پول طلا تورم ندارد

از سال 81 تا 90 ، قيمت طلا 12 برابر شده و شاخص قيمت ساير كالاها 4 برابر. يعني قيمت كالاها نسبت به طلا كاهش يافته است.

يعني اگر در دهه ي 80 پول ايران طلا بود، تورم منفي داشتيم.

هميشه مادرم دعا ميكرد ؛ ان شاء الله قيمت ها ارزان شوند. من هم كه چهار كلاس اقتصاد آدام اسميتي خوانده بودم بادي به گلو ميانداختم و ميگفتم، اين دعاي شما از نظر علمي درست نيست. اما حالا فهميدم كه سخت در اشتباه بوده ام.

كل شاخص هاي اقتصادي سال هاي 1381 تا 1390 ايران را بررسي كردم وبه نتيجه اي شگفت انگيز رسيدم. ابتدا باور نميكردم. چند بار دقيق و جزء به جزء قيمت ها را درآوردم و به پول طلا تبديل كردم. كاملا درست بود. همه چيز با هم ميخواند.

اگر طلا پول ايران بود ، ميانگين تورم سالهاي 81 تا 90 ، ساليانه -11%  ميبود.

اگر جايي بشنويد كه در دهه ي 80 ، ميانگين قيمت كالاها در ايران ساليانه 11درصد ارزان شده است، چه حسي به شما دست ميدهد؟ تستي به چند نفر گفتم. بلا استثنا فكر كردند عقلم را از دست داده ام.

اما واقعيت اقتصاد ايران در سالهاي 81 تا 90 نمودار زير است. تورم منفي 11%

نمودار_تورم

اين نمودار واقعي تورم دهه 80 ايران است. اگر پول اعتباري نباشد، تورم از بین میرود. وقتي تورم نباشد، قرض الحسنه جاي ربا را خواهد گرفت. نتايج فوق العاده ي ديگري هم وجود دارد كه در مقاله اي مجزا به آن خواهم پرداخت.

امتحان کنید و قرض طلایی بدهید؛ هم برکت دارد و هم قرض گیرنده زود پس میدهد و اگر نداد هم شما نگرانی چندانی ندارید.

اما براي اين واقعيت، علت منطقي عقلاني وجود دارد. واقعيت اين است كه حجم طلا نسبت به سایر کالاها ثابت است. خوب منطقي ست كه تورم از بین برود.

البته معتقدم در بلندمدت تورم صفر است همان طور كه قيمت طلايي گوسفند و شتر و نخل از 1400 سال پيش تا حالا ثابت مانده اند.

.

ايده حذف تورم با پول طلا را اولين بار جناب آقاي غني زاده مطرح نمود. ايشان معتقدند: ريشه ي همه مشكلات بشر، رها كردن سيره ي اميرالمومنين علیه السلام است. در ارتباط با ايده ي پول طلا، حضرت علي “عليه السلام” پول طلا را واحد مبادلاتي قرار دادند.

پیش از آن هم تمدن ایران باستان ویونان باستان با پول طلا شکل گرفته بود.

26 نظر

  1. تحقیق جالبی ست. من قبلا چند بار نمودارای بانک مرکزی را بررسی کرده بودم ولی هیچ وقت به نتیجه ی شما نرسیده بودم.

  2. اگر سیستم پایه طلا برقرار باشد و پول کالایی، این متغیر اقتصادی می‌شود و دیگر سیاستمداران نمی‌توانند در آن دخالت کنند و نمی‌توانند حجم آن را تغییر بدهند. اعتقاد فریدمن هم این بود که سیستم پایه طلا بهتر است، ولی می‌گفت سیستم پایه طلا عملی نیست. حجم اقتصاد آنقدر بزرگ شده که دیگر نمی‌توان با سیستم پایه طلا آن را اداره کرد
    که بحث در مورد آن بر عهده اقتصاددانان پولی است. زیرا بعضی از آنهایی که خیلی طرفدار سیستم پایه طلا هستند، معتقدند مقدار طلا اصلاً مهم نیست، زیرا در نهایت این اتفاق می‌افتد که اگر مقدارش کم باشد قیمتش بالا می‌رود و این چیزی را تغییر نمی‌دهد این موضوع بحث‌های تکنیکی دارد که یک مقدار را خود فریدمن انجام داده و در نهایت به این نتیجه رسیده که نمی‌شود این کار را انجام داد و سیستم پایه طلا را نمی‌توان نگه داشت. این مورد پذیرش و اجماع اقتصاددانان آکادمیک قرار گرفته است. یعنی در حال حاضر اگر به آکادمی اقتصادی دنیا بگویید به سیستم پایه طلا برگردیم، به شما خواهند خندید و می‌گویند نمی‌شود این کار را انجام داد

  3. با سلام و تشكر از مصطفي
    عبارت “قيمت طلا بالا ميرود” را در شرايطي كه ريال و دلار و … وجود نداشته باشد، متوجه نميشوم. شايد منظورتان اين است كه ارزش طلا در برابر ساير كالاها بالا ميرود. اين موضوع حداقل در 1400 سال گذشته به وجود نيامده و قيمت گوسفند و شتر و نخل به پول طلا از صدر اسلام تا حالا ثابت مانده اند.
    علت تكنيكي حذف تورم در پول طلا همزماني عرضه و تقاضاي كالاست. يعني معامله ي كالا به كالايي كه يكي از كالاها طلاست. پس شكاف عرضه و تقاضا كه با پول اعتباري به وجود ميامد از بين ميرود.
    البته اين بحث را با اقتصاددان هاي آكادميك كينزي و فريدمني وطني انجام داده ام و ابتدا خنديده اند كه باعث امتنان شد. اما پس از ورود به بحث اكثرا قانع شده اند كه منطقي ست. البته مثل جنابعالي چون غربي ها نگفته اند برايشان غيرقابل قبول است.
    .
    اينكه ميفرمائيد سيستم پايه طلا نميشود، پاسخ ساده اش اين است كه چطور تا سال 1971 يعني 43 سال قبل ميشد؟
    متوجه ميشويد بحث اصلا اقتصادي نيست؛ بلكه سياسي ست.

  4. با سلام و تشكر از جواب

    اولا 60% ذخیره طلای جهان در امریکا وجود دارد پس باز دلار حرف اول را میزند یعنی اگر سیستم43 سال پیش دلار با پشتوانه طلا باشد باز دلار قابل پذیرش است

    ثانیا پس چرا کشور های (BRICS ) بریکس از سوپ یا معاملات چند جانبه به جای طلا استفاده میکنندوطلا نیست??
    چون نیاز به حفظ طلا در داخل دارند بخصوص هندوستان و چین.

    ضمنا 43 سال پیش شما نه اینترنت داشتید نه کارت اعتباری نه دهکده جهانی شما چطور میتوانید کارت اعتباری و معاملات آنلاین را با این کار سامان دهید.
    بر اساس گزارش شركت مشاوره مديريت جهاني AT Kearney، اينترنت از نظر پولي 1.93 تريليون دلار ارزش دارد.

    گذشته از این شما در قبال خدمات که تماما اعتباری هستند چگونه می توانید کالا با ارزش ذاتی طلا تحویل دهید و کالا بدهید اما کالا نگیرید؟؟؟ در حالی که طبق آمار 70% مشاغل ما خدماتی هستند
    یعنی چه بخواهید وچه نخواهید با ارزش گذاری خدمات در دام اعتبار دهخی می افتید

