينكه چرا به طلا منتقل نميشوند هم چون دولتها ترجيح ميدهند، با خلق پول از پس انداز مردمشان دزدي قانوني كنند و كسي هم اعتراض نكند. اگر بتوانند پولشان را در كشورهاي ديگر نفوذ دهند و از بقيه هم دزدي كنند. شايد هم نميدانند.
      .
      .
      براي تقريب به ذهن ؛ شما فرض كنيد از فردا اصفهاني ها قصد كنند به جاي ريال با طلا معامله كنند. پس از طلا فروشي سكه پارسيان ميخرند كه از 5000 توماني تا 2.5 ميليون توماني اش موجود است. در معاملات از اين سكه ها استفاده ميكنند و ريال از اصفهان حذف ميشود. البته به همان نسبت ارزش ريال كم ميشود.
      .
      طبق محاسبه، اگر همين كار را همه ي دولت ها بكنند، قيمت دلاري هر انس طلا به 20000 ميرسد و اين يعني نابودي اقتصاد آمريكا.

  3. 2- (اصلا گیریم اگر حتی خود امام زمان هم بود نمی‌توانست با این پول اعتباری، اقتصاد رو درست کنه!! و کفایت و اختیارات امام زمان هم در حد همین مسئولین خودمان است!) اینکه می‌فرمایید پول اعتباری، باعث ربای سیستماتیکه، تجربه‌های ژاپن و آلمان و کشورهایی که بدون داشتن پول طلا، تورم یک درصدی و حتی صفر و منفی دارن رو چطور تحلیل می‌کنید؟

    • معتقدم امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) هم سبك حكومتي امام علي (عليه السلام) را در اقتصاد پول طلايي (زكات محور) پياده ميفرمايند. ان شاء الله
      .
      كشورهايي مثل ژاپن و آلمان تورمشان را به ما صادر ميكنند. ضكن اينكه در نظر داشته باشيد، يورو از 92 تا 93 كاهش ارزش 30% ي داشته است. سيكل ” ركود – بهبود – رونق – تورم ” در اقتصاد آدام اسميتي غيرقابل اجتناب است. اين نظر پيغمبر خودشان است.
      .
      البته شما رباي سيستماتيك را مطرح كرده ايد كه در ژاپن و آلمان هم علي رغم كاهش تورم، وجود دارد.

  4. 3- فرض کنید که سلّمنا! اصلا حکومت این دارایی عظیم رو داره تا (ولو به صورت درازمدت و چندساله) به مردم بده. آیا اگر بتوان با همین سیستم فعلی پول، تورم را کم کرده و تولید را رونق داد، آیا به نظر شما عاقلانه است که این حجم عظیم از ثروت که می‌توان به هزار زخم اساسی زد را خرج کرد؟! لطفا اگر می‌فرمایید این خرج و هزینۀ هنگفت، خیلی زود برمی‌گرده به بیت‌المال، با آمار و دقیق اون رو اثبات کنید و بگید ظرف چند سال برمی‌گرده.

    • اصلا بحث انتقال ثروت نيست.
      يك كارگر ابتداي سال قرارداد ميبندد ماهيانه يك ميليون تومان بگيرد. يك ميليون تومان فروردين با يك ميليون تومان اسفند فرق دارد. مابه تفاوتش را بان مركزي به نفع دولت بالا كشيده است.
      با طلا جلوي اين سوءاستفاده گرفته ميشود.
      .
      ضمنا دولت كه نميتواند منابع پشتوانه ي ريال را خرج كند. اگر خرج كند كه ريال را بي ارزش تر كرده است.

  5. اما؛
    این قسمت از بار مملکت بر روی دوش ضعفاست یا غیر ضعفا؟ چون دولت با خلق بی‌پشتوانۀ اسکناس ارزش دارایی‌های پولی جامعه را کم می‌کنه پس هر کس پول بیشتری توی حساب داشته باشه سهم بیشتری از بار مملکت رو تقبل خواهد کرد. حالا بهتره که پول مملکت، طلا و غیرقابل جعل باشه یا اینکه اسکناس باشه تا دست دولت برای أخذ مالیات پنهان از ثروتمندان و اسراف‌کاران جامعه باز باشه؟! البته به طور کنترل شده که به تورم فزاینده کشیده نشه. و البته در کنار سیاست‌های حمایتی از اقشار ضعیف و تولید. و البته فقط تا زمانی که تولید رونق بگیره.
    شما ممکنه بفرمایید این کار حکومت، دزدی است. ولی این واقعیت نداره. مگر اینکه قائل بشید که خمس و زکات هم دزدی است. کاری به اختیاری بودن خمس و زکات و اینکه آیا حکومت باید مردم را مجبور به دادن خمس و زکات بکند یا نه ندارم. ولی آنچه در شرع آمده این است که دادن خمس و زکات واجب است و این حقی است به نفع حکومت. تا به وظائفش به درستی رسیدگی کند. حالا از شرع و دین گذشته، آیا نوعِ گرفتن حق حکومت، موضوعیتی دارد؟ مهم این است که خدا حکومت را در مال مردم شریک گرفته است. اگر نخواهیم دینی و شرعی به ماجرا بنگریم می‌بینیم دیگر نمی‌شود به حکومت گفت دزد. اصلا در احکام اسلام هم داریم که پس گرفتن مال از دزد، حتی بطور مخفیانه هیچ اشکالی ندارد. همان که در اصطلاح عامیانه می‌گویند دزدی از دزد. ولی اینجا دزدی محسوب نمی‌شود. اصلا چرا باید دلسوزی بشه برای مردمی که حق حکومت را نداده‌اند!؟ برخورد حقوقی و جزایی با فراریان مالیاتی اشکالی داره؟!

    • اولا ضعيف و قوي بودن يك فرد، دزدي از او را توجيه نميكند.
      اما ، اتفاقا دارايي هاي ريالي بيشتر متعلق به قشر متوسط به پائين جامعه است. جامعه ي كارگري و كارمندي و بازنشسته و كلا حقوق بگيران دارايي شان ريالي ست. ريالهايي كه يا گرفته اند و يا قرار است بگيرند.
      قشر قوي تر جامعه يعني كارفرمايان و كاسب ها، بيشتر دارايي شان كالاست.
      من با صنف زرگري در ارتباطم. كاهي يك زرگر 200 كيلو طلا دارد ولي 10000 تومان توي جيبش نيست.
      سوال : از خلق پول بانك مركزي صاحبخانه بيشتر ضرر ميكند يا مستاجر ؟
      .
      البته اين پيشگيري از مظلوم شدن اقتصادي، در كراهت اجير شدن براي ديگران و استحباب شغل مستقل ، پيش بيني شده است.
      .
      از شما بعيد است بحث خمس و زكات را با خلق پول اعتباري مشابه بگيريد.
      كاهش ارزش پول ظلم به كساني ست كه به پول اعتماد كرده اند. در واقع هركجا به شيطان اعتماد كني ، او به تو خيانت ميكند.
      يعني ميفرمائيد؛ امثال من كه ترجيح ميدهيم اختيار اموالمان دست خودمان باشد تا بانك مركزي، يعني خمس و زكات شرعي مان را نداده ايم ؟
      .
      ما براساس حق و باطل شرعي استدلال ميكنيم. زكاتي كه همه جا در كنار نماز است، در زندگي ما كجاست؟ پول طلا احياگر زكات قرآني ست.
      .
      يا حميد به حق محمد. يا عالي به حق علي. يا فاطر به حق فاطمه. يامحسن به حق الحسن. يا قديم الاحسان به حق الحسين ….. عجل لوليك الفرج

  6. سلام
    اینترنت ما به لطف مخابرات و وزیرش دو روز کامل قطع بود!! لپتاپمونم رفت به فنا!! واسه همین اگه دیر جواب میدم ببخشید دیگه.
    اما ادامه گفت و گو؛

  7. آیا واقعا آمار میگه «ریال جامعه دست ضعفاست»؟! بگذریم ولی در نظر داشته باشید همانطور که فرمودید: «یک میلیون تومان حقوق اسفند کارگر بی‌ارزش‌تر از حقوق فروردینشه»، باید بفرمایید: «همانطور هم کرایه‌خونۀ آخرین ماه اجارۀ او هم کمتر از اولین ماهشه». همینطور در جریان خرید اقساطی و تأخیرهای بازپرداختش. و قس علی هذا! پس اصطلاحا «این به اون در»؛ البته «تقریبا» و یا حداقل «تا حدودی». و اصلا تسلیم و قبول که عمدۀ ریال‌ها دست ضعفاست ولی باز عرض می‌کنم که حکومت بایست سیاست‌های حمایتی کافی رو از «اقشار آسیب‌پذیرفته» (و نه آسیب‌پذیر) به عمل بیاره.
    شما در جواب اول فرمودید: «اول انقلاب ترسیدند که ریال را تبدیل کنند.» و جواب سؤال بنده را ندادید. من کاری ندارم که ترسیدند یا نه. عرض کردم از کجا اون همه طلا و دارایی رو بیاورند تا به عنوان پول برکت، در ازای ریال‌های جمع‌آوری شده در اختیار مردم قرار دهند؟ در جواب سوم فرمودید: «انتقالی در کار نیست و دولت نمی‌تواند پشتوانۀ ریال را خرج کند.» سؤال می‌کنم؛ بالأخره قراره سکوک 14عیاریِ برکت به مردم منتقل بشه یا خیر؟! اگر هم منظورتان پخش سکه‌های طلای برکت نبود و قائل به اسکناس‌های با پشتوانۀ طلا هستید، خب همین حالا هم داره همین شیوه اجرا میشه دیگه؛ منتها با تخلف دولت‌ها از قانون، و چاپ درصدی اسکناس بدون پشتوانۀ طلا و دیگر سرمایه‌ها. شما فقط باید قانون رو اصلاح و سفت و سخت کنید و احتیاجی به پول برکت و استاندارد طلا نیست.
    در جواب دوم فرمودید: «علیرغم کاهش تورم، باز هم ربای سیستماتیک دارند. و ژاپن و آلمان تورمشان را صادر می‌کنند.» سؤال: پس این همه کشور که تورمشون منفی یا صفره و همشون از پول اعتباری استفاده می‌کنند آیا تورمشون رو صادر می‌کنن؟!! اگه بگید کشورهای با تورم صفر، به دو گروه ضعیف و قوی تقسیم میشن و کشورهای ضعیف چاپ اسکناس بی‌پشتوانه ندارن ولی کشورهای قوی دارن و تورم حاصله را صادر می‌کنن، باید عرض بشه که پس قبول کردید که میشه پول اعتباری داشت و دچار تورم نشد و دیگه احتیاجی به طلا نیست. و اصلا در مورد کشورهای قوی که چاپ بی‌پشتوانه دارند و تورم را صادر می‌کنند، عرض می‌کنم مگه صادرات تورم چه اشکالی داره و اگر تورم را عین ربا بدانیم! مگر در احکام اسلام نداریم که اخذ ربا توسط مسلمان از کفار بی‌اشکال است؟ و مگه در احکام اولیه یا ثانویه نداریم که برای حفظ ستون اسلام (که تنها مصداقش انقلاب خمینیه)، ربا که سهله، بلکه میشه کفار رو به قتل هم رسوند و باهاشون محاربه کرد؟ (توی پرانتز لازمه بدونیم که مثلا اون حکم رهبری مبنی بر ممنوعیت سلاح اتمی از باب احکام اولیه است نه ثانویه. کدوم عقل سلیمی اجازه میده وقتی دست دشمنان ما روی ماشۀ اتمه و کل اسلام و مسلمین و ضعفای دنیا در شرف نابودی توسط این وحشی‌ها هستند، شما از باب بازدارندگی و ایجاد ارعاب برای دشمن، اقدام به تولید سلاح اتمی نکنی؟)
    درخواست می‌کنم این اصطلاح «ربای سیستماتیک» را کاملا با مثال توضیح بدید تا مشخص بشه منظورتان از ربا بودن ذات پول اعتباری، دقیقا چیست. آخه شما فرمودین که سیستم پول اعتباری و اسکناس، یعنی ربای سیستماتیک. بعد حالا که تورم خیلی کشورهای قوی و ضعیف (در عین برخورداری از پول اعتباری) صفره، باز هم قائلید که ربا وجود دارد!
    خلاصه چرا مذمت می‌کنید قدرت صادرات تورم رو؟!! چرا توی دنیایی که همه سعی دارن با صادرات تورم، خودشون رو بالا بکشن، ما بگیم نه با اخلاق اسلامی سازگار نیست؟! چه اشکالی داره ما هم بجای توسری خوردن و مظلوم واقع شدن، هنرش رو داشته باشیم که تورممون رو صادر کنیم به کشورهای کفر، که حداقل توسط اون قدرتها له نشیم. اینجوری نه عقب افتادیم ازشون توی علم و…، و نه توسط ارزشون استعمار شدیم. اصلا قبول که پول اعتباری و تورم، یعنی ربای سیستماتیک؛ ولی اجرای این ربای سیستماتیک در قبال کفار چه اشکالی داره؟
    سؤال: فقط طلا می‌تونه پشتوانۀ اسکناس باشه؟ آیا نمیشه به اعتبار رشد آیندۀ اقتصاد و دارایی‌های انتظاری، فعلا شروع کنیم به چاپ اسکناس؟! اگه جواب «نه» باشه، رسما درِ قرض و استقراض را بسته‌ایم! در حالی که خدا باز و گاهی واجبش کرده بود.
    فرض کن خانواده‌های ایرانی مثل قدیم‌ها هرکدام چندین فرزند به دنیا بیارن و جمعیت ایران توی چند سال بشه صدها میلیون؛ اونوقت یقینا ذاغه‌نشینی از آپارتمان‌نشینی پیشی می‌گیره. حکومت با خلق پول بدون پشتوانه (البته بصورت کنترل شده)، به تولید و صادرات و نهایتا به اقتصادِ همین ضعفایی که شما نگرانشان هستید (و البته حق هم هست که نگرانشان باشیم)، فرصت رشد می‌دهد و اقتصاد را از حالت بدوی درمی‌آورد. فرصت تحقیقات گستردۀ علمی، پیشرفت‌های واجب نظامی، و فتح بازارهای جهانی را فراهم می‌آورد. حالا از این ناحیه مقداری تورم به جامعه تحمیل می‌شود. چیزی که عوض داره گله نداره. مردم هم می‌خوان پیشرفت کنن و هم می‌خوان هزینه ندن؟! چطور آنجا که اقتصادِ همین ضعفا پیشرفت می‌کند و ارزش پولشان بیشتر می‌شود را نادیده می‌گیرید؟ باید برآیند را نگاه کرد، نه فقط تورم را. می‌فرمایید خمس و زکات را مثال نزنم. چرا؟ وقتی تقریبا صددرصدِ جامعه از دادن این نوع مالیات اسلامی، ابا می‌کنند و رسما مال حکومت را می‌دزدند شما انتظار داری حکومت به خاطر من و شمای انگشت‌شماری که خمسمون رو می‌دیم بیاد از اخذ مالیات مخفی چشم‌پوشی کنه؟ که نکنه شاید این وسط چارتا ناحق هم اتفاق بیفته؟! خب اصلا مگه نمیشه از أهل خمس بصورت ویژه حمایت کرد؟! در ثانی چرا باید مدام از سیاست‌های حمایتی که حکومت می‌تونه در قبال ضعفا اجرا کنه، تغافل کرد؟!
    یه مثال دیگه؛ انصافا آیا فروش قسطی (که در اسلام مجاز است) در حقیقت نوعی گران‌فروشی نیست؟! آیا شما در این معاملۀ قسطی، به فروشنده می‌گید دزد؟! خیلی واضح است که خریدارِ کالای قسطی، آن کالا را گران‌تر از حالت معمول خریده است. به عبارتی می‌تونیم بگیم ارزش پولش کم شده و بواسطۀ قبول این معامله، پولش متورم شده. حالا من نمی‌دونم شما چرا بین گرانی و تورم فرق می‌گذارید! بله تعاریف این دو، با هم متفاوت است ولی نه از جنس تباین؛ بلکه اعم و اخص می‌باشند و تفاهم معنایی و وجه مشترک دارن. این مثال را زدم تا مقایسه کنم بین تورم نهفته در فروش قسطی و تورم حاصل از چاپ بی‌پشتوانۀ پول؛ تا نشه راحت به دولت گفت دزد!
    از طرفی این سؤال هم مطرح است که آیا کلا بیکار باشیم بهتره یا اینکه کار داشته باشیم ولی با مقداری تورم؟! به نظر شما درگیر یه جامعۀ بدوی بودن که واقعا بودجه‌ای برای تحقیقات و… نداره، خوبه؟ اونم در این شرایطی که تمام کشورهای دنیا ولو با قرض و بدهی هم که شده، قدرت‌های نظامی خودشون رو به شدت ارتقاء دادن و فضا رفتند و اتم شکافتند و…!
    حتما تایید می‌کنید که مجتهد باید طبق شرایط زمان و مکان فتوا بده. و نباید بصورت منجمد به آموزه‌های صدر اسلام نگاه بشه. چرا انقدر مطمئنید که حضرت مهدی با همان جزئیاتِ زمان حضرت علی به ادارۀ حکومت می‌پردازه؟ امام زمان، امامِ، زمانِ، خودش است. مفتیِ زمان خودش است، نه امامِ، زمان و زمانۀ امیرالمؤمنین. طبق روایات، باید منتظر «دین جدید» باشیم. نگاه فقیه عادل به جامعه، نگاه کلان است نه نگاهی تک‌بعدی و صرفا اقتصادی. باید نگاه کرد که بعد از انقلاب تا خود امروز، نظام دست چه کسانی با چه میزانی از تعهد و سواد بوده است! این خیلی مهم است. قوانین پرمنفذ و مسخرۀ بانکی‌مان را نگاه کنید. از طرفی جامعۀ دینی و مذهبی رو نمی‌شه تو این دنیای گرگ، طبق اخلاق اداره کرد؛ بلکه باید به شرعیات بسنده کرد. هر موقع مردمی داشتی که اهل انجام مستحبات و تهذیب نفس و سختی‌ها و احتراز از مکروهات و لغو بودند، اون موقع میشه گفت ما أهل توکلیم و جامعه رو بدون قرض و مالیات مخفی و غیره اداره می‌کنیم!
    البته شما می‌تونین بگین که با اصلاحات اقتصادی میشه هزینۀ تحقیقات عظیم علمی و نیز رشد تولید و صادرات و سیطره بر بازارهای دنیا را بدست آورد تا از بقیه عقب نماند. که باید عرض بشه که اصلا حقیر هم به همین قائلم، و معتقدم که اگه فساد و رانت اقتصادی، و افسارگسیختگی بانکی و نیز قوانین ناقص و پرضرر فعلی اصلاح بشه و مرفهین و متوسطین، مالیات و خمس و زکاتشان را بدهند (اگر بدهند!!) با همین اقتصاد هم می‌شه گلیم خود را در دنیا از آب بیرون کشید و دیگر احتیاجی به سیاست‌های تورمی و کسری آگاهانه بودجه نخواهد بود؛ ولی این باز ربطی به استاندارد طلا نداره و با همین اسکناس هم میشه اصلاحات را انجام داد. یعنی همان کاری که خیلی از کشورهای با تورم صفر و منفی، با ابزارهایی مثل شفافیت اقتصادی، مالیات کامل، قوانین ضدرانت و فساد، و غیره، دارن انجام می‌دن.
    شما می‌فرمایید تورم کلا مذموم و عقرب است ولی حقیر معتقدم که این عقربِ تورم، گاهی لازم است. شما می‌فرمایید راه مبارزه با تورم، صرفا اقبال به طلاست و بنده می‌گویم اگرهم تورم را کلا بد بدانیم باز با همین اسکناس می‌توان با تورم مبارزه کرد. شما می‌فرمایید اصلاحات اقتصادی فقط در صورت ایجاد پول طلا به سرانجام می‌رسه و عرض بنده این است که تورم نتیجۀ اسکناس نیست؛ تورم نتیجۀ نوع رفتار با اسکناس است. شما می‌فرمایید چاقوها را طوری بسازیم که نتوان با آن دزدی کرد و آدم کشت، بنده عرض می‌کنم که در یک مواردی، چاره‌ای از ساخت شمشیر و چاقوی تیز نیست و فقط باید فرهنگ و قانون و نظارت و تعذیر را اصلاح و ارتقاء داد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*

code