كنز پول

وَالّذینَ یَکنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا یُنْفِقُونَها فی سَبیلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ اَلیم

«كساني كه زر و سيم را گنجينه مي‏كنند و آن را در راه خدا هزينه نمي‏كنند، ايشان را از عذابي دردناك خبر ده».(توبه: 34)

در روایتی از امام رضا(ع) آمده است که چون این آیه نازل شد، پیامبر خدا (ص) فرمودند:

هر مالی که زکات آن داده شود کنز نیست؛ اگرچه زیر هفت زمین باشد. هر مالی که زکات آن داده نشود کنز است؛ اگرچه روی زمین باشد  (حر عاملی، 1391 ق، ج6، ص16):

در روایت دیگری از امام باقر(ع) نقل شده است که دربارة آیة کنز فرمودند(مجلسی، 1403 ق، ج 70، ص 138):

«خداوند کنز طلا و نقره را حرام کرد، و به انفاق آن در راه خدا دستور داد

درحدیثی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرمودند(نوری، 1408 ق،ج 7، ص 23):

صاحب کنزی نیست که زکات خود را نداده باشد، مگر آنکه روز قیامت کنز او را آورده می شود و به وسیلة آن پهلو و پشت او داغ نهاده می شود

«کنز» به معنای گنج، مال قرار داده شده در خاک، گنج نهادن، جمع کردن و برگزیدن و در خاک کردن مال است(دهخدا واژة کنز

kenz_botshekan_com

در مفهوم کنز، نگهداری و ذخیره سازی مال کنز شده و جلوگیری از گردش آن در انواع معاملات بین مردم، ممانعت از رشد نیکوی مال و گسترش بهره مندی از آن در جامعه به اینکه یکی به گرفتن، دیگر به پرداختن و سومی به کار کردن آن استفاده ببرند، نهفته شده است. در گذشته، پیش از پیدایش بانکها و مؤسسات مالی عمومی، از روشهای مرسوم این بود که برای پنهان ساختن مال و جلوگیری از دستبرد آن، اموال را در زمین دفن می کردند … آیه، کنزکنندگان را به عذاب سخت، شدیداً تهدید می کند. البته، آیه مزبور کنز را به انفاق نکردن در راه خدا تفسیر می کند، به این معنا که کنز مورد خشم الهی، کنزی است که مستلزم خودداری از انفاق در راه خدا باشد. بنابراین، آیة کنز به کنزی توجه دارد که صاحب آن از اتفاق در حقوق مالی واجب امتناع می کند؛ نه به معنای زکات واجب فقط، بلکه علاوه بر آن، شامل هر نیازی ضروری جامعة دینی مانند جهاد، حفظ نفوس مردم از هلاکت و مانند آن نیز می شود(طباطبائی1394 ق، ج 9،ص 260261).

 

 

… بت شكن :

 

مطالب و نظرات اسلامي و غربي درباره ي كنز را ميتوانيد از مجراي تخصصي مطالعه نمائيد. رويه ي تخصصي بت شكن بررسي پول طلا و تاثيرات آن است و مطالب فوق صرفا جهت آشنايي با كنز بود.

 

دوست عزيزي درباره ي كنز در شرايط پول طلا بحث فرمودند. در بحث زير ، وضعيت كنز در شرايط “پول اعتباري” و “پول ثابت” تحليل ميگردد.

 

بدون هيچ تعصبي، از ورود شما به بحث و نظرات تحليلي استقبال ميكنيم.

23 نظر

  1. به نظرم سیستم شما در بهترین حالت با فرض اینکه تورم را مهار کند چند ایراد اساسی دارد:

    1- برخی افراد که نه خمس و نه زکات می دهند مالشان را کنز میکنند و کنز کردن مال مورد تحریم است.

    2- زکات بر سکه طلا برای بیشتر مردم واجب میشود که علاوه بر آن خمس هم باید حساب شود. فرضا اگر کسی 5% زکات و 3% خمس از کل درآمد سالانه اش را باید بپردازد ، برای همین افراد به دنبال سرمایه گذاری و … میروند تا پولشان شرایط زکات را نداشته باشد و همین امر قیمت سایر کالاها را در نظام عرضه و تقاضا به هم می ریزد که ممکن است در بلند مدت یک شکستی در نسبت طلا با سایر کالاها ایجاد کند.

    3- ضرب سکه هزینه بر است و علاوه بر آن از کجا معلوم که در ضرب سکه طلا در این حجم تقلب نشود؟ وقتی در چاپ اسکناس به گفته شما تقلب میکنند و بدون پشتوانه چاپ میکنند چرا الآن باید به آنها اعتماد کنیم که سکه طلا را با نسبتهای منطقی ضرب کنند؟ اگر گروه عادلی را برای ضرب سکه پیشنهاد میدهید خب همان پیشنهاد را اگر در مورد اسکناسها در نظر بگیریم چه میشود؟

    و من الله التوفیق
    التماس دعا

  2. سلام به آقاي خسرو و با تشكر از فرمايشتان

    درباره ي مطلب شماره 1 :

    شهید صدر (ره) (صص 355-346) نیز، کنز در آیه شریفه را، بر خارج کردن پول از گردش اقتصادی و افزودن آن بر ثروت بدون پرداخت زکات آن اطلاق می کنند. ایشان پس از بحث مفصلی درباره فرق بین معاملات پایاپای و مبادلاتی که بر اساس پول انجام می شود، به این نتیجه می رسند که در معاملات پایاپای بین خرید و فروش هیچ فاصله ای نیست؛ ولی در مبادلات پولی بین فروش و خرید فاصله می افتد و این خود موجب می شود که هدف جدیدی برای مبادلات مطرح شود. در عصری که مبادلات پایاپای صورت می گرفت، فروش کالا با هدف خرید کالای مورد نیاز انجام می شد؛ ولی در عصر مبادلات پولی این امکان فراهم می شود، که فروش به هدف دستیابی به پولی انجام شود، که وکیل عام کالاهاست. انگیزه های کنز پول از همین جا نشأت می گیرد. فروشنده، که پیش از این کالای خود را برای خرید کالای مورد نیازش می فروخت، اکنون آن را به هدف رسیدن به پول و ذخیره کردن آن و افزودن آن به ثروت خود می فروشد و بدین ترتیب معاملات که نقش واسطه بین تولید و مصرف را باز می کردند، اکنون نقش واسطه بین تولید و پس انداز را بازی می کنند و تولید و فروش به هدف کنز کردن پول و رشد ثروت انجام می شود نه به هدف رفع نیازهای خود و ديگران.
    ایشان سپس می گوید: اسلام برای جلوگیری از این انحراف بزرگ، از طریق تشریع زکات بر پول، کنز پول را منع کرده است و برای اثبات این مطلب به آیات 34 و 35 سوره توبه استناد می کنند. (صص 346-355)

    در پول طلا ، معامله پاياپاي يا كالا به كالاست كه يكي از كالاها طلاست. ضمن اينكه انگيزه ي سفته بازي پول هم كه انگيزه اصلي كنز پول از نظر كينز است از بين ميرود.

    البته زكات كه اشاره كرديد بر طلا و نقره تعلق ميگيرد و باز هم بهتر از پول اعتباري انگيزه ي كنز را كم ميكند. يعني با فرض اينكه فقط افرادي كه زكات نميدهند كنز كنند، باز هم بهتر از ريال است و يك گام است به جلو

    ضمنا بحث الكترونيكي شدن مبادلات با پول طلا هم مطرح است و با اخذ ماليات معادل زكات (2.5%) از كنزكننده ميتوان موضوع را بهبود داد.

    يكي از ديدگاه هاي رايج درباره ي كنز ، تجمع پول است. به نظر ميرسد بانك مهمترين مركز كنز است كه در پول طلا تجمع پول در يك مكان كم ارزش ميشود و سوددهي چنداني ندارد، چون تورم نيست.

    موضوع ديگر نقل از حضرت علي مبني بر كنز بيش از 4000 دينار است. اين مقدار ميتواند پايه قرار گيرد و هركس بيش از 4000 دينار يعني 16500 گرم طلاي معاملاتي داشت، مشمول كنز باشد. در واقع ثروت بيش از 16.5 كيلوگرم طلا كنز باشد.

    البته موضوع كنز هم مانند نماز و زكات و حج و ربا و … مسئله ي شرعي ست و نميتواند اجباري شود.

    درباره ي مطلب شماره 2 :

    مطلب 2 با 1 در تناقض است. اصلا بحث كنز براي به گردش افتادن پول است. در واقع پول نبايد به عنوان وسيله ي حفظ ارزش نگهداري شود و بايد به عنوان وسيله ي مبادلاتي در گردش باشد. پس به گردش افتادن پول مطلوب است.

    در مورد بر هم خوردن نظام عرضه و تقاضا ، با توجه به كالا به كالا شدن معاملات (كه يك كالا طلاست) عرضه و تقاضا امكان ندارد نا متناسب شوند. ((( چون خريد همزمان با فروش انجام ميشود ))) يعني همزمان كه آهن ميفروشي داري طلا ميخري و عرضه و تقاضا يكسان و مساوي ست.

    درباره ي مطلب شماره 3 :

    بحث تقلب در چاپ پول بركت شبيه تقلب در چاپ ريال و دلار است. در واقع نظارت بر اسكناس تقلبي آسان است و حجم ريال و دلار تقلبي زياد نيست و ميتوان همين تكنيك هاي جلوگيري از جعل اسكناس را درباره ي پول طلا هم استفاده كرد. دستگاه هاي ليزري عيارسنج هم با قيمت پائين وجود دارد و فروشگاه ها و مراكز عمده ي گردش پول ميتوانند استفاده كنند.

    اما در مورد بدون پشتوانه بودن پول اعتباري ، نظر من همين است كه فرموده ايد. درواقع سال 58 يك گرم طلا 130تومان و 9.3دلار بوده است. سال 93 يك گرم طلا 95000تومان و 31دلار است.
    يعني ريال 730 برابر و 3.3 برابر بيش از نفوذشان چاپ شده است. يعني ريال چاپ شده ولي نفوذ نكرده ولي دلار چاپ شده و نفوذ هم كرده است.

    مشكلي كه درباره ي پول طلا ممكن است اتفاق بيفتد و بعد از حضرت علي در زمان امويان و عباسيان به وجود آمد، كاهش عيار پول طلاي پول است. در حال حاضر در صنف طلا و جواهر اين مشكل با نظارت موسسه ي استاندارد حل شده است و النگو و انگشتر طلا با عيار 18 قابل اعتماد است.

    بحث چاپ پول اعتباري جزء ذاتي اين سيستم است و با نفوذ پول در جوامع يا گردش يا كنز ، چاپ پول الزامي ست و جزء وظايف بانك مركزي ست. اما در پول طلا نه نياز است و نه ممكن است.

    بابت تاخير پاسخ عذرخواهي ميكنم چون بايد تحقيق ميكردم.
    ممنون از نظرتان

  3. سلام علیکم

    ممنون از جوابتون اما در پاسخ به موارد بالا باید عرض کنم که:

    1) بحث من در مورد شماره 1 در مورد افرادی بود که خمس و زکات نمی دهند که ناخواسته برای آنها بحث کنز پول مطرح میشود و گناهی بر گناهانشان اضافه میشود که در سیستم برکت گزیرناپذیر است.

    در مورد کنز همانطور که از لفظش پیداست و معنای گنج میدهد شما نمیتوانید پول را در بانک بگذارید و انتظار کنز شدن آن را داشته ابشید چون بانکها سودی کمتر از تورم میدهند و اصلا کنزی شکل نمیگیرد.
    پولداری که به فکر افزایش پولش از راههای غیرمشروع باشد احتکار و … میکند نه پس انداز در بانکی که سودش از تورم کمتر است.

    2)در اینجا بحث در مورد کسانی است که به شرعیات حساس هستند و قواعد را رعایت می کنند برای همین با شماره یک در تناقض نیست.

    وظیفه بانک به گردش انداختن پس انداز مردم است برای همین در مورد سرمایه مردم از آنها وکالت میگیرد و امانتدارصرف نیست ، پس به نفع بانک هست که پول را به گردش درآورد و نهایتا کنز مال اتفاق نمی افتد.

    برهم خوردن نظام عرضه و تقاضا و رشد نامعقول قیمتها که منجر به تورم میشود ربطی به کالای واسطه (طلا و نقره) ندارد . اگر همه مردم بخواهند ساختمان بسازند قیمت فولاد بالا میرود چون عرضه فولاد تقریبا ثابت است و کارخانه های ما افزایش ظرفیت نداده اند ولی تقاضا بالا رفته و افراد حاضرند طلای بیشتری درقبال بدست آوردن تیرآهن و … بدهند که این امر تورم زا ست. مثلا اول آهن کیلویی نیم گرم نقره بود ولی به خاطر ازدحام خریدار با افزایش 40 درصدی به 0.7 گرم نقره میرسد.
    این در مسئله فولاد به زبان امروز میشه 40 % تورم.
    در اقتصاد بحث قیمت نسبی است. فرضا فولاد کیلوئی چند است؟ 2500 تومان. طلا گرمی چند است؟ مثلا گرمی 100 هزار تومان . پس از لحاظ اقتصادی 40کیلو آهن معادل یک گرم طلاست. در اقتصاد نسبتهای قیمتی مهم هستند نه تک تک قیمتها. برای همین سیستم برکت با سایر سیستمها فرقی نمیکند.

    3) بحث طلا وقتی قرارباشد وجه رایج یک مملکت باشد با امروز قابل مقایسه نیست و علت آن هم افزایش بیش از پیش استفاده از طلاست که مکانیسم عریض و طویلی را میخواهد و کار سازمان استاندارد نیست. اگر شما می توانید جلوی تقلب در ضرب سکه طلا و نقره را بگیرید به طریق اولی می توانید جلوی چاپ بدون پشتوانه پول را هم بگیرید.

    و یک بحث کلی که شما در مورد خدایی کردن پول در جامعه مطرح کرده بودید :
    پول خدایی نمیکند. قدرت امپراطوری دارد چون افراد دنبال اشباع تمایلات نفسانی هستند لاجرم دنبال وسیله ای که آنها را به قدرت ببرند حرکت میکنند و در اینجا بین طلا و پول فرقی نیست.

    ان شاءلله بندگی واقعی و بیشتر را خدا روزی همه مان بکند.
    و من الله التوفیق
    التماس دعا

  4. عليكم السلام و رحمه الله

    1-
    پول اعتباري سه كاركرد دارد : مبادله، ارزش گذاري و ذخيره — به نظر من منطق اسلام در تحريم كنز ، نفي كاركرد ذخيره اي پول است تا بتواند ارزش گذاري را دقيق انجام دهد و نتيجتا مبادلات منطقي شده و از مبادله ي ربوي جلوگيري شود.
    به نظرم دغدغه ي شما در 1 ، به وجود آمدن زمينه ي گناه كنز براي عده اي ست كه زكات نميدهند. اگر هم اين مسئله درست باشد، بين پول ريال و پول طلا تفاوتي نيست. اما الان حكم شرعي زكات كه همه جا در كنار نماز است براي كل جامعه ي اسلامي تعطيل شده و در پول طلا احيا ميگردد.
    منطق شما ميگويد: چون عده اي نماز نميخوانند ؛ مساجد را خراب كنيم كه گناه بي نمازها كمتر شود.

    درباره ي بانك هم كه مطلب فراوان است اما همين را بگويم كه خودتان به جاي كلمه ي سرمايه گذاري در بانك كلمه ي پس انداز را آورده ايد. همان طور كه هيچ كس كلمه ي تسهيلات بانكي را به كار نميبرد و همه ميگويند وام.
    اما در مورد سود بانكي كمتر از تورم هم كه يك شوخي بيشتر نيست. سود بانكي بدون ريسك از هر فعاليت با ريسك ديگري طمع برانگيزتر است. وظيفه ي بانك مركزي هم تنظيم تعادل اين سيستم است. همان طور كه در قضيه ي گيتي پسند، واقعيت بانك مركزي را ديديد.

    2 –
    مسئله ي عدم تناقض را قبول ميكنم. اما بانك ترجيح ميدهد اموال ثابت بخرد و از تورم خودساخته بهرمند گردد تا اينكه گردش ايجاد كند. البته موضوع ما بانك نيست.

    اما بحث اساسي و مهم شما تورم است كه جاي تشكر دارد. شاخص تورم براي همه ي كالاها بيان ميشود نه براي يك كالا كه مثال زده ايد. تورم به معناي علم اقتصاد فقط در اثر افزايش پول به وجود ميآيد. با اطمينان ميگويم تورم پول طلا صفر است. مثلا قيمت گوسفند از زمان امام صادق تا حالا ثابت بوده است.

    (( دینار شرعی هجده نخود طلا است و یک مثقال رایج چهار گرم و نیم است و معادل بیست‌وچهار نخود طلا است. پس دینار شرعی سه‌چهارمِ چهار و نیم گرم طلاست و سه گرم اندی طلاست. وقتی یک گرم طلا حدود صد هزار تومان است، یک دینار بین سیصد تا چهارصد هزار تومان است و قیمت گوسفند در این حدود است. در قدیم هم یک گوسفند گاهی دو دینار فروخته می‌شد. عروه ی بارقی یک دینار از حضرت رسول اکرم گرفت تا یک گوسفند بیاورد. او رفت به جائیکه گوسفند ارزان بود با یک دینار دو گوسفند خرید و جائیکه گوسفند گران [بود]، یک گوسفند را به یک دینار فروخت و برای آن حضرت یک دینار و یک گوسفند آورد و حضرت به او فرمود بارک‌الله فی صفقه یمینک— حضرت آيت الله حائري شيرازي ))

    اگر تحليل تورمي شما را بپذيريم يعني از ابتداي سال 90 تا انتهاي سال 92 تقاضاي لبنيات 3 برابر شده است ؟
    نسبت هاي قيمتي تحليل درستي ست و مبناي نظريه ي پول طلاست. نسبت هاي قيمتي كه هميشه ثابت است و اسلام هم در ديه اين نسبت ها را در طلا (شاخص كليه ي صنايع و معادن) و شتر (شاخص كليه ي فرآورده هاي دامي) و نخل (شاخص كليه ي فرآورده هاي گياهي) ثابت كرده است. پس نيازي به پول اعتباري (كه فقط برهم زننده ي اين ثبات به نفع بانك است) وجود ندارد.

    3-
    مجددا بحث چاپ تقلبي پول طلا با چاپ بدون پشتوانه ي ريال را مطرح كرديد در حاليكه جواب داده ام.
    اول : ريال تقلبي ————–با———–بركت تقلبي مشابهت دارد. (جعل پول)
    دوم : ريال بدون پشتوانه——-با———بركت كم عيار مشابهت دارد.
    شما داريد ريال بدون پشتوانه را با بركت تقلبي مقايسه ميكنيد كه مغلطه است.

    در مورد اول كه موضوع با تكنيكهاي ضد جعل حل شده است.
    در مورد دوم است كه عيار طلا پس از حكومت حضرت علي (ع) دستكاري شد.
    بانك مركزي ميتواند ريال چاپ كند ولي طلا نميتواند چاپ كند و رمز موفقيت اين طرح همين است.

    و درباره بحث كلي تان ؛ در روايتي از رسول خدا (ص) نقل شده است که فرمودند(کلینی، 1401 ق، ج 3، ص270):
    (ملعون است، ملعون است کسی که دینار و درهم را بپرستد)

    خدايي يا امپراتوري تفاوت الفاظ است. كلمه ي خدايي را به خاطر قرباني كردن همه چيز به پاي پول بيان كردم. البته درباره ي پول طلا هم ميتواند به وجود بيايد. جايي نگفته ام پول پرستي در پول طلا وجود ندارد.

    موفق باشيد.
    محتاجم به دعا

  5. سلام علیکم

    1-
    پس انداز یک کار عقلانی است و با توجه به قاعده “كلما حكم به العقل حكم به الشرع و كل ما حكم به الشرع حكم به العقل” مورد تایید شرع هست. کنز با پس انداز متفاوت است. من پس انداز میکنم تا اگر در آینده اتفاق ناگواری افتاد بتوانم از مضار آن آسیب کمتری ببینم و حرام نیست.
    کنز ، سرمایه ای کلان است و با پس انداز مردم عادی (که اکثر جامعه ما را تشکیل میدهند)یکسان نیست.
    بحثی که شما در مورد صحبت من مطرح کردید : “منطق شما ميگويد: چون عده اي نماز نميخوانند ؛ مساجد را خراب كنيم كه گناه بي نمازها كمتر شود.” را قبول ندارم چون شما میخواهید ربا در جامعه را کم کنید و راهکاری را پیشنهاد میدهید که منتهی به کنز کردن است پس راه حل نیست، چون ما را از مشکلی به مشکل دیگر مبتلا می کند با فرض حل شدن کامل ربا که بعید است.
    برای من عمل به رساله مرجعم مهم است و در آنجا زکات را برای پول در نظر نگرفته اند. ضمنا زکات در مملکت تعطیل نشده است.

    پولدار ماکیاول صفت با سرمایه اش چه کار میکند؟
    1-طلا میخرد که کنز در مورد طلا حتما جاری میشود و از لحاظ قانونی نمیتوان جلوی آن را گرفت چون ممکن است صاحب طلا آن را مخفی و کتمان کند.
    2- کالاهای مورد نیاز مردم را میخرد و احتکار میکند که با قانون میتوان وی را مجبور کرد چون بالاخره کالاها انبار دارند و انبار و ورود و خروج کالا از گمرک را میتوان رهگیری کرد.
    3- در بانک بگذارد که با توجه به بیشتر بودن تورم از سود بانک ، کار نابخردانه ای است مگر کار دیگری بتوان انجام داد.

    2-
    یکی از راههای ایجاد تورم ، چاپ پول است و راههای دیگری هم هست مثل افزایش کاذب تقاضا که به آن تورم انتظاری می گویند و مردم برای خرید کالاها صف میکشند و قیمتشان را بالا می برند.
    همه کم و زیاد شدن تورم بخاطر سیاستهای پولی نیست.
    یک سوال :
    فرض کنید در سیستم “برکت” کل طلا یی که بین مردم رد و بدل میشود حدود 100 هزار تن باشد. ما معادن طلایی پیدا کردیم و این مقدار را به 120 هزار تن رساندیم. در این شرایط آیا تورمی در جامعه به وجود می آید یا نه؟
    علم اقتصاد میگوید بله.چون کل جامعه به اندازه 100هزار تن طلا کالا دارد ولی مردم 20هزار تن طلای بیشتر دارند و برای خرید کالاهایشان حاضرند پول بیشتری بدهند پس تورم ایجاد میشود منتها اینبار با طلا!

    ببینید اقتصاداسلامی دو مخاطب دارد ، حکومت و مردم.
    اگر برنامه های شما فقط برای حاکمیت باشد راه به جایی نمی برید.
    همین الآن در بانک برخی ها برای خرید مسکن شان به 5 میلیون پول نیاز دارند و برای گرفتن وام متاسفانه به فاکتور صوری متوسل می شوند و بانک هم کاری نمی تواند بکند.(یا شاید هم نمی خواهد!)
    مگر کسی به مرجعش بگوید خمس من 50هزار تومان است مرجع او حق تجسس دارد؟ ایضا در مورد زکات . امام علی (ع) در دستوری خطاب به یکی از مأموران زکات نوشتند :
    “بگو:بندگان خدا!مرا ولی خدا و خلیفه ی او سوی شما فرستاد تا حقی را که خدا در مال هاتان نهاد، از شما بگیرم.آیا خدا را در مال های شما حقی هست تا آن را ادا سازید و به ولی او بپردازید؟اگر کسی گفت نه، متعرض او مشو!” نامه ی 25 نهج البلاغه

    ممنونم از پیگیری تان. به نظرم بحث هم خوب مطرح شده و هم خوب به پیش می رود.
    ان شاءلله این بحث منشا خیری برای هر دوی ما باشد.
    و من الله التوفیق
    التماس دعا

  6. سلام عليكم و رحمه الله
    خوشحالم كه نظراتمان دارد به هم نزديك ميشود. در اين پاسخ سعي ميكنم حداكثر اختصار را رعايت كنم.
    .
    ادعا نميكنم ربا حذف ميشود بلكه ميگويم ربا به حاشيه ميرود. البته به نظرم در مورد مصاديق ربا اختلاف نظر داريم. به نظر من ابتلاي عمومي به حيله ي ربا هم مصداق رباست.
    ضمنا خريد طلا و كنز الان هم وجود دارد. اتفاقا چون جامعه فكر ميكند طلا دارد گران ميشود اين موضوع بيشتر است.
    .
    در مورد تورم :
    اتفاقا از نظر علم اقتصاد و در واقعيت بلندمدت ، همه ي تورم از پول است. در مواردي هم كه تقاضاي كل زياد ميشود در واقع سرعت گردش پول زياد است مثل شب عيد. اما اگر همه هجوم به يك كالا بياورند ، با فرض مقدار پول ثابت، پس تقاضا براي يك كالاي ديگر كم ميشود و قيمتش پائين ميايد و جبران افزايش قيمت كالاي مشابه ميشود. اما وقتي كل قيمت ها بالا ميرود، تورم وجود دارد.
    به اعتراف خود كارشناسان غربي، سيستم اقتصادي غرب يك چرخه ي بحران30 ساله دارد. 1- ركود 2- بهبود 3- رونق 4- تورم
    رکود اين چرخه در سالهاي 1780 ، 1810 ، 1840 ، 1870 ، 1900 ، 1960 و 1990 به اشكال مختلف تكرار شد. در بعضي برهه ها جنگ و انتقال بحران به كمك آمريكا آمد، ولي در دوره ي بعد رکود شدیدتر شد.
    به اين نكته مهم هم دقت كنيد، كه اين بحران هاي 30 ساله براي آمريكا به عنوان قله ی اقتصاد لیبرالی مطرح است و براي ساير كشورها با شدت بيشتري تاثير ميگذارد. مثلا در ايران 8 ساله است.
    .
    .
    مثالي كه درباره ي 100 تن و 120 تن طلا زديد خيلي خوب است.
    براي نزديكي به ذهن فرض كنيد همين الان در شرايط وجود ريال و دلار اين اتفاق بيفتد. يعني 100 تن طلا در دنيا موجود است و ناگهان 20 تن به آن اضافه شود. با فرض ثابت بودن تقاضا، قيمت طلا حدود 20% كاهش ميابد. اما اگر همه ي مقدار پول و كالاي ديگر حجمش ثابت باشد، پس تورم منفي به وجود ميآيد. البته هيچگاه اين اتفاقي نيفتاده چون سرعت چاپ پول هميشه بيشتر از توليد (كالا و خدمات و معادن) است.
    حالا در مثال فوق پول اعتباري را حذف كنيد. كالاي طلا نسبت به كالاي آهن ارزشش كمتر شده است. يعني تعادل برقرار است.
    .
    فاكتور صوري كه تكليفش مشخص است اما فاكتور واقعي هم جاي بحث دارد. فاكتور واقعي هم به اعتقاد همه حيله ي رباست. حيله ي ربا گرچه حلال است اما تاثير منفي وضعي اش را بر اقتصاد دارد و وقتي از حالت استثنا به حالت عمومي تبديل ميشود نتيجه اش را داريم ميبينيم.
    .
    من به هيچ وجه تجسس را قبول ندارم ولي سيستم مبتني بر زكات را لازم ميدانم. زكات با همه ي ويژگي هاي اسلامي و اختياري اش به تنهايي ميتواند جايگزين ماليات گردد. ماليات هاي اضافه در شرايط خاص قابل تعريف هستند.
    .
    راهكار عملي اجراي پول طلا هيچ نيازي به دولت ندارد. شرح مبسوطش در مقاله اي وجود دارد ولي مختصرا :
    در اصفهان سكه ي طلا در يك كارت پرس شده غيرقابل جعل توسط بركت سرا ضرب ميشود. هر اصفهاني ميتواند معادل ريالي آن را به بركت سرا داده و پول طلا يا پول خرد نقره بگيرد. فروشنده و خريدار اختيار دارند با ريال يا بركت معامله كنند. قيمت ها هم به ريال و طلا وجود دارد. مطمئنا بدون هيچ اجباري طي يك سال همه ي معاملات از ريال به بركت منتقل ميشود.
    البته ارزش ريال به همين تناسب از بين ميرود.
    .
    دقت در برنامه ي عملياتي پول طلا و نقره ، پروژه ي حذف دلار و بين المللي شدن پول بين المللي طلا را نتيجه ميدهد.
    .
    تا حالا هم براي من خير زيادي داشته است.
    موفق باشيد.
    محتاجم به دعا

  7. سلام علیکم
    ایام سوگواری امام حسین (ع) بر محبین آن حضرت مخصوصا حضرتعالی تسلیت باد.

    1- تورم :
    پیشنهاد می کنم در مورد تورم به یک کتاب مرجع اقتصاد کلان متوسل شویم . اکثرا کتاب کلان دکتر شاکری را حتی در مقطع کارشناسی ارشد توصیه می کنند.
    در آنجا در مورد تورم یک فصل را اختصاص داده اند و خیلی مختصر و جامع توضیح داده اند که همه تورم بخاطر گردش پول در جامعه نیست. اگر تورم حاصل از فشار عرضه باشد منتهی به رکودتورمی میشود( که الآن با آن دست به گریبان هستیم. )، بحث کارآیی نهادهای اقتصادی و سیاسی هم مطرح میشود.

    یک نکته ای که در مورد افزایش طلا نوشتم و شما نوشتید که تورم منفی ایجاد میشود به نظرم گفته شما غلط است.مردم از افزایش سطح طلاها خبر ندارند و تا بازار بخواهد به این افزایش مقدار طلا عکس العمل نشان بدهد و خود را متعادل کند زمان میگذرد و آن حالت شناوری در لحظه برای قیمتها فرض غلطی به نظر میرسد، پس در کوتاه مدت قیمتها افزایش می یابد که این امر نشان دهنده افزایش تورم در کوتاه مدت است.
    همانطور که میدانید ، در تورم بحث شاخص قیمتها مطرح است و اگر شاخص قیمتها که نماینده قیمت یک سبد از کالاها هستند با هم مقایسه میشوند و خود طلا از صورت و مخرج کسر حذف میشود و وارد محاسبات نمیشود .

    2-رکود :
    در مورد رکود باید عرض کنم وقتی در اقتصاد بین الملل هستیم میزان صادرات و واردات ما تابعی از همه کشورهای هدف است. پس باید این را همیشه مد نظر داشته باشیم که اقتصاد کشورهای طرف قراردادهای ما تاثیر مستقیمی در وضعیت اقتصاد ما می گذارند.
    به عنوان مثال با شدت گرفتن رکود در غرب ، چینی ها به دنبال جایگزین کردن بازار داخلی به جای بازار خارجی هستند تا میزان رشد کشورشان کم نشود. پس ما نمی توانیم بحث رکود و رونق در کشورهای دیگر را به عنوان عامل موثری در رکود و رونق کشورمان در نظر نگیریم.

    3-فاكتور صوري و فاکتور واقعی
    بین فاکتور صوری و واقعی خیلی فرق است.در فاکتور صوری که هم نظر هستیم اما فاکتور واقعی ؛
    شما خود بهتر می دانید اگر مثلا در فاصله فروش ماشین اتفاقی برای ماشین بیفتد فرد متضرر میشود و یا اگر قیمت ماشین بالا برود فرد سود میکند و … .
    در فاکتور واقعی بحث حیله شرعی نیست. انسان کاری را انجام میدهد و تمام عواقب و پیامدهای آن را میداند و فقط یک برگه ظاهری نیست.

    4- زكات
    همین الآن خیلی افراد از دادن مالیاتهایشان امتناع میکنند و شک نکنید که اگر کسی از پول کاغذی دل نکند از طلا هم دل نمی کند و زکاتش را نمیدهد و مشکل همچنان پابرجاست.

    5- پول طلا
    وقتی قرار باشد واحد پولی بین المللی شود حتما باید دولت و بانک یا هرنهاد عریض و طویل دیگری که مورد تایید بین الملل هست ، اجرای آن را بر عهده بگیرند همچنین بحث ضرب سکه هایی از جنسهای مختلف طلا و نقره و … نیاز به سیستمهای متقن دارند و گرنه طرحتان با شکست مواجه میشود.

    6- پیشنهادی برادرانه
    تمام صحبتهای شما را (اگر نگویم همه)اکثر جامعه دانشگاهی اقتصادی کشور قبول نخواهند کرد مگر موارد زیر را بتوانید محقق کنید:
    الف) داشتن یک رگرسیون اقتصادسنجی که بتواند فرض کارا بودن استفاده از برکت بجای پول را برای جامعه توضیح دهد.
    ب) یک راهکار مستدل و منطقی گام به گام که عوارض مثبت و منفی تشکیل تمام نهادها برای رسیدن به طرح برکت و حذف ریال را باز هم در قالب همان رگرسیون اقتصادسنجی توضیح دهد.

    همانطور که می بینید در تمام این دو پیشنهاد علاوه بر تسلط کامل شما یا تیم تحقیقاتیتان بر مسائل اقتصادکلان و اقتصادخرد باید در اقتصادسنجی هم تسلط کامل داشته باشید که این مهم از نظرگاه شما و کسانی که مثل شما پیگیر این قضیه هستند کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
    چون اقتصاد با انسان سر و کار دارد یک وقت 2*2=4 میشه یکوقت 2*2=6! با فرمولهای خطی ساده ریاضی نمیتوانید مطلبتان را علمی توضیح دهید.

    همچنان به بحث با شما ادامه خواهم داد ان شاءلله.
    و من الله التوفیق
    در این ایام پرالتهاب ،التماس دعا!

  8. سلام عليكم و رحمه الله
    1- در معامله ي كالا به كالا تورم غيرممكن است. طلا هم پول است و هم كالا.

    2- همانطور كه گفتم و به اعتراف اقتصاددانهاي غربي و بانك مركزي؛ چرخه ي ركود، بهبود، رونق، تورم محصول غيرقابل اجتناب پول اعتباري ست. پول طلا پول بين المللي ست. همين الان هم هست.

    3- اكثر تسهيلات بانكي براساس قسط بندي يك كالاي نقدي شكل ميگيرد به طوريكه خريدار وكيل ميشود جنسي را نقدا از فروشنده براي بانك بخرد. سپس بانك آن كالا را قسطي به قيمت موردنظر خود به خريدار بفروشد. اگر واقعا اينطور باشد همه چيز حلال.
    اما خريدن كالا براي بانك واقعي نيست بلكه صوري ست. چون بانك كه واقعا اين كالا را نميخواسته. مثلا در وام خوردرو، بانك كه خودرو نميخواهد بخرد. شرايط واقعي خريد و فروش هم رعايت نميشود.اگر مستقيم از ايران خودرو قسطي بخرد همه چيز عاليست.
    اين مفهوم واقعي صوري بودن معاملات مساقات است كه در واقعي پوششي ست براي حيله ي ربا. البته بارها گفته ام و تاكيد ميكنم حيله ي ربا حلال است اما در شرايط ضرورت. الان هم ضرورت است چون بدون اين حيله ها خانه دار و ماشين دار شدن سخت است.
    ضرورت حيله هاي ربا وقتي برطرف ميشود كه پول ثابت طلا و نقره جايگزين پول اعتباري ريال و دلار گردد.

    4- دادن ماليات به دولت واجب شرعي نيست ولي خمس و زكات واجب شرعي است. در نقلي شنيدم زكات دريافتي سال 1380 كه اعلام شد معادل ماليات اخذ شده از غير دولتي ها بود. ماليات اسلامي زكات است و ماليات هاي ديگر همگي در ضرورت بايد اعمال شوند. اگر بقاي جامعه نياز به اين همه ماليات اجباري جورواجور داشت حتما اسلام فكري كرده بود.
    طبق قانون اسلام، 2.5% طلا و نقره (يك چهلم) به عنوان زكات نقدين لحاظ ميگردد. البته پرداختش در شرايط عادي اختياري ست و در شرايط اضطرار اجباري ميشود. اين قانون اسلامي ميتواند جايگزين همه ي مظالم سيستم مالياتي شود.

    5- همين الان هم خيلي معاملات خرد و كلان با طلا انجام ميشود. مهمترينش كه مطرح شد معاملات ايران و تركيه در شرايط تحريم بود كه به جاي دلار با طلا انجام شد. بريكس هم نهايتا با طلا تهاتر ميكنند. عيار طلا را به راحتي همه ميتوانند بسنجند و مهمتر اينكه وقتي معامله تمام شد كسي نميتواند بهاي معامله را تغيير دهد، كاري كه ارزش دلار ميكند. مثلا ايران نفت را به قيمت بشكه اي 90 دلار ميفروشد كه دو ماه ديگر تحويل دهد. در طول دو ماه، ارزش دلار كم ميشود و خريدار متضرر يا بالعكس. يا حتي بدتر اينكه ايران نفت ميفروش و دلار ميگيرد و دلار را در خزانه ذخيره ميكند و سپس ارزش دلار كم ميشود.
    اين مسائل هيچگاه با طلا اتفاق نميافتد. همين الان هم شما به وزن و عيار روي سكه پارسيان و اليزابت اعتماد ميكنيد و ميخريد.

    6- سپاس برادر… در يكي از مقالات از قول آقاي پژويان آمريكايي بودن كامل اقتصاد وطني را بيان كرده ام. اما هنوز هستند كساني كه چون حضرت علي پول طلا را ضرب فرمود، پول طلا را تائيد كنند.
    اما در مورد پيشنهادتان ، نمودارهاي مربوط به تورم ، قيمت خودرو و قيمت طلا در سايت بت شكن با همين رويكرد است. الان هم روي مبحث شيرين “سال پايه” كار ميكنم و از همكاري جنابعالي استقبال مينمايم.
    دقيقا در محاسبات بانك مركزي 2*2 مساوي با 6 يا 7 يا 8 يا 3 معنا پيدا ميكند. در همين گزارش اخير بانك مركزي درباره ي رشد اقتصادي چنان سال پايه را تغيير داده اند كه همه ي آمارها به ضرر دولت قبلي و به نفع دولت جديد شود. البته همه ي دولت هاي قبلي هم اين شاهكارها را دارند. چون پول اعتباري اين قدرت آمارسازي را با “سال پايه” ميدهد.
    در محاسبات جديد “سال پايه” 1383 است. غير از ما بيسواد ها، هيچ كس نميپرسد چرا 83 ؟ اما بررسي مستندات بانك مركزي، نشان ميدهد اگر هر سال ديگري “سال پايه” بود به ضرر دولت فعلي ميشد.
    عدد رشد اقتصادي با تغيير سال پايه تغيير ميكند. آيا اين مسخره نيست؟ يعني همين الان يك بانك مركزي ديگر با تغيير سال پايه ميتواند ادعا كند رشد اقتصادي عدد ديگري ست. قبول دارم كه همه ي آخرين متدهاي علمي را هم رعايت كرده اند.
    .
    دولت قبلي به نفعش بود سال پايه 1376 باشد و بر آن مبنا حساب ميكرد. دولت فعلي به نفعش است سال پايه 1383 باشد و بر اين اساس حساب ميكند. هر كدام هم آمارهاشان علمي و قابل دفاع است اما نتيجه ي محاسبه شان كاملا متفاوت است. به آقايان اقتصاددان هم كه بگويي ميگويند استاندارد SNA1993 است و پذيرشش واجب. حتي اگر غيرمنطقي باشد.
    نتيجتا خيلي هم مهم نيست كه جامعه ي دانشگاهي اقتصاد كشور قبول كنند يا نه. چون به هرحال هر چقدر هم استدلال بياوريم، تا غربي ها تائيد نكنند نميپذيرند. البته اگر همين مقالات بت شكن به زبان انگليسي به نام يك موسسه ي اقتصادي آمريكايي ارائه ميشد، همه ي دوستان دانشگاهي به آن استناد ميكردند. البته مستندات غربي اش را هم آقاي استاد عباسي ارائه داده اند.
    .
    از ادامه بحث خرسندم
    در اين ايام آرامش؛ التماس دعا .

  9. سلام عليكم و رحمه الله و برکاته

    1- ببینین بهتره در مورد تمام مسائلی که صحبت می کنیم یک مرجعی رو از قبل انتخاب کنیم که مورد اتفاق جامعه دانشگاهی باشه.
    اقتصاد کلان رومر یا برانسون یا دکتر شاکری. من کتاب دکتر شاکری رو پیشنهاد میدهم چون احتمال ایراد در ترجمه و … توش نیست و ایشون در کتابشون مسائل ایران و هم تحلیل کردند.
    این صحبت شما که تورم رو فقط منوط به پول کاغذی میدونید غلطه چون فقط پول و سیاستهای پولی در تورم در کوتاه مدت دخیل نیست و فقط در بلندمدت مصداق دارد.

    2- در مورد چرخه های تجاری تحقیق می کنم و براتون میذارم ولی این رو بدونین که ما یک خط تعادل داریم و همیشه باید به سمت اون در حال حرکت باشیم.
    برای رسیدن به تعادل از حالت رکود مجبوریم یکسری سیاستهای انبساطی در پیش بگیریم تا به خط تعادل برسیم و وقتی مردم این حالت رو احساس می کنن همین احساس بهبود اوضاع باعث حرکت زودتر جامعه به سمت رونق میشه ولی جامعه بالاخره یک ظرفیتی داره و بیشتر از اون اگه سیاست انبساطی داشته باشیم نتیجه اش میشه تورم بالا.
    این خط تعادل یک چیز مطلقی نیست مثل نقطه جوش آب که همه چیزش معلوم باشه و یک فرضه و کاریش هم نمیشه کرد چون در اقتصاد از محاسبه تولید ملی تا تورم و… همه شاخصها آماری و حدودی است و نمیتوان در مورد آنها نظر دقیق داد.

    3- در مورد بانک هم من فقیه نیستم ولی در حال تحقیق هستم و به مطالب جالبی برخوردم که جاش اینجا نیست.

    4- مالیات از لحاظ علمی (نه اجرائی) تا جائی که من تحقیق کردم ظلمی ندارد ، چنانچه شما ظلمی می بینید بنده را هم باخبر کنید.

    5- در مورد تجارت کالا با ترکیه هم باید عرض کنم که از روی ناچاری با طلا معاملات انجام شد نه از روی رضایت!

    6- لطفا در بحث علمی ، نظرتان را علمی بیان کنید بعد آن را به توطئه یا هرچیز دیگری مربوط کنید و این روش استدلال علمی بودن بحثمان را تضعیف می کند.
    از سال 69 هر 7سال را به عنوان سال پایه قرار دادند. سالهای پایه از 69 به 76 و بعد به 83 و حالا هم به 90 رسیده است. و این صحبت شما مبنی بر توطئه علیه دولت سابق و اسبق گمانه ای شخضی است که احتمالا تحت تاثیر شنیدن صحبتهای دیگران قرار گرفته اید.
    (رجوع شود به سایت بانک مرکزی http://www.cbi.ir/showitem/10506.aspx )

    سال پایه کلی ایراد دارد ولی ما از روی ناچاری مجبور به محاسبه آن هستیم.
    ایرادات سال پایه :
    1- سال 83 ، بعضی کالاها در سبد کالای خانوار نبود ولی الآن هست مثل لپ تاپ
    2- کیفیت برخی اجناس از سال 83 تا امروز تغییر کرده است مثل بنزین.
    3- یکسری کالاها حذف شده اند مثل پیکان

    و اما در مورد این که نوشته بودم 2*2 در اقتصاد گاهی میشه4 گاهی 5 و .. لازم میدتنم یک مثال ساده عرض کنم:

    فرض کنید ما دو عدد را با دقت 0.1 اندازه گرفته ایم یکی 1.1 و دیگری 2.2 شده است. حاصلضرب این دو عدد چیست؟
    در ریاضی میگیم 2.2*1.1 میشه 2.42 ولی این غلطه چون وقتی دقت اندازه گیری ما 0.1 است محاسبات ما نباید دقت 0.01 داشته باشد.
    جواب میشود مقادیر بین 2.1 = (0.1-1.1)*(0.1-2.2) و 2.76= (0.1+1.1)*(0.1+2.2) .
    حالا علم اقتصاد به کمک آمار میاد و این بازه را تا جائی که میتونه کوچک میکنه.
    حالا شما وقتی اعدادتون رو تغییر میدهید و می بینید کمی اخ
    تمام این موارد را من از خود اقتصاددانهای این مملکت یاد گرفتم و خدا را شکر اساتید من در مواجهه با مسائل پاسخگو هستند.

    7- در مورد صحبتهای دکتر عباسی در زمینه اقتصاد هم باید عرض کنم؛
    من فکر میکنم اگر اساتید اقتصاد یک مناظره با دکتر داشته باشند صحبتها به شرح زیر باشد:
    استاد : نظر من در مورد اقتصاد …
    دکتر عباسی : شما بیشتر میفهمی یا “استیگلیتز”ی که جایزه نوبل گرفته ؟
    استاد : ربطی نداره ولی خب فرض کنید “استیگلیتز” .
    دکتر عباسی : “استیگلیتز” میگه … شما چی میگید؟
    +++++++++
    استاد : در مورد ربا هم …
    دکتر عباسی : شما بیشتر میفهمی یا “آیت الله مکارم”ی که استاد حوزه هستن ؟
    استاد : تو این زمینه ربطی نداره ولی خب فرض کنید “آیت الله مکارم” .
    دکتر عباسی : “آیت الله مکارم” میگن … شما چی میگید؟
    دیدید که اقتصاددانها جوابی ندارن و …

    حدس من این است که ایشون چون سواد آکادمیکی(نه مطالعه) نه در زمینه فقه نه در زمینه اقتصاد ندارن و فقط جملاتی رو نقل قول میکنن نمیشه باهاشون مناظره کرد.
    ایشون اصلا جدال احسن رو رعایت نمیکنن. در یک صحبتی گفتن ریچارد واتسون اقتصاددان برجسته غرب … بعد من رفتم در مورد واتسون تحقیق کردم دیدم خودش در مورد خودش این رو میگه : futurist author, speaker and scenario planner
    یعنی یک آینده نگر مثل دکتر عباسی.
    http://www.nowandnext.com/?action=misc&subaction=who_is

    مبحث علمی باید علمی جلو بره با یکسری نقل قول نمیشه یک قضیه رو اثبات کرد.
    همون پیشنهاد برادرانه ای که برای شما نوشتم برای دکتر عباسی هم صادق هست.

    برای همین عرض میکنم باید یک مأخذ علمی را حکم کنیم و حرفهایمان را با آن بسنجیم.
    امیدوارم از صحبتهای صریحم در مورد دکترعباسی ناراحت نشوید ،چون شما به حرفهای ایشون استناد کردید من مجبور شدم نظرم رو بنویسم.

    ان شاءلله کربلائی باشیم تا پای جان ، مبادا جزو کربلائیانی باشیم که صبح عاشورا بزم عشق را ترک کردند.
    التماس دعا!

  10. سلام عليكم و رحمه الله و برکاته و العاقبه للمتقين
    فكر ميكنم در اكثر موارد فوق اتفاق نظر داريم
    .
    1- درمورد استناد به كتاب آقاي دكتر شاكري موافقم. البته حتما قبول داريد كه استناد آماري ست نه استدلالي و مطلق. چون در اينصورت جاي بحث باقي نميماند.
    همچنين قبول دارم كه پول طلا تورم بلندمدت را صفر ميكند نه كوتاه مدت. الحمدلله شما هم قبول كرده ايد.
    .
    2- جالب است كه هيچ وقت هم به خط تعادل نميرسيم. علت اين است كه در مباحث اقتصادي غربي همه چيز نسبي ست. هيچ مطلقي وجود ندارد. در نقطه جوش آب مطلق وجود دارد. در مهندسي متر و اينچ مطلق وجود دارد. در اقتصاد هم بايد مطلق داشته باشيم. بهترين مطلق يك مثقال طلاست. اين چرخه ي تكراري ركود-تورم هم زائيده ي پول اعتباري ست.
    اگر عرضه و تقاضا همزمان و برابر باشد، تعادل كامل برقرار ميشود. در معامله ي كالا به كالا همين اتفاق ميافتد و پول طلا حالت خاصي از معامله ي كالا به كالاست.
    .
    3- نياز زيادي به فقه نيست. با احكام اوليه اش هم ميتوان به مشكلاتش پي برد. مثلا وام قرض الحسنه به هر شرطي، رباست. در حاليكه همه ي وام هاي قرض الحسنه ي كشور ما به شرط هستند. حتي وام قرض الحسنه ازدواج كه به شرط ازدواج است. البته يكي از بزرگترين علما حضرت آيت الله جوادي كه صراحتا 80% جامعه را دچار مشكل ربا دانسته اند و مكررا ميگويند بانك ربوي. از نتايج تحقيقتان استقبال ميكنم.
    .
    4- همانظور كه ميدانيد ظلم كلمه ي علمي اي نيست. ظلم مفهومي ديني ست و به هر موضوع غيرشرعي اطلاق ميگردد. از نظر علمي اگر دولت بخواهد نتيجه ي كار مردم را بگيرد ظلم نيست، از 2% شروع ميكند و حالا به 8% ميرسد و همين طور ميرود بالا. چون خارجي ها ميگيرن براي اقتصاددانهاي ما حجت است اما اينكه اسلام نميگرفته حجت نگرفتن نيست. از نظر شرعي هر درآمدي كه بابت آن كاري انجام نشده اشكال دارد. زكات به عنوان ماليات اسلامي اختياري بوده و در غير از موارد شرعي فقط در شرايط ضرورت مورد اضافه ميشده است.
    .
    5- درست است ولي به هرحال بدون وجود نهاد عريض و طويل بين المللي و فقط با اراده ي دو طرف ايراني و تركيه اي و بدون نياز به دلار انجام شد. يعني تحريم ناپذيري طلا در مقابل تحريم پذيري سريع و ساده ي دلار
    .
    6- در مورد سال پايه 7 ساله فرمايشتان قبول است و اشتباه من بوده است كه ميپذيرم و از تذكرتان تشكر ميكنم. اما اين چه علمي ست كه در محاسبه ي ميزان رشدش هم عاجز است؟ بالاخره چه معيار ثابتي براي مقايسه هست؟ مشكل اين است كه طلاي ثابت حذف شده و ريال و دلار غيرثابت جاي آن را گرفته است.
    .
    در مورد مثال عددي كه آورديد: عدد 2.42 بهترين و محتمل ترين عدد بين 2.1 و 2.76 است و تلرانسش مثل همه ي علوم قابل قبول. اما در اقتصاد ريال و دلار ، يك كالاي ثابت 10000 تومان است معادل 10 دلار. بدون تغيير شرايط واقعي كالا ميشود 15000 تومان معادل 8 دلار و دوباره بدون تغيير شرايط واقعي كالا ميشود 20000 تومان معادل 6 دلار.
    اگر پول واحد اندازه گيري ارزش كالاست و ارزش كالا ثابت مانده چرا اين اتفاق ميافتد. اصلا چرا متر و اينچ اقتصاد با هم سازگار نيستند. در مهندسي هميشه 2.5 سانتيمتر ميشود 1 اينچ. طول يك كاغذ A4 هم هميشه ثابت است كه ميتوان پرينتر ساخت و استفاده كرد. اگر قرار بود متر هر روز كوچك و بزرگ شود كه مهندسي هم ميشد مثل اقتصاد و كم فروشي اتفاق ميافتاد.
    .
    7- اولا اگر اقتصاددانهاي دانشگاهي ما پاسخي داشتند كه مناظره ميكردند يا حداقل جواب ميدادند و شايد همين حرف هايي كه گفتيد مطرح ميشد و من و شما قضاوت ميكرديم.
    ثانيا در مورد افراد با حدس و پيش فرض قضاوت نكنيد. سواد آكادميكي هم هيچ نخبه ي جريان سازي نساخته است. نمونه اش بسياري از نخبگان داخلي و خارجي اش هم استيو جابز و ايفل و بيل گيتس و … در علوم انساني هم فروانند.
    آقاي عباسي بارها پرسيده اند علم اقتصادي كه دارد در دانشگاه هاي ايران تدريس ميشود پايه هايش و مصاديقش در غرب شكست خورده و رد شده است. اقتصاد آمريكا بدهي اش 4 برابر توليدش است و هر سال دارد بيشتر ميشود. دولت آمريكا به عنوان قله ي علم اقتصاد يك هفته دولتش به خاطر اقتصادش تعطيل شد و بحران فقط به عقب افتاد و حل نشد. سخنان اصلي ايشان مبني بر تاريخ ربوي بانك و قمار بورس را كسي پاسخ نميدهد.
    اگر يك نفر از دانشگاه يك جواب داده باشد حتما به گوش من و شما كه پيگير هستيم ميرسيد. اينها كليات بود و در مورد جزئيات و نيات، الله اعلم بما لا تعلمون
    .
    از صحبتهاي شما در مورد استاد عباسي ناراحت نشدم. در صحبتهايم هم به ايشان استناد نكرده بودم. عرض كرده بودم ايشان مستندات غربي رد پول اعتباري را مطرح كرده اند. چون خيلي ها وقتي حرف آمريكايي ها باشد قبول ميكنند. ايشان مطرح كرده اند اما من استناد به آنها ندارم. البته جهت اطلاع، من و ايشان پس از يك جلسه كه داشتيم به اتفاق نظر بر سر پول طلا نرسيديم و ايشان پول طلا را نپذيرفتند و دلايل درستي هم داشتند كه جاي بحث دارد.
    .
    اما به طور كلي آقاي استاد عباسي و انديشكده ي يقين را چراغ راه ميبينم و بر همه ي مراكز آكادميك كشور ترجيح ميدهم. هميشه براي ايشان و شاگردانشان دعا ميكنم و اميدوارم خدا توفيقشان دهد. كمتر مجموعه اي با اين همت عالي در كشور وجود دارد.
    به هر جال املاي ننوشته غلط ندارد. اگر مراكز دانشگاهي و آكادميك وارد صحنه ميشدند نظريه پردازي شكل ميگرفت و اشكالات برطرف ميشد. اما همگي شده اند مطيع علوم غربي و هيچ برنامه اي براي تمدن سازي ندارند. معدود مراكزي مثل انديشكده ي يقين و شخص استاد عباسي جاي تقدير و همكاري دارند نه طعنه و كنايه.
    پيشنهاد ميكنم شما هم در يكي از جلسات پنجشنبه ي كلبه ي كرامت شركت كنيد تا از ارزش بالاي علمي انديشكده ي يقين مطلع شويد.
    .
    .
    كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا .
    محتاجم به دعا

  11. سلام عليكم و رحمه الله و برکاته
    امیدوارم تاخیر بنده در پاسخ به نظرتان را ببخشید.

    1- در مورد کتاب که بنده پیشنهاد دادم اصلا بحث آماری مطرح نبود بلکه بحث تعاریف و مفاهیم اقتصادی مطرح است.
    در مورد طلا هم نوشتجات بنده بحث تورم کوتاه مدت را نقض کردم و در مورد تورم بلندمدت چیزی ننوشتم ضمن این که عنوان کردم که ذات تورم در ایران ساختاری است و با طلا و امثالهم نمیتوان مشکل تورم و قدرت خرید را حل کرد.
    2- این که در اقتصاد مطلق نداریم بخاطر اینست که ما با انسان سر و کار داریم. تعادل یک خط فرضی است. مثلا شما تابع y=sinx رو در نظر بگیرید و تعادل رو خط y=0 . آیا می توانید بگوئید که هیچ وقت ما به تعادل نمیرسیم؟! دلیلش هم مشخص است مثلا ضعف ما در آمارگیری است که متوجه نمیشویم کی به خط تعادل داریم نزدیک میشویم که سیاستهایمان را تعدیل کنیم و یا حتی در همین سیاستگذاری ها هم هنوز نتوانسته ایم یک مدل شناور با ثبات بالا برای اقتصاد طراحی کنیم که خطای آن هم باز به آمارگیری و مشکلهای سیستمهای نظارتی بشر برمیگردد.
    3- من شخصا آیت الله جوادی آملی ار اعلم علمای ایران میدانم اما به نظرم در این مورد اشتباهاتی در رساندن اطلاعات به ایشان رخ داده است.
    4- …
    5- بحث طلا در عرصه بین الملل را که در نظر میآورم ناخودآگاه یاد دزدان دریایی و … میافتم و اینکه برای تامین امنیت این طلاهایی که در و بدل می شود چقدر باید کار امنیتی و … انجام داد که این امر باعث گران تمام شدن خرید کالا می شود پس راهکار طلا را قویا رد میکنم.
    6- پیشنهاد میکنم یکبار با تجاری که در امور بین الملل فعالیت میکنند صحبت کنید و درباره نرخ دلار و نسبت آن با کالاهای مردم نظرشان را بپرسید.
    مثلا در فرانسه نرخ بلیت مترو بعد از 10سال 5% افزایش داشت و … .
    فرض کنید پارچه فروشانی که پارچه را متر میکنند و میفروشند از یک “متر” با جنس کش استفاده کنند. تا آخر هفته اینها ورشکست میشوند. ریال همان متر کشی است. طلا هم متر خوبی نیست چونضمانت اجرائی و … ندارد.
    طلا برای خریدهای اینترنتی بین المللی و … سیستمی درمانده است.

    7- ببینید ثروت مفهومی ورای تولید است. بدهی آمریکا از تولید ناخالصش بیشتر است اما می تواند آن را با ثروتش مثلا چاههای نفت و … برگرداند. همین کشورهای غربی سهام دولت آمریکا را خریده اند و مطمئن باشید به محض اینکه احتمال بدهند که دولت آمریکا در حال فروپاشی است همین آلمان و فرانسه اولین کشورهای طلبکار مدعی میشوند.

    از وقتی بحث کاهش قیمت دلار در دنیا مطرح شده قیمت دلار افزایش داشته است!!!
    ضمنا قیمت جهانی طلا را برحسب دلار در سایت goldprice.org بررسی کنید تا ببینید که از اواخر 2012 تا الآن طلا سیر نزولی قیمتی دارد!

    من که فعلا سوادی ندارم ولی با سوءظن به مسائل پیرامونم نگاه میکنم. مسائل آنقدری که ساده به نظر میرسند ، ساده نیستند.

    اینکه اقتصاد در توضیح بسیاری از مسائل ناتوان است را قبول دارم ولی دلیلی ندارد که تا به راهکار جایگزینی نرسیدیم آن را رها کنیم.
    فرض کنید که من لباس پاره ای به تن دارم ، آیا منطقی است که تا وقتی که جایگزین مناسبی پیدا نکردم آن را درآورم؟!!

    موفق و موید باشید.

  12. سلام عليكم و رحمه الله و برکاته.
    در فرض پاياني، شما از وسط ماجرا شروع كرده ايد. فرموده ايد :”فرض کنید که من لباس پاره ای به تن دارم ، آیا منطقی است که تا وقتی که جایگزین مناسبی پیدا نکردم آن را درآورم؟!!
    اما در واقع يك لباس مناسبي تن شما بوده به نام پول اسلامي طلا و نقره. آمده اند يك لباس پاره اي تنتان كرده اند به نام دلار و ريال. حالا چنان تبليغ كرده اند كه براي دور انداختن لباس پاره و پوشيدن مجدد لباس فاخر مقاومت ميكنيد.”
    .
    صعود و نزول ارزش دلار هميشه وجود داشته و دارد. اين متر از كش ساخته شده و مقدار كش آمدنش هم وابسته به منافع فدرال رزرو است.
    پول طلا در معاملات اينترنتي و بين المللي هيچ مشكلي كه ندارد هيچ، قابل اعتمادترين است. همين سيستم شتاب فعلي قابليت استفاده از بركت به جاي ريال را دارد.
    سربلند و پاينده باشيد و من الله توفيق.

    • سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

      اولا پول طلا و نقره به اسلام ربطی ندارد و در تاریخ پیش از اسلام نیز کاربرد داشته است.

      ثانیا چه کسی طلا را در معاملات اینترنتی و بین المللی بدون اشکال می داند؟

      ثالثا منظور من از آن جمله
      “فرض کنید که من لباس پاره ای به تن دارم ، آیا منطقی است که تا وقتی که جایگزین مناسبی پیدا نکردم آن را درآورم؟!!”
      با توجه به خط قبل از آن خود اقتصاد بود نه ریال.

      و من الله توفيق.

  13. سلام
    گفتگوی خسرو و بت شکن رو خوندم که چند تا نکته به نظرم رسید که میگم.
    اگر می خوایم اقتصاد اسلامی و اقتصاد سکولار رو با هم مقایسه کنیم باید ظرف و مبنای اقتصاد اسلامی و اقتصاد سکولار را بشناسیم بعد با شناختی که از هر دو داریم در مورد این دو موضوع بحث کنیم.
    به نظر بنده توی بحث هر دو طرف اطلاعاتشون در مورد اقتصاد سکولار نسبتا بهتر از اقتصاد اسلامی هست .. مخصوصا خسرو اطلاعات اقتصاد سکولارشون بیشتر از اطلاعات اقتصاد اسلامی هست و به نظرم تقریبا در این مورد اطلاعاتی ندارند و بت شکن هم چیزهایی در مورد اقتصاد اسلامی متوجه شدن و نکات خوبی هم هست ولی ایشون شناختشون به مبانی اقتصاد اسلامی و به نوعی به ظرف اقتصاد اسلامی کم هست و این موضوع طبیعی هم هست چون موضوعی نیست که در موردش خیلی پرداخته شده باشه و در موردش بحث های مبنایی شده باشه که واضح روشن باشه ولی در مورد اقتصاد سکولار از مبانی تا جزئیات توی همه در دسته های مختلف بحث زیاد شده که حتی از نظر اسلامی هم در مورد موضوعاتی اقتصادی که مبناش سکولار هست خیلی بحث شده و تلاش شده و سعی کردن این اقتصاد سکولار رو بتونن تا حدی که می تونن مباح کنند و از نظر اسلامی حرام نباشه که به هر حال صرف مباح کردن اون راه حل موقتی هست و برای طولانی مدت اشتباه هست.
    نکته بعدی که به نظرم خیلی مهمه اینه که علوم غربی روی جزئیات خیلی توجه دارن و همین جزئی نگریشون توی علوم باعث شده که خیلی از کلیات یا اهمیتشون کم بشه یا در کل نادیده گرفته بشن.
    به نظر من کاری که باید انجام داد اینه که در مورد اقتصاد اسلامی رفت کتب گذشتگان رو مورد بررسی قرار داد و دید چه سیستم اقتصادی داشتن که ساز و کار اقتصاد توی حکومت به هم نخوره و مثلا حکومتی که یه سمتش می خورده به اروپا و یه سمتش هم به چین و یه سمتش هم به آفریقا همچین کشوری قاعدتا نباید اقتصاد ساده ای داشته باشه و اگر هم اقتصاد ساده ای داشته توی سادگی خودش قواعد مستحکمی داشته. مطمئنا وقتی کتاب خانه های چند میلیون کتابی وجود داشته در مورد همچین مواردی هم بحث میشده و کتاب هایی باید باشه.
    در مورد اقتصاد اسلامی که در گذشته بوده و اطلاعات کسب کردیم اون رو با اطلاعات اسلامی که الان داریم باید مقایسه کنیم ایراداتش رو هم برطرف کنیم و مواردی که بخاطر تکنولوژی پیش اومده که جزئی هستند رو هم به اون اضافه کنیم که این یه سیستم جامع میشه و می تونه جای اقتصاد سکولار رو بگیره هرچند نباید ناگهانی اجراش کرد و به قول دکتر حسن عباسی که فکر کنم گفتن 25 سال طول میکشه که تبدیل به اقتصاد اسلامی بشه به هر حال باید از یه گوشه اش شروع کرد و وارد شد و نقایص رو همینطور برطرف کرد و به جلو رفت که به نظر من چون اقتصاد اسلامی کل نگریش بیشتر هست اگر کلیات رعایت بشه مثل اقتصاد سکولار نیست که خیلی جزئیات بتونن درش نقش ایجاد کنن و سیستم رو مختل کنن مثلا توی اقتصاد اسلامی تعزیرات (به نظر بنده نقش مهمی در اقتصاد اسلامی دارد و نقش مهمی در اقتصاد سکولار ندارد) می تونه نقش خیلی مهمی داشته باشه و قیمت ها رو کنترل کنه و اگر فکر می کنید تعزیرات نمی تونه با شرکت های بزرگ در بیوفته اشتباه می کنید که یه جنبه این موضوع این هست که در آینده همینطور که اقتصاد اسلامی میشه علوم دیگه هم اسلامی میشه (ان شاء الله) که به نظر من اگر صاحبان شرکت ها تفکرات اسلامی داشته باشن که توی این سیستم می تونن دوام پیدا کنن و اگر نداشته باشن چون می خوان روی تفکرات غلط خودشون پافشاری کنن به صورت طبیعی از گردانه رقابت بیرون میرن و ورشکست میشن پس توی همچین سیستمی یا صاحبان شرکت های بزرگ مجبور هستن اسلامی برخورد کنن و موارد اسلامی رو رعایت کنن یا باید طعم ورشکستگی رو بچشن و دولت هم نقش مستقیم توی ورشکستگیشون نداره چون مردم هستند که آگاه شدن و نرفته اند به سمت اون شرکت ولی به نظرم که اکثرا اولی رو انتخاب می کنن.
    یه چیزی رو دکتر رحیم پور ازغدی توی یکی از سخنرانی هاشون توضیح میدادن که گفتنش خالی از لطف نیست و اون اینکه (نقل به مضمون و با توضیح خودم) الان توی مجلس یا فقها در مورد موضوعات مختلف چون مبناش سکولاری بوده مجبور هستن به قولی از حیله استفاده کنن تا داخل همین سیستمی هم که مبناش سکولار هست دچار حرام نشیم میان قوانین رو کاری می کنن که مباح باشه یعنی نه حرامی سکولاری و نه حلال اسلامیف بین این دو.
    با این توضیحی که دادم و اهمیت کل نگری علوم اسلامی نسبت به علوم سکولار به نظر من اینکه واحد پول طلا باشه یا هر چیز دیگه یه چیز جزئی هست (که همین تفکر سکولار ما رو به این جزئی نگری ها انداخته) اصل بر این هست که سیستم اصلی به صورت مبنایی درست باشه وقتی که مبنا رو بررسی کنیم و شکل بدیم توی جزئیات در مورد پول رایج که چی باشه هر چیزی که شرعی تر باشه و قوی تر باشه و ساده تر باشه همون انتخاب میشه که خیلی از این بحث هایی که پیش میاد بخاطر همینه که ما هنوز کلیات سیستم رو مشخص نکردیم و می خوایم برای هر گزینه اقتصاد سکولار یه گزینه اینطرف داشته باشیم این در صورتی هست که نیاز به همچین چیزی نیست چون وقتی کلیات مشخص بشه خیلی از جزئیات هم تغییر می کنند و حتی جزئیات جدیدی پیش میاد.
    یه نکته هم بگم : دکتر حسن عباسی یه سری صحبت ها برای عموم مردم دارن یه سری صحبت ها هم تخصصی هستن که فکر کنم آقای خسرو فقط صحبت هایی که برای عموم مردم به عنوان سخنرانی هست رو فقط شنیدن.
    سپاس

    • سلام سلسبیل عزیز
      از فرمایش مفیدتان سپاسگذارم و ان شاء الله که مستمر باشد
      انتقاد فرموده اید که یک زیرسیستم را بدون در نظر گرفتن مبانی و کلیات مطرح میکنم. قبلا هم بارها مطرح شده است. جناب آقای دکتر عباسی هم در طرح ریزی افق 1414 کلیات و جزئیات کاملی را بررسی میکنند.
      در واقع به نظر شما باید کل ساختار اقتصادی یا حتی کل نظام “فرهنگی سیاسی نظامی اقتصادی معرفتی” براساس الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت تدوین شود و در بخش اقتصادی زیرسیستم پول طرح ریزی گردد.
      .
      البته علمای زیادی با رویکرد فوق فعالیت میکنند؛ اما استراتژی بت شکن، حمله به پاشنه ی آشیل است. استراتژی ام را در پوستری با همین عنوان گذاشته ام. در این استراتژی کافیست نقطه ضعف دشمن را نشانه بگیریم. کاری که در جنگ های چریکی هم انجام میشود و تحت عنوان دفاع نامتقارن در تئوری های نظامی مطرح است.
      معتقدم همان طور که الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت طراحی و مستقر میشود؛ الگوی غربی هم باید تضعیف گردد.
      .
      همگی معتقدیم باید ریشه ای عمل کرد ؛ اما اختلاف نظرمان آنجاست که من معتقدم و در سایتم اثبات میکنم که یکی از ریشه های اصلی اقتصاد ربوی ، پول اعتباری ست.
      وقتی از پول اعتباری استفاده نشود و پول ثابت جایگزین گردد، تورم و تحریم و ربا و دلار به حاشیه میروند و به سمت صفر میل میکنند.
      در نتیجه دلار به عنوان پاشنه آشیل اقتصاد و اقتصاد به عنوان پاشنه آشیل غرب آسیب جدی میبیند.
      در نتیجه راه برای استقرار الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت باز میشود. ان شاء الله

      • سلام
        درست میگید.
        البته تا اونجایی که من صحبت های دکتر عباسی رو شنیدم ایشون در مورد بررسی کتب گذشتگان در مورد اقتصاد چیزی نمیگن که به نظر من خیلی مهمه.
        به نظر من هر چی می تونید مبانیتون رو قوی کنید و بحث رو ببرید روی مبانی یعنی توی همین زمینه هم بحث می کنید بحث رو بکشونید روی مبانی تفکری سکولاری و اسلامی چون توی جزئیات راحت میشه مغالطه کرد ولی توی مبانی نمیشه.
        یا علی

  14. جناب سلسبيل عزيز
    36 سال است كه داريم روي مباني كار ميكنيم. اينقدر كتاب و مقاله و جلسه ي مبنايي هست كه اگر هزار سال هم عمر كنيم نميتوانيم مطالعه شان كنيم.
    .
    ولي در عمل ؛ هرچه قدرت تجارت خارجي جمهوري اسلامي تقويت شود ، آمريكا قوي ميشود.

  15. در جمله زير مفهوم نفوذ يعني چه و 3.3 از كجا آمده است ؟
    اما در مورد بدون پشتوانه بودن پول اعتباري ، نظر من همين است كه فرموده ايد. درواقع سال 58 يك گرم طلا 130تومان و 9.3دلار بوده است. سال 93 يك گرم طلا 95000تومان و 31دلار است.
    يعني ريال 730 برابر و 3.3 برابر بيش از نفوذشان چاپ شده است. يعني ريال چاپ شده ولي نفوذ نكرده ولي دلار چاپ شده و نفوذ هم كرده است.

    • اشتباه تايپي ست. منظور اين بوده كه دلار 3.3 برابر نفوذش چاپ و تايپ شده است.

  16. آقا خدا خيرتوم بده بحث خوبي كرديد چند تا از مطالب و سوالات بدردم خورد. نميدونم بت شكن موفق ميشه اقتصاد اسلامي را با زبان اقتصاد سكولار تبيين كند يا نه اما من كه فكر مي كردم اقتصاد يعني رياضيات متوجه شدم اقتصاد يعني انسان شناسي و منطق و مهمترين بخث اين است كه انسان چطور فكر مي كند و در نتيجه چطور رفتار اقتصادي مي كند. در جايي آقا خسرو گفته برای تامین امنیت طلا چقدر باید کار امنیتی و … انجام داد من هم سوال مي كنم براي اينكه ارزش كاغذ دست ما را سيستم بانكي ندزدد چقدر بايد كار امنيتي انجام داد.
    دهها فيلم در مورد دزدي طلا به خاطر دارم اما چند مستند در مورد دزدي ارزش پول سراغ دارم. بنابراين فكر مي كنم طلا داشتن خيلي سخت و ريسك پذير است و پول نه !!
    يا استقاده از طلا مال 400 سال پيش است و استفاده از آن يعني بازگشت به عقب. تا چتد سال پيش فكر مي كردم تهاتر فقط در 1000 سال پيش معمول بوده و امكان اجرايي ندارد.
    به نظرم اگر شنا بتوانيد اين بتها را بشكنيد مي توان به جايگزيني هر چيز غير از ربا اميدوار بود.
    در پناه حق
    ياعلي

  17. سلام
    آقا اين متغيير بودن GDP بر اساس ترخ دلارهاي سالهاي مختلف يا بر اساس قدرت خريد پدر ما را درآورده. من مهندس برق – انرژي هستم هر موقع مي خواهم شدت انرژي ايران را نسبت به كشورهاي ديگر بررسي و تحليل كنم سر درد مي گيرم. با يك آمار ما از قلان كشور 8 برابر بيشتر مصرف انرژي داريم با يك مقياس ديگر 2 برابر مصرف مي كنيم !!!!

    • براي مهندسيني كه با متر و اينچ و فوت و كيلوگرم و پوند و نيوتن و آمپر و ولت و اهم كار ميكنند؛ محاسبات اقتصاددانها احمقانه است.
      وقتي مبنا را عوض ميكنيد، عدد تغيير ميكند، نسبت متر و اينچ (دلار و يورو) هر روز تغيير ميكند.
      تصور كنيد طول دهنه پرينتر 210 ميليمتر است و يك ماه بعد ميشود 250 ميليمتر. حالا خريدار پرينتر ميخواهد از بازار كاغذ A4 بخرد. يا مثلا امروز مقاومت 10 اهم است و هفته بعد به علت تصميمات كفار آمريكايي ميشود 11 اهم.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*

code