  5. عليكم السلام دوست عزيز
    بله فرمايش شما صحيح است. اگر سيستم پول اعتباري اي كه معادل آن طلا تضمين كند برقرار گردد، بهتر از سيستم فعلي ست. اما مطلق نيست و امكان سوءاستفاده آمريكا مجددا وجود دارد. همان طور كه تا 1971هر انس طلا 35 دلار ثابت نگه داشته شد ولي براي حل مشكلات آمريكا الان حدودا 40 برابر دلار بدون موجودي طلا چاپ و تايپ شده است.
    در پول طلا امكان سوء استفاده ي يك سازمان يا كشور خاص وجود ندارد.
    .
    در مورد بريكس؛ علت استفاده از پول كشور به جاي طلا، چون همه ي كشورها و پولها در رقابتند تا مثل دلار نفوذ كنند. اگر طلا را به جاي پول اعتباريشان وارد معامله كنند، بانك هاي مركزي قدرت سوءاستفاده ندارند.البته اكثر معاملات پولي چندجانبه بر مبناي طلا شكل گرفته اند و نهايتا در نوسان ارزش پولي كشورها در مقابل طلا سنجيده ميشوند.
    بريكس و پيمانهاي مشابه يك گام به جلوست ولي نهايتا پول طلا همه چيز را در لحظه واقعي ميكند.
    نياز به طلا هميشه براي همه وجود دارد. اما اگر آمريكا معادن طلا دارد، ايران هم معادن نفت دارد. چين هم معادن كارگر دارد. ايتاليا هم معادن توريست دارد. آلمان هم معادن خودرو دارد. همه ي اينها با هم معامله ميشوند و قيمتشان در بازار تعيين ميگردد.
    .
    در مورد معاملات آنلاين؛ هيچ مشكلي وجود ندارد. شكل گيري گردش پول آنلاين كه وابسته به نوع پول نيست. در واقع همين سيستم شتاب فعلي ايران ميتواند ريال يا دلار يا يورو يا “بركت” را پوشش دهد.
    توجه داشته باشيد كه “بركت” يك كارت پرس شده حاوي طلا و يا نقره است. مثل سكه پارسيان يا سكه بهار آزادي.
    اتقال الكترونيك هم كاملا امكان پذير است و در حساب فرد باقي ميماند و در صورت تمايل ميتواند از خودپرداز دريافت كند.
    .
    در مورد كار خدماتي، مثلا پزشكي : هزينه ي ويزيت فوق تخصص اطفال مثلا 10 گرم نقره است. كارت به كارت هم ميشود.
    در مورد مشاغل مجازي مثلا فروش آنلاين نرم افزار هم همين طور. كالا كه گفته ايم خدمات را هم شامل ميشود. در واقع هر چيزي كه مطلوبيت ايجاد ميكند قابل معامله است. مثلا مزد كارگر هم كه كالا نيست. اعتبار به آن معنا هم نيست. يك مطلوبيت است كه به تناسب آن معامله ي كار به كالا انجام ميشود.
    موضوع اين است كه در معامله توسط ريال ، متر ارزشگذاري كار، از جنس كش است اما با طلا متر واقعي ثابت وجود دارد.
    با تشكر از وقتي كه براي اين بحث گذاشته ايد.

  6. متشکرم ….

    گویا درست مطلب را نگرفتید

    اولا قیمت نفت از دست ما خارج شده وتوسط اوپک قیمت گذاری میشود اما خروج از آن اصلا به صلاح هست یا نه بحث جداییه…..

    ثانیا امریکا قدرت اقتصادی خود را با نهادهای خود مثل صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی وکاهش تعرفه ها تحمیل میکند

    ضمنا براساس برابری قدرت خرید 1دلار در ایران قدرت خریدی به اندازه 2 برابر آن در امریکا دارد پس دلار بدون پشتوانه در ابنجا برای ما فرقی ندارد بلکه بهتر هم هست و با توجه به تورم شتابنده از سرمون هم زیاده !
    این مطلب را با مقایسه کالایی می توان فهمید که دولت ما ارزش دلار را به صورت مصنوعی پایین نگه میدارد
    بزرگترین وارد کننده جهان امریکاست و20% بازار مصرفی جهان در امریکا قرار دارد پس دلار قطعا در راس کار خواهد ماند

    امامنظور از پیش کشیدن بحث خدمات نبود مالکیت در زمان کنونی بود
    الان زمان مالکیت یک خانه در دنیا 5سال و در کشور ما حدود 36سال است

    مثلا یک کارمند با سابقه ورزومه خودش اعتبار سنجی میشود
    شما پزشک را مثال زدی چون به نفعت بود 🙂

    ما در رتبه فلاک رتبه دوم را در دنیا داریم ……حالا شما اگه فکر میکنی شاخص فلاک ما باعثش دلاره پس تمام کشورها باید دچار این مشکل باشند

    43سال پیش مالکیت نقش عمده ای داشت اما الان طبق آمار تا سال 2020 90% کسب وکارها را خدمات تشکیل میدهد
    یعنی اگر به سیستم قبلی ربرگردید باید اکثر مشاغل خدماتی حذف شوند مثلا معلمی که 43سال قبل 60 شاگرد داشته الان با 20 شاگرد سروکار داره برای همین هم این شغل ارزش گذشته رو نداره

    تقریبا هر 10 سال یک کسب و کار حذف می شود

    اگر مساله شما تورم است که الان تورم توسط بانک های مرکزی کنترل شده و مثل سرماخوردگی قابل درمان است
    طلا امنیت ندارد ……توقع دارید من برای خرید یه پفک طلا از جیبم در بیارم؟؟؟ :0

    شما از یک طرف می گویید:(شكل گيري گردش پول آنلاين كه وابسته به نوع پول نيست. در واقع همين سيستم شتاب فعلي ايران ميتواند ريال يا دلار يا يورو يا “بركت” را پوشش دهد.)
    بعد 🙁 توجه داشته باشيد كه “بركت” يك كارت پرس شده حاوي طلا و يا نقره است. مثل سكه پارسيان يا سكه بهار آزادي.)

    از کی تا حالا سیستم شتاب طلا قبول میکنه و ریال پس میده؟؟
    شما این هزینه تبدیل را با توجه به ارزش بازاری طلا چگونه پوشش می دهید؟؟

    کارمندی که 600- 700 هزار حقوق میگیرد چرا باید هزینه تبدیل چند سکه را بپردازد؟؟

    ضمنا هزینه را به طلا بپردازد یا دلار؟؟

    سکه طلا در کشور ما وابسته به قیمت دلار است و از بازار جهانی تامین می شود

    ضمنا مبنای بریکس ثبات اقتصادی برای اعضای کنونی واحتمالی در آینده است
    تا زمانی که ما ثبات اقتصادی نداریم همه این حرف ها هزینه بدون بهره وریست
    مثل تمام طرحهای نیمه کاره ما

    شما کدام کشور را میشناسید که در ظرف 2سال ارزش پولی آن 1/3 شود؟؟؟این قطعا با دلار پیش نیامده…..

    ضمنا چرا چنین طرحهایی در کشورهای دیگر اجرانمی شود و مردم ایران باید گوش شنوای این قبیل افاضات باشند؟؟

  7. به طور كلي، برابري قدرت خريد دلار در ايران و آمريكا برابر است. براي كالاهاي اصلي مثل طلا و نفت، همان مقدار كه با يك دلار در ايران ميشود طلا و نفت خريد ، در آمريكا هم همين طور. تفاوتهاي جزئي كه وجود دارد در كوتاه مدت است و وابسته به شرايط منطقه اي و زماني.
    .
    مثال پزشك چه نفعي براي من دارد؟
    .
    من هيچ جا نگفته ام رتبه ي فلاك وابسته به دلار است.
    .
    البته تورم مثل سرماخوردگي نيست. تورم و پول اعتباري غيرقابل تفكيكند. فقط ميتوان نرخشان را كم و زياد كرد.
    .
    بحث امنيت نقل و انتقال طلا و نقره، در مقابل امنيت انتقال ريال را مطرح فرموديد. براي مبالغ جزئي كه مشكلي وجود ندارد و براي مبالغ كلان هم سيستم شتاب ميتواند به جاي “ريال” پول “طلا و نقره” بدهد و بگبرد و انتقال دهد.
    .
    هزينه ي ضرب طلا و نقره، از هزينه ي چاپ اسكناس كمتر است. ضمنا الان قيمت طلا موضيعيت دارد اما در واقع طلا ثابت است و ارزش ريال و دلار است كه دارند نوسان ميكنند.
    .
    ثبات اقتصادي وقتي به وجود ميآيد كه پول ثابت وجود داشته باشد. در همه ي كشورها. چگونه ادعا ميكنيد كشورهاي بريكس ثبات اقتصادي دارند درحاليكه همگي نوسان پولي دارند. كشورهاي ديگر كه تصور ميكنيم ثبات دارند مثل آمريكا و كشورهاي اروپايي هم كه درگير بحران اقتصاديند. يونان كشورش را فروخت. تصور كنيد ايران جزيره كيش را بفروشد كه حقوق كارمندان را بدهد.
    .
    كاهش ارزش پولي ايران و تورم و تحريم همگي معلول پول اعتباريند. شما براي اينكه ارزش ريال دوباره تغيير نكند چه راهكاري پيشنهاد ميكنيد. سيستم پولي كشور كه آمريكايي ست. دانشكده هاي اقتصاد كه آمريكاييند. مسئولان اقتصادي هم كه آرمانشان اقتصاد آمريكايي ست.
    در بهترين حالت ميگويند برابري دلار و ريال را حفظ ميكنيم. خوب دلار هم كه نوسان دارد. راهكار بدهيد.
    .
    من اصراري ندارم كسي گوش شنواي نظراتم باشد. شما هم به ميل خود وارد بحث شده ايد. خدا خيرتان بدهد.
    ياعلي.

  8. در هر صورت

    من بین شما و برندگان جایزه نوبل اقتصاد …..فریدمن را انتخاب می کنم

    رتبه فلاکت را لازم نبود از شما بشنویم که وابسته به دلار هست یا نه

    کاملا مشخصه از عوامل تاثیر گذار قیمتی بی اطلاع هستید

    ضمنا منظور از ثبات اقتصادی هیچ وقت پول ثابت نبوده و نیست بلکه تصمیمات اقتصادی و استقلال بانک های مرکزیست

    نه مثل کشور ما که تصمیمات خلق الساعه می گیرند و بانک مرکزی را می دوشند

    تمام استدلال شما از نظر من مغلطه ای بیش نیست

    از نظر من این سایتها توسط لابی تولید در کشور خط دهی میشوند تا افکار عمومی را جهت دهی کنند
    منم این بحث بی نتیجه را ادامه نمی دهم

  9. البته به تازگي استیگلیتز برنده ی جایزه ی نوبل اقتصاد گفته :”علم اقتصاد سقوط کرده است”
    البته من به نظرات و استدلالات شما احترام ميگذارم.
    التماس دعا

  10. علم اقصاد با نظر یک جایزه نوبل سقوط نمی کنمد این حرف ها همیشه بین اقتصادداننان غربی زده میشود که یا از غم نان است وبرای فروش کتاب یا برای ایجاد یک موج جدید جهت شهرت ومنفعت

    علم اقتصاد از اقتصاد نشات می گیرد و اقتصاد مبتنی بر هر عرضه وتقاضا است

    پس این جمله : :”علم اقتصاد سقوط کرده است” را باید به این جمله تبدیل کرد که : حیات مادی سقوط کرده است ودنیا تعطیل شده است

    شنونده باید عاقل باشه ::

    اما کلام آخر این نکته ها درا در موردطلا و پول باید بدانید :

    —————————

    قانون گرشام

    در سال 1558 ميلادي سر توماس گرشام (Sir Thomas Gresham ) كه مشاور مالي ملكه انگليس بود به اين نكته پي برده است كه وقتي دو پول با هم در جريان باشند ، پولي كه توسط عموم مردم بر پول ديگر رجحان داده مي شود بتدريج از جريان خارج مي شود . گرشام اين قانون را چنين بيان نمود :

    « پول بد پول خوب را از گردش خارج مي كند » .

    آنچه از قانون گرشام استنباط مي شود اين است كه در حالت سيستم دو پايه ، طلا و نقره نه تنها داراي يك نسبت رسمي تبديل بعنوان واحدهاي پولي مي باشند بلكه داراي يك نسبت غير رسمي تبديل به هم ، بعنون كالا نيز هستند .

    وقتي كه اين دو نسبت يكي باشند ، هيچ مشكلي بوجود نمي آيد اما وقتي كه اين نسبتها برابر نباشند مسائلي مطرح مي شود . براي مثال فرض كنيد كه نسبت نقره به طلا را در بازار غير رسمي (‌آزاد ) 15 به يك باشد ودولت نيز بطور رسمي نسبت نقره به طلا را 15 به يك در نظر گرفته و تثبيت نمايد . حال اگر در چنين شرايطي نقره در بازار فراوانتر شده و نسبت نقره به طلا در بازار غير رسمي ( آزاد )‌به 16 به يك تغيير يابد در چنين شرايطي شما مي توانيد با خريد سكه هاي طلا بوسيله سكه هاي نقره و با نسبت 15 به يك از دولت و آنگاه ذوب سكه هاي طلا و بالطبع خريد 16 اونس شمش نقره به ازاي يك اونس شمش طلا در بازار غير رسمي ، يك اونس نقره سودببريد . اين روند بالطبع موجب تقاضاي زياد جهت سكه هاي طلا و كميابي آن در بازار خواهد شد . بعبارت ديگر پول بد (‌همان نقره كه قيمت رسمي آن بيش از قيمت كالايي آن مي‌باشد )‌پول خوب ( همان طلا كه قيمت رسمي آن كمتر از قيمت كالايي آن است ) را از جريان خارج مي‌كند .

    اصل گرشام نه تنها در سيستم دو فلزي بلكه در صورت رواج اسكناس و مسكوك و در مورد ارزها وحتي در مورد يك نوع اسكناس نيز صادق است . مثلاً اگر ما در جيب خود دو اسكناس نو و كهنه يكصد ريالي داشته باشيم طبيعي كه اول اسكناس كهنه و پاره را خرج مي كنيم و سپس اسكناس نو و دست نخورده را به مصرف مي رسانيم .
    —————
    « پول هر پديده و يا عاملي كه عموماً بعنوان وسيله اي براي مبادله و معياري براي محاسبه ارزش اقتصادي بوده و درجهت ذخيره ارزش اقتصادي و ابزاري براي پرداختهاي آتي مورد استفاده قرار گيرد »

    بطور كلي براي پول چهار وظيفة اصلي در نظر گرفته مي شود :

    1)واسطه مبادله
    2) وسيله سنجش ارزش ( واحد شمارش )
    3) وسيله حفظ ارزش
    4) وسيله پرداختهاي آتي

    که شما مورد آخر را از قلم انداختید—
    اينك در ادامه بحث ، مورد چهارم توضیح داده میشود:

    وظيفه پول به عنوان معياري براي پرداختهاي آتي مي باشد

    در حقيقت استفاده از پول به عنوان معيار پرداختهاي آتي مستلزم وجود ديگر وظايف پول است. در اقتصادهاي مدرن امروزي بسياري از كالاها براي توليد ، به زمان قابل ملاحظه اي نياز دارند و معمولاً پس از سفارش توليد مي شوند. به عنوان مثال توليد كالا براي دولت و يا اشخاص معمولاً مستلزم قراردادهايي است كه در آن پرداختها بابت آن معمولاً در آينده صورت مي گيرد. بعضي مواقع هم كالاها بلافاصله تحويل خريدار مي گردد، اما پرداختها با تأخير انجام مي گيرد . براي مثال شخصي ممكن است فرش ، تلويزيون و يا ديگر وسايل زندگي را طبق قرارداد به صورت قسطي خريداري نمايد . اهميت پول به عنوان معيار پرداختهاي آتي در قراردادهاي بزرگتر ، حتي مدت طولاني تري را مي پوشاند . براي مثال خريداران كاشانه ممكن است طبق قرارداد مبلغ معيني را ماهيانه و به مدت 10 سال و يا بيشتر پرداخت نمايند . در هر حال قرض دادن يك ميليون ريال براي 10 سال معقولتر از قرض دادن يك اسب براي 10 سال است . گذشته از اين وقتي كه شما پولي را قرض مي دهيد، مي دانيد كه چه چيزي بازپرداخت خواهد شد ،‌ اما وقتي كه شما يك اسب را قرض مي دهيد ، چيزي كه دريافت مي كنيد ممكن است خيلي متفاوت از آن باشد .

    پول رایج در حقیقت پول و یا گواهی پولی است که می‌تواند به‌رغم خواست یکی از طرفین مبادله، برای پرداخت مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین قانون با تاکید بر باطل شمردن قراردادها و توافقات خصوصی تصریح می‌کند که پول رایج چه به عنوان پول ارائه شده به فروشنده یا وعده داده شده به بستانکار باید مورد پذیرش واقع شود.
    برای روشن شدن موضوع فرض کنید پاول 1000 اونس نقره به جان قرض می‌دهد و این دو توافق می‌کنند که جان بعد از یک سال 1050 اونس نقره به پاول بپردازد. حال ممکن است قوانین پول رایج قید کند که از این به بعد تمام قرض‌‌های نقره با طلا تادیه می‌شود یا مثلا اینکه بدهکارانی مثل جان می‌توانند از اسکناس‌‌های با پشتوانه نقره بانک مرکزی برای باز پرداخت قرض خود استفاده کنند و نه آن نوع پولی که مورد نظر فروشنده است. در نتیجه شاید پاول 1050 اونس نقره ای که جان توافق کرده بود تا پرداخت کند را دریافت نکند؛ مهم‌تر از همه اینکه او نخواهد توانست قرارداد اولیه و اصلی خود با جان را به اجرا در آورد.
    در حقیقت قوانین پول رایج اغلب نوعی برابری قانونی یا «دستوری» بین پول ممتازه (گواهی پولی ممتازه) و دیگر پول‌‌ها و گواهی‌‌های پولی به وجود می‌آورد. نکته اصلی این طرح، منتفع شدن بدهکارها که اغلب دولت هم یکی از آنهاست، در ازای زیان طلبکاران و قرض‌دهندگان است. بیایید ببینیم که چنین طرحی به چه صورت عمل می‌کند.
    برابری دستوری فوق الذکر همانند کنترل قیمتی عمل می‌کند که یک قیمت قانونی یا دستوری را تعبیه می‌کند. تا آنجا که قیمت دستوری بر قیمت بازاری منطبق باشد همه چیز خوب است. اما به محض اینکه این دو قیمت متفاوت شوند افراد استفاده از فلزی را که در واقعیت گرانبهاتر از آن چیزی است که طبق قانون برابری دستوری به آن اشاره شده را متوقف می‌کنند.
    برای مثال فرض کنید که هم طلا و هم نقره مثلا در اسکاتلند با نرخ دستوری 20/1، پول رایج هستند. همچنین فرض کنید که نرخ بازاری بین این دو 15/1 باشد. این به این معنی است که افرادی که 20 اونس نقره بدهکارند می‌توانند تنها با یک اونس طلا بدهی خود را بپردازند در حالی که در این صورت 33 درصد کمتر از آن چیزی را که در یک بازار آزاد باید می‌پرداختند، پرداخته‌اند. به این ترتیب افراد اسکاتلندی از بستن قراردادها بر حسب نقره سر باز خواهند زد تا مبادا به جای آن در موقع پرداخت طلا پرداخت شود؛ آنها در مقابل، تمام قراردادهای خود را برحسب پرداختی طلا ثبت خواهند کرد. در این شرایط آنها طلاهای خود را به شهروندان مثلا فرض کنید انگلستان که در آن این نرخ دستوری بین طلا و نقره برقرار نیست و بنابراین در آنجا می‌توانند طلای بیشتری در مقابل نقره خود کسب کنند، خواهند فروخت. نتیجه آنکه نقره در اسکاتلند از گردش خارج می‌شود و تنها طلاست که در پرداخت‌‌های داخلی همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرد. پول بیش از حد ارزش‌گذاری شده (در مثال ما طلا) پول کم ارزش‌گذاری شده (نقره) را از بازار خارج می‌کند. این عبارت مبتنی بر «قانون گرشام» است.
    بنابراین مشاهده می‌کنیم که قوانین پول رایج موجب تورم پولی که به طور قانونی شامل رجحان شده، خواهند شد، زیرا این پول بیش از آنچه در صورت نبود کنترل قیمتی ساخته و استفاده می‌شد تولید و مورد استفاده قرار می‌گیرد. اما قوانین پول رایج به طور همزمان و مقارن با تورم پول ممتازه باعث رکود پول و گواهی‌‌های پولی دیگر نیز خواهد شد. در مثالی که بالا زدیم این قوانین موجب تورم طلا و رکود نقره شدند.
    اما تلویحات اقتصادی این موضوع چیست؟ اول از همه دقت داشته باشید که در هر واحد وزن طلا قدرت خرید بسیار بیشتری از نقره دارد. در نتیجه این واحد پول جدید؛ یعنی طلا نمی‌تواند به راحتی برای خرید کتاب یا خواربار به کار رود و برای پرداخت قیمت یک فنجان قهوه یا یک بستنی که کاملا نامناسب است. راه‌حل معمول برای حل چنین مشکلی جانشین‌‌های پولی هستند. عاملین بازار استفاده از فلزات گرانبها را رها کرده و به استفاده از سکه‌‌های نمادین یا اسکناس‌‌های بانکی در مبادلات روزانه‌شان متوسل می‌شوند.
    اما این روند جانشینی زمان‌بر خواهد بود. اجرای قانون پول رایج تاثیرات بی‌درنگی بر شرایطی که افراد پول را ارزش‌گذاری می‌کنند، خواهد داشت در حالی که جانشین‌سازی در اثر اجرای این قانون زمان خواهد برد. در مثال ما در حالی که صدور نقره به کشور دیگر زمان‌بر است، افراد بی‌درنگ از استفاده از آن در مبادلات روزانه سر باز می‌زنند؛ به عبارت دیگر اجرای قانون پول رایج تقاضای نقره را در مقدار عرضه مفروض افزایش می‌دهد. این موضوع باعث افت بی محابای قیمت‌‌های نقره‌ای (بر حسب نقره) خواهد شد (یا به عبارت دیگر افزایش شدید قدرت خرید نقره). بنابراین این چنین قوانین پول رایج کم و بیش کاهش شدید سطح قیمت‌‌ها را به عوامل بازار
    تحمیل می‌کند.
    سطح قیمت پایین‌تر فی نفسه اسباب زیان یا دردسر نیست. با این حال روندی که منجر به این کاهش سطح قیمت می‌شود، مستلزم مشقت و زیان بدهکاران و تاجرانی است که این اتفاق را پیش‌بینی نکرده‌اند. بیشتر بدهکاران نخواهند توانست بدهی اسمی که قبلا با توجه به سطح قیمت‌‌های بالاتر تعیین شده بوده را با توجه به کاهش سطح قیمت‌‌ها و درآمدشان بپردازند. معمولا نتیجه این روند ورشکستگی است. کارفرمایانی که نتوانسته‌اند چنین شرایطی را پیش بینی کنند نیز شرایط مشابهی خواهند داشت. آنها عوامل تولید را در سطح قیمت بالای قبلی خریداری کرده‌اند با این امید که کالای خود را هم به همان نسبت با قیمت بالایی می‌فروشند. اما جانشینی واحد پول، آنها را مجبور می‌کند که محصولاتشان را در سطح قیمت جدید به فروش برسانند. در اینجا هم نتیجه کاهش سود، ضرر یا حتی ورشکستگی خواهد بود.

    Read more: http://www.donya-e-eqtesad.com/news/431249/#ixzz3KSE1OGkb

  11. مصطفی جان التماس دعا

  12. سلام خدمت هر دو بزرگوار
    عرض کنم که کندذهنیِ فریدمن و اقتصادخوانده‌های پیرو او مشکل خودشونه که نمی‎‌تونن بفهمن حجم اقتصاد ربطی به مقادیر طلا نداره. الان جمعیت جهان 7 میلیارده؟ اصلا شما فکر کن جمعیت جهان 700 میلیارد نفره! از این بیشتر؟! وقتی قیمت طلا به عرش برسه و به شدت افزایش پیدا کنه هیچ مشکلی در جمعیت و حجم و تعداد معاملات نخواهیم داشت. تنها کار اضافه کردن صفرهای اعشاره و بس. هیچ تعجبی نداره که بشه یه جت فضاپیما رو با یک گرم طلا بلکه کمتر، خرید و فروش کرد! و اصلا در سیستم اعتباری قرار نیست طلایی دست کسی داده بشه که بعدش بخوایم نگران باشیم که طلا کفاف میده یا نه. این فقط اعتبارها هستند که در حساب افراد کم و زیاد می‌شن. همین الانشم که پول نقد بین مردم رد و بدل میشه از بی‌خردیه مسئولین احمق کشور و تصمیم‌سازان بی‌خردترِ اقتصادیه که کلی باعث فرار مالیاتی و پولشویی و هزار کوفت و زهرمار دیگه میشه.
    اما اون حرفی که بتشکن گفت که هرکی دیرتر به این سیستم روی بیاره بدبخت میشه عین واقعیته و باید بخاطرش نوبل اقتصاد رو به ایشون بدن. توی این سیستم برکت هرکی زودتر اقدام کنه برندۀ بزرگ لقب می‌گیره و من نمی‌دونم چرا مسئولین اقتصاد مقاومتی سریعا شروع به تغییر زیرساخت‌ها و وضع احکام برای اجرایی کردن این تئوری نمیدن. البته بنظرم قبلش باید از زیر یوغ اقتصادغرب‌خوونده‌های متعصب آزاد بشن. بنظرم الان توی دنیا کشوری نباشه که نخواد توی معاملاتش با ایران از طلا استفاده کنه بالاخص کشورهای بزرگ دارای معادن طلا مثل چین و روس و برزیل و غیره. پس ما می‌تونیم مبنای مبادلات خارجی و داخلیمون رو طلا بگذاریم. البته هزینه‌های ابتدای راه شاید زیاد باشه و برخی کشورها بخوان سوء استفاده کنن ولی خب ما 35 ساله داریم این هزینه‌ها را می‌دیم و مطمئنا اوضاع خیلی بدتر از این نخواهد شد.
    این که فرمودین همین الانشم مقدار عظیمی از ذخائر طلای دنیا دست آمریکاست درست، ولی بحث بتشکن اینه که دیگه امکان سودجویی و ربا و چاپ بدون پشتوانۀ طلا برای آمریکا وجود نداره. آمریکا نصف بدهیاشم نمی‌تونه با اون ذخائر بپردازه (مگه اینکه کاهش ارزش دلار در آینده، آمریکا رو از شر بدهی‌هاش نجات بده!!) چه برسه به اینکه بخواد قدرتش رو حفظ کنه یا افزایش بده و دوباره به سودش بشه و بشه یه اقتصاد بزرگ.
    نکتۀ دیگه اینه که اگر آمریکا بخواد این حرکت رو در نطفه خفه کنه باید قیمت جهانی طلا رو به شدت بالا ببره تا ما در ازای خدمات و کالاهایی که صادر می‌کنیم طلای چندانی نصیبمان نشود. که خوشبختانه این کار نهایتا میتونه یه ضربه به اقتصاد ما بزنه ولی نمی‌تونه ما رو به ورشکستگی بکشه. و آمریکا هزینه‌ای بسیار هنگفت بابت این ضربه باید بپردازه که اصلا شاید به ورشکستگی خودش بیانجامه.
    من اقتصاد نخوندم ولی از ده سال پیش معتقد بودم که بانکداری باید ملی بمونه و تقلیل پیدا کنه و اینجوری مثل قارچ، خصوصی و تکثیرش نکنن و با دستای خودشون مولتی‌رباخوار بوجود نیارن. بازم اگه دولت از مردم رباخواری کنه، جای دوری نمیره و میره تو بیت‌المال مسلمین. ولی حالا که بانکا خصوصی شدن، خون مردم داره میره تو شکم یه مشت مفت‌خور انگل که قتل همشون واسه امثال سیدمجتبی‌های نواب صفوی واجبه. معتقد بودم و هستم که سکه‌های مزخرفِ بهار آزادی و کلا تمام بازارهای سوداگری مثل بانک و خودرو و زمین و آپارتمان و غیره باید برچیده و حذف بشه. یعنی دیگه چیزی به اسم سکه طلا نداشته باشیم. دارایی‌های مردم باید منحصرا به سمت بورس و تولید کشانده بشه. تمام بنگاه‌های املاک باید ملی بشن. حداقل نصفی از سوپرمارکتها باید تو دراز مدت جوازشون باطل بشه تا سود توزیع بره بالا و قیمت توزیع کم بشه. بورس نباید حذف بلکه باید قوانینی براش وضع بشه تا سهامداران شرکتها واقعا فکر کنن که سهام‌داره شرکت‌هاشون هستند و اجازۀ سفته بازی ازشون گرفته بشه. تورم روانی که عامل بیشتر از 70 درصد از تورم واقعیه باید توسط سیستم غلیظ و شدید نظارتی کنترل بشه. و خیلی از کارهای دیگه که متأسفانه کشور تا وقتی دست منتخبین صحنۀ حَکَمیته، من یکی امیدی به انجامشون ندارم.

  13. سلام محمد عزیز
    از نظرتان سپاسگذارم
    با موارد زیر از فرمایشتان موافقم :
    اینکه همه ی دنیا طلا را در مبادلات فیمابین مطلوب میدانند و هرکس بیشتر به پول اعتباری اعتماد کند بیشتر متضرر میشود.
    با موارد زیر از فرمایشتان مخالفم :
    1- مثالی که فرموده اید در مورد معادل شدن یک فضاپیما با یک گرم طلا. ببینید طلا و سایر فلزات اقلام معدنی هستند و مقدار وفورشان تقریبا متناسب است و ارزششان متناسب. اما علم و تکنولوژی ارزششان به وفورشان است که تناسبش با ارزش افزوده برقرار میگردد.
    2- به نظرم ربا به جیب رباخور برود بهتر است از اینکه به بیت المال برود.
    3- متاسفانه رسانه ها اسم بازارهای واقعی را گذاشته اند سوداگری و دولتها هم ضعفش را پشت این القاب پنهان میکند. بازار خودرو و ملک و طلا و … همه واقعی هستند ولی پول اعتباری دارد همه را مسموم به سم ربا میکند. http://www.botshekan.com/?p=437
    البته انتقاد شما به حجم بالای دلالی ست که این هم در نتیجه ی تورم پول اعتباری ست. اگر طلا به جای ریال باشد تورم صفر میشود و دلالی به حاشیه میرود و سودی نخواهد داشت.
    4- به هیچ وجه با سیستم کنترلی شدید موافق نیستم. با گمرک و مالیات بیش از مقدار اسلامیش مخالفم و معتقدم فقط در شرایط ضرورت با حکم حکومتی ولی فقیه میتوان مالیات اضافه بر زکات از مردم گرفت.
    .
    ان شاء الله با ما همراه باشید.
    التماس دعا

  14. سلام شب بخیر خدمت شما
    بنده منظورم از ترجیح رباخواری دولتی بر غیردولتی، نسبی بود نه اینکه مهر تایید به کار دول رباخوار بزنم.
    اون مثال فضاپیما را هم محض مثال زدم تا تقریب به ذهن بشه برای کسی که میگه طلا کفاف نمیده. میگم اگه نایاب بشه و گرون بشه، کفاف میده.
    بازارهایی که من ازشون بد گفتم (مثل طلا، زمین و…) منظورم این نبود که غیرواقعی هستند بلکه منظورم این بود که ما اگه بخوایم در حد همون بازارها باقی بمونیم برای همیشه در حد یه کشور عقب موندۀ بدوی باقی خواهیم ماند و نیت این است که تمام سرمایه‌های جامعه را بصورت هدفمند بفرستیم سمت تولید. مردم ما توی این 35 سال، مردمی خدماتی بار آمدند نه تولیدگر. و این به لطف حماقت‌های مسئولین اجرایی کشور بوده که مردم رو تشویق به سرمایه‌گذاریِ مطمئن در بانکها کرده‌ان یعنی اخلاق رباخواری و فرار از ریسک رو به مردم تعمیم و آموزش دادن. در سیستم اسلام هرگز چیزی به اسم اطمینان وجود نداره و ریسک، بزرگترین شاخصۀ اقتصاد اسلامیه. البته نه ریسک احمقانه. بلکه منظور اصل ریسک است.
    بورس در حال حاضر یعنی سهام یه شرکت رو بخر و تا دیدی داره ورشکست میشه یا افول میکنه سریع پولتو بکش بیرون و بزن به چاک!! در صورتی که در بورس اسلامی، تمام سهامداران خیلی پویا و فعال پای مدیریت شرکتها می‌ایستند و نظارت میکنند تا مالشون به فنا نره. یعنی قانون بهشون اجازه نمیده که هی بخرن و هی بفروش و موج ایجاد کنند.
    در مورد اون سیستم کنترلی شدید هم منظورم این بود که تا سیستم، سیستمی غیرطلاپایه است، اجازۀ تورم روانی، از متورمان گرفته بشه. همین. نه اینکه بریزن بگیرن ببرن و قیمت‌های دستوری تعیین کنن و از این حرفها. فرض کن بنزین 1000 تومانی بشه 2000 تومان؛ حرف بنده اینه که دولت نباید بگذاره که رانندۀ تاکسی اون مابه‌التفاوت رو از تک تک مسافرهاش بگیره بلکه باید روی تمام مسافرهاش سرشکن کنه. الان تا بنزین گرون میشه راننده‌های محترم مقدار اضافی ِ جدید را از تک تکِ مسافرا میگرن!! یعنی اگه حکیمیه-تجریش هزار تومن باشه از این به بعد دو هزار تومان کرایۀ هر نفره!! بنظرم اگه دولت نظارت نداشته باشه مردم حداقل در کوتاه و میان مدت، همدیگه رو عین گرگ پاره می‌کنن. یعنی هرکی هرچی زورش برسه میگیره! و در دراز مدت که رکود حاصل شد شاید دوباره برگردند به قیمتهای ارزانتر و متناسب به قدرت خرید مردم، ولی دوباره با اولین موج تورمی، باز همان آش و همان کاسه. و فقط موج‌های تورمی نیستند که اقتصاد را تهدید میکنن بلکه قحطی‌ها، احتکارها، جنگ‌ها، بیماری‌ها، دامپینگ‌ها، پول‌شویی‌ها، رانت‌ها و غیره همگی دخیلن.
    اما اصلی‌ترین نکتۀ عرائضم این بود که سیستم خراب است برادر؛
    شما حتی اگه امیرالمؤمنین رو هم بیاری توی این سیستم و بگذاری رئیس، باز کار به جایی نخواهد برد. چون در سیستم حَکمیتی، حرکت‌ها لاکپشتی و غیرعزتمندانه و خونجگرانه است.
    سیستم حکومتیِ اسلام سیستمی جمهوری مآبانه است. ولی نه به این افسارگسیختگی. خدا به مردم قدرت انتخاب داده ولی نه در همه جا. ما هم اینک هم رهبر انتخاب میکنیم هم رئیس جمهور و هم قانونگذار. و این عین حکمیت است. خداوند میفرماد اگه علی رو انتخاب کردی تا وقتی علی در عمل و تقوا، علی است به حرفش به صورت تام گوش بده و نافرمانی نکن و براش وزیر و دستیار و اله و بله تحمیل نکن.
    یک سوال آقای بتشکن: اگه جواب اینو به من دادی پامیشم میام دستتو میبوسم و غلامت میشم؛
    واسه اینکه خمینی نتونه مورد اعتماد کامل ما برای حکومت داری باشه و این خودش نباشه که وزرای دولت و نماینده‌های مجلس رو انتخاب کنه باید زبانم لال دارای یکی از دو صفت باشه: 1. دزد باشه 2. نالایق باشه
    بفرمایید حضرت روح الله کدوم یکی از این دو تا بود؟!!!!!!!!!!! چرا مردم به ایشون اعتماد نکردند. چرا یاران احمق امام، این سیستم جمهوری افسارگسیخته رو به ایشون و به مردم تحمیل کردن؟ مردم چرا ساکت موندن؟ علما چرا سکوت کردن؟ کاری ندارم که امام چون یار واقعی نداشت زیر بار اون سیستم نرفت. همانطور که به امام صادق گفتند که چرا خروج نمیفرمایید؟ فرمود اگه به اندازۀ این گلۀ گوسفند یار داشتم منتظر نمیشدم تا شما پیشنهاد بدین! روی سخنم با خودمونه؛ من نظرم اینه که تا وقتی که مردم امتحانشون رو در ولایت پس ندن و از همۀ منتخبین ناامید نشن و به استغاثه نیفتن، امام زمان ظهور نخواهد کرد و این سیستم ربوی هم از میان برنخواهد رفت. به نظرت احمقانه نیست خداوند متعال بخواد دوباره به ما مردم اعتماد کنه و علی و حسین رو بده دست ما تا باز سلاخیشون کنیم!؟ ریشه مشکل اصلی ما همین جاست نه جای دیگه. شما برو هزار سال دیگه هم تلاش کن اگه تونستی سیستم ربوی رو اصلاح کنی. مردم باید از سردمداران دنیا ناامید بشن. من و شما تنها کاری که میتونیم بکنیم اینه که مردم ناامید را به سمت ولایت هدایت کنیم و تمام شرایط سختش رو هم بهشون بگیم تا وسط راه کوفی بازی در نیارن. که اگه مولا خواست بجنگه بگن سردمونه یا خسته‌ایم و فلان و فیسار.
    شب خوش

  15. سلام بر محمد عزیز
    مطلبتان را چند بار مطالعه کردم و سپاسگذارم.
    قطعا امام میتواند بهترین رئیس جمهور را انتخاب میکند. اما آیا نتیجه بگیریم، انتخاب رئیس جمهور را به امام بسپاریم؟
    به نظر من خیر.
    معتقدم امت باید رشد کند و این رشد در مسیر امتحان ها و انتخابها محقق میشود.
    5 گام >> انقلاب اسلامی > جمهوری اسلامی > دولت اسلامی > جامعه اسلامی > تمدن اسلامی
    در طول سالها انتخاب رئیس جمهور و نماینده مجلس توسط مردم، آنجا که امت از شاخصهای امام تبعیت کرده اند موفق شده اند و به هرحال تجربه کسب کرده اند.
    بعد از خاتمی و فتنه دیگر کسی به صرف عمامه ی سید اعتماد نمیکند. امت فهمیده اند که فرزند بزرگوارترین افراد بودن هم ملاک تشخیص نیست. همه ی این تجربیات باعث رشد است.
    امتی امام معصوم را به مسلخ میبرد که راحت فریب بخورد. اما اگر بنا باشد همه ی انتخابهای اصلی را امام انجام دهد، امت عقب مانده و کوفی صفت میمانند.
    ملتهای دیگر را که ببینید، سطح بالای بصیرت ایرانیان امروز را نسبت به سایر ملتها درک خواهید کرد و دستاورد نظام جمهوری اسلامی ست.
    فرمایش شما را قبول دارم که باید معصوم باشد تا همه چیز اصلاح شود و به فرمایش آیت الله بهجت اگر روز دوشنبه مردم آمادگی پیدا کنند امام زمان سه شنبه ظهور میکند و منتظر جمعه هم نمیماند.
    ضمنا نظام جمهمری اسلامی را کسی به امام تحمیل نکرد. قول معروف ایشان است که “جمهوری اسلامی” نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد. اما آنجا که تحمیل شد مثل قطعنامه 598 پیامشان واضح است.
    .
    اما در مورد اینکه در مبارزه با ربا میتوانیم موفق شویم یا خیر، با شما مخالفم. معتقدم وظیفه داریم تلاش کنیم و نتیجه دست خداست و قطعا در صورت مقاومت پیروزیم. مردم از سیستم استثماری دلار و پول اعتباری ناامیدند و برای اقتصاد به دنبال راه حلند.
    راه حل هم فقط پول طلاست.
    .
    التماس دعا . شب یلدای 93

  16. سلام
    عزیزم مگه من حرفایی غیر از این که شما گفتی رو زدم؟ عرض بنده هم همین بود که مردم 35 سال پیش رشد نکرده بودند و باید باهاشون راه بیایی تا رشد کنند و امام هم همین کار را کرد. ولی با کسی رودروایسی هم نداریم. رشد کردن دلیلی بر این نیست که حتما همۀ انتخابها توسط مردم انجام شود. اصلا نشانۀ رشد کردن در اسلام، اطاعت از ولایت است. یعنی مولای من! هرچند من خودم میفهمم که کی خوبه کی بده، ولی دوس دارم شما امر کنی.
    البته این را هم عرض کنم که قرار نیست همۀ مردم بالاتفاق رشد کنند تا بعد امام اجازه داشته باشه که شروع به قیام کنه. امام همین که به اندازۀ یه گلۀ گوسفند یار واقعی داشته باشه دیگه معطل بقیه نمی‌مونه که رشد کنن یا نکنن. ببخشیدا ولی به درک که نکنن. 1400 ساله که امام زمان تو زندانه و منتظره که من و شما رشد کنیم. حالا شما انتظار داری دوباره این انقلاب خمینی، چند صد سال طول بکشه تا دوباره مردم مرحمت کرده و رشد کنند؟! امامی که به محض ایجاد شرایط، از خودش قاطعیت بخرج نده و معطلش کنه امام نیست. بنده عرض کردم که مردم حق رأی دارن ولی نه همه جا. لازمۀ رشد کردن این نیست که همه چیز و همه کس را مردم انتخاب کنن. مردم می‌تونستند به امام خودشون اعتماد کنن در ضمن با دیدن جنایت منافقان جامعه، و دیدن سرگذشت بد اونها، رشد هم بکنن. اشکالی داشت؟ لطفا الکی و به بهانۀ رشد، به مردم حق حَکَمیت ندید برادر. اگه میخوان با این حکمیت‌ها رشد کنن میخوام صد سال سیاه رشد نکنن. مردم کوفه هم رشد کردند منتهی بعد از این که حسین را سلاخی کردن. الان ببین مردم عراق چقدر مهربون شدن!! دویست و پنجاه هزار تا جوون ایرانی رو تو جنگ کشتن تا انقد رشد کردن! ببخشیدا ولی … تو این رشد کردن!
    ضمنا اگه مردم کوفه حسین را کشتند بخاطر فریب خوردن و عدم رشدشان نبود بلکه فقط و فقط بخاطر خسته شدن از امر و نهی ولایت بود. خستگی از جنگ‌های علی بود. علی در زمان حکمیته ابوموسی، به مردم اجازۀ رشد داد ولی نتیجش این شد که 30 سال بعد گرفتند بچه‌هاشو تو مدینه و کربلا کشتن و آواره کردن! عمار باش برادر نه روشنفکر. مظلومیت علی رو فریاد بزن سر مردم و وکلاشون تو مجلس و دولت. نه اینکه این حق کثیف رأی دادن در تمام امور رو براشون به رسمیت بشناسی.
    مردم این همه سال بعد از انقلاب، به رفسنجانی و بچه‌هاش فحش دادن. ولی جدای از اون 15 میلیون رأیی که سال 83 بش دادن، روز نه دی که باید میریختن خونه‌شو آتیش میزدن، به چهار تا شعار بسنده کردن!! همه میگن رفسنجانی خیانتکاره ولی اگه دست همون مردم شمشیر بدی بگی حالا که خیانتکاره بزن بکشش، دست و پاشون می‌لرزه و میگن بابا حالا دور هم بودیم یه حرفی زدیم! البته منکر این نیستم که مردم امثال رفسنجانی رو توی این 35 سال شناختند و ازش منزجرن؛ بحثم اینه که أین عمار؟! یاران امام که باید روشنگری میکردند کجان؟ به شخصه با اینکه طلبم و کلی از عمرم رو قم توی فیضیه به سر بردم ولی فقط و فقط یک دونه آقای مصباح رو میشناسم که از اون اول داد زده گفته جمع کنین این بساط انتخابات بازی رو. بقیه کلشون یا توی حجره و کتابخونه بوده و یا دنبال سهمشون از انقلاب بودن! این همه رهبری داره داد میزنه میگه بابا بیاید کمک، هیشکی اهمیت نمیده و مشغول تربیت فضلای اسلام هستن!
    ملت بعد از 35 سال که اون همه بنی‌صدر و منتظری و هاشمی و خاتمی و 18 تیر و فتنه 88 و غیره و ذلک رو دیدن دوباره اومدن این …. رو انتخاب کردن. بازم میگی دیگه کسی گول سیادت خاتمی رو نمی‌خوره؟! خب برادر هر روز یه چیز جدید هست واسه گول خوردن. تا کی باید صبر کنیم؟ چند هزار سال؟ داستان ما هم شده مثل این سریال کره‌ای‌ها که کارگردان هی توی هر قسمت سریال، یه مشکل درست میکنه و تو قسمت بعدش مشکل رو رفع میکنه تا مخاطب خوشحال بشه! به جای اینکه بیاد سیستم بانکی و اقتصاد اسلامی رو اجرا کنه کاسۀ گدایی دستش گرفته در ِ خونۀ اروپایی‌ها و غربیا که آی شما رو بخدا ما رو تحریم نکنین. این همه رهبر گفت بابا اقتصاد مقاومتی رو بچسب ولی هیشکی عین خیالشم نیست. کو اون رشدی که بعد از 35 سال شما انتظارش رو داشتی؟ انتظار نداشته باش توده‌های مردم همگی رشد کنن. رویش‌ها واسه ما بسه. اگه چهار تا عمار تو این مملکت گیر بیاد جوونایی که باید رویش کنن رویش می‌کنن و دیگه احتیاج به این همه زمان نیست. اگه چهار تا حسن عباسی و پناهیان و مصباح زیر دست امام بودن، مردم ما توی یکی دو سال اون رشدی که شما انتظارش رو داری بدست می‌آوردن. چون اون موقع جوّ انقلاب و صدق و صفا و صمیمیت و سادگی غوغا میکرد و میشد هر کاری بکنی و مثل الان مردم رباخوار نشده بودن و دل‌هاشون زنگ نگرفته بود. مشکل، مشکل خواص و علمای متظاهر به زهد و سیاسیونِ سهم‌طلبه. وگرنه کی منکر فرصت دادن به مردم برای رشده؟!
    رهبری میگه از امروز تا روز انتخابات هرکی در جهت اختلاف حرکت کنه رسما خیانتکاره. بعد میبینیم احمدی‌نژاد و لاریجانی شروع میکنن گرد و خاک کردن و مهر خیانتکاری رهبری میخوره رو پیشونیشون. بعد لاریجانی میره قم، چهارتا از اونها که رشدشون رو کردن علیهش شعار میدن، بعد میدونی چی میشه؟!!! حضرت آیت الله العظمی فلانی برمیگرده (در حالی که دستش به سمت سینۀ خودشه) میگه مگه این حوزه صاحاب نداره که چهارتا طلبۀ سرخود، هرکاری میخوان میکنن!!؟ پس کو رشد؟ چرا مردم و رسانه‌ها و من و شما از اون جوونا دفاع نکردیم؟ چرا بردن واسشون سابقه درست کردن و زندان بریدن؟! مردم میشینن تو مجلساشون میگن بابا جامعه خر تو خره، بخور بخوره. ولی وقتی رفسنجانی رسما برمیگرده میگه بچه‌های ما وارث دانشگاه آزادِ 250هزارمیلیاردتومانی هستند مردم ککشون هم نمیگزنه، و میری جلو مجلس میبینی فقط 250 تا دانشجو و طلبۀ پاپتی اومدن اعتراض. که البته همون اعتراض هم کار خودش رو کرد و این لقمۀ گنده رو از تو دهن این اراذل در آورد. ولی رشد مردم کو؟ منتظر کدوم رشدی برادر؟ رهبری تشریفاتی خمینی و خامنه‌ای تا کِی؟ ریاست جمهوری و حق قانون گذاری رو از ایشون گرفتن و دست چپ و راستشون رو قطع کردن بعد شما انتظار داری جامعه گل و بلبل بشه؟ علی رو خونه‌نشین کردیم بعد شما از یه راه دیگه، دنبال سعادت و رشد جامعه‌ای؟! رشد جامعه فقط و فقط توی یک انتخابه و اون انتخاب رهبری علی‌صفت است. و بس
    ببخش سرتو درد میارم

  17. جامعه ما با پول طلایی درست نخواهد شد زیرا مردم دوست دارن صاحب همه چی شن ولو با وام و اقساط ربوی. و این اخلاقشونه. این تن مریض احتیاج به داغ داره تا به خودش بیاد و درمون شه. پول طلایی تنها شیوۀ درمون این مرضه ولی توی این سیستم مریض انتخاباتی که مردم به طور افسارگسیخته‌ای حق رأی دارن و تا وقتی از مال ربا اعراض نمیکنن و نماینده‌هایی از جنس خودشون رو به مجلس و دولت و شورای پول و اعتبار و بانک مرکزی می‌فرستن شما منتظر هیچ اصلاحی نباش. این تسلسلی کثیف و دوری باطله که منجر به هیچ سعادتی نخواهد شد. تنها راه که امام خمینی هم تأکید زیادی بر اون کرد پشتیبانی کامل از ولی فقیه است و بس. نه در حدِّ چهار تا تظاهرات 22 بهمن و 13 آبان و 9 دی و غیره ذلک. پشتیبانی کاااااااااااااااااامل!!

  18. محمد عزیز سپاسگذارم و از اینکه بعضی کلمات را با …. سانسور کردم عذرخواهی میکنم.
    روز اولی که بت شکن را راه اندازی کردم، برای بلندمدت برنامه ی شناسایی و مبارزه با بت های دنیای معاصر را داشتم.
    در ابتدا میخواستم با سه بت مبارزه کنم : پول اعتباری ، مدرک تحصیلی ، روش های ضدبارداری
    اما با توجه به تخصصم دیدم فعلا توانایی مبارزه با پول اعتباری را دارم و راهکارش و استراتژیش را هم بلدم، پشتوانه ی فکری حضرت آیت الله حائری شیرازی را هم دارم.
    .
    شاید فرمایش شما در مورد انتخابات درست است. شاید انتخابات بت دیگری ست که باید با آن مبارزه کرد. اما تبیین نیاز است. اگر حضرتعالی روی این مبحث کار کرده اید و تجهیزات کافی (مطلب) برای شروع مبارزه دارید؛ وارد میدان شوید.
    بت شکن هم آماده ی همکاری حداکثری ست.
    به خصوص اگر بزرگانی چون حضرت آیت الله مصباح اصل مطلب را تائید کنند.
    التماس دعا.

  19. خواهش میکنم. اتفاقا اگه سانسور نکنی دو سوته دره اینجا رو گل می‌گیرن. من خودم چوب نوازش آقایون یکی دو بار بم خورده! نباید بهونه دستشون داد. خوب کردین حذف کردین. البته منم ادبیاتم اونطور نیست ولی خب بعضی مواقع… بگذریم.
    اما در مورد لطفتون برا پیشنهاد به حقیر عرض شود که مطلب هست ولی قابل انتشار نیست و باید ویرایش بشه. غیر از مباحث سیستم حکومتی، مطالبی در باب بیمه، سیستم قرضی، قانون بانکداری و… که البته اعتقادم اینه که صرفِ نشرشون در اینترنت نمیتونه کمکی بزرگی به همه‌گیر شدنشون بکنه. مگه اینکه از مجاری فیلم و انیمیشن و بصورت کاملا کاملا غیرمستقیم به مشرب جامعه وارد بشه. (البته نشرشون بی‌فایده هم نیست)
    راستی خوشحالم از اینکه با آقای حائری ارتباط دارید. ایشون از باسوادترین علمای معاصر هستند و بنده کتاب ولایت ایشون رو که خوندم از همونجا بهشون علقه پیدا کردم و همیشه با یه چشم دیگه بهشون نگاه میکنم ولی بدبختانه ایشون در حوزۀ قم مهجورن.

  20. اما ما طلبه‌ها چون عادت داریم یه بحث رو خوب حلاجی کنیم و پوست هم رو توی بحث بکنیم، (علیرغم خوندن تمام مقالات سایت) باید ایرادهایی که به نظریۀ برکت به ذهنم میرسه رو خدمتتون عرض کنم. شما ببین اگه جواب داره لطف کنید جواب بدین. وگرنه بپردازیم به مرحلۀ بعد بحثمون. فقط خواهشا به اصل استدلالها توجه داشته باشین و کاری به نکات فرعی نداشته باشین؛
    اقتصاد ما بسیار بزرگتر از میزان طلایی است که در خزانه بانک مرکزی موجود است. اگر طلا رأسا واحد پول گردد تقاضا برایش بالا می‌رود ولی هم‌اینک عرضه‌اش ثابت و ارزش آن کمتر از حجم تبادلات جاری است. که باید بتوان با صادرات کالا و واردات طلا، مشکل را حل نمود تا اقتصاد و معاملات و تبادلات مردم فشل نشود. زیرا لازمه اینکه پول‌مان را طلامحور کنیم این است که حداقل به اندازۀ ارزش مبادلات جاری و بالقوۀ کشور، طلا داشته باشیم. پیامدهایی که دارد این است که اگر ایران در اثر تحریم یا نداشتن منابع مالی کافی و یا غیره، کالای کافی برای صادرات نداشته باشد تا طلای کافی وارد کند اقتصاد خواهد خوابید. درست مثل زمانی که میزان خلق اسکناس در بانک مرکزی به مراتب کمتر از ارزش تبادلات جاری باشد. مگر اینکه دوباره توسط بانک مرکزی یا بانکها دست به خلق اعتبار بزنیم و بیشتر از طلای موجود، به مردم وام و اعتبار دهیم. که این کار بازگشت به همان سیستم اسکناسی است. و اگر این وام‌ها به تولید اختصاص نیابد باز شاهد تورم مذموم خواهیم بود!
    پس تنها چاره این است که اولا تحریم را دور زده و ثانیا با خلق بی‌پشتوانۀ اعتبار، و اختصاص آن به تولید و صادرات، تولید را رونق و کالای کافی برای صادرات داشته باشیم. و مشاهده می‌کنیم که تغییر پول از ریال و دلار به طلا اثری در کنترل تورم درونی (غیر وارداتی) ندارد. باعث اشتغال هم نخواهد شد. و این تقویت تولید و صادرات است که تورم را ریشه‌کن می‌کند. البته می‌توان صادرات را هم بی‌خیال شد و فقط به ممنوعیت خلق پول بی‌پشتوانه از بانک مرکزی و بانک‌ها بسنده کرد و تورم را از بین برد؛ ولی در آن صورت مملکت می‌خوابد. پس می‌بینیم که مسأله تورم در دنیا به سبب ذات اسکناس نیست بلکه به دلیل چاپ بدون پشتوانۀ آن است. اگر با پشتوانه چاپ شود هیچ اشکالی پدید نمی‌آید. پس ثابت ماندن ارزش کالاها در درازمدت ربطی به مبنا بودن طلا در ارزش‌گذاری ندارد و با اسکناس هم می‌توان ارزش کالاها را ثابت نسبت به هم ثابت نگه داشت.
    پس فایدۀ پول طلا کجاست؟ تنها فایده‌اش جلوگیری از انتقال تورم ایجاد شده از طرف کشور صاحب ارز جهانی یعنی آمریکا به دیگر کشورها می‌باشد. که البته فایدۀ بسیار بزرگی برای ایران و دنیاست. ایران فایده می‌کند چون دشمن اصلی‌اش را که درصدد براندازی نظام و اقتصاد ما بوده از میان برداشته و تضعیف کرده و دنیا فایده می‌کند چون اموالش توسط آمریکا دیگر به تاراج نخواهد رفت.
    و شکوفایی اقتصادی و اشتغالی ربطی به این مسئله ندارد و ما تا سیستم ربوی و مصرفی‌مان را درست نکنیم اقتصادمان درست نخواهد شد. تا خلق بی‌پشتوانۀ اسکناس و ایجاد تورم، در جهت واردات کالاهای غیرضرور باشد وضع‌مان همین است. اما اگر خلق بی‌پشتوانه پول و ایجاد تورم ممدوح را، در جهت تقویت تولید و صادرات (بصورت موقت و کنترل‌شده و از باب مالیات و خراج همگانی) انجام دادیم اشکالی ندارد چون بعد از مدتی که بنیۀ اقتصادی نظام قوی شد دیگر احتیاجی به خلق بی‌پشتوانۀ پول نیست.
    نکتۀ فرعی: اما تأثیر تغییرات قیمت جهانی طلا روی اقتصاد ما چقدر است؟ خوب است یا بد؟
    فرض1. اگر اقتصاد و ارز کشورهای پیشرفته دنیا قوی شود طلا ارزان شده و کشوری که مبنای پولش صرفا طلا بوده درست است که از این به بعد طلای بیشتری در ازای صادرات کالا نصیبش می‌شود ولی ارزش دارایی‌های فعلیِ طلایی‌اش در بانک مرکزی چند برابر تنزل می‌کند. پیامد این چیست؟ آنهایی که دارایی‌هایشان را به طلا نگه داشته بودند اگر هم ورشکست نشوند بسیار ضرر می‌کنند اما مردم ضعیفی که چیزی به نام پس‌انداز در زندگی‌شان معنا ندارد مستقیما ضرری نخواهند کرد. ولی تورم ناشی از کاهش ارزش جهانی طلا، روی زندگی ایشان نیز تاثیر می‌گذارد. چون تا دیروز بابت مثلا یک کامپیوتر وارداتی، یک گرم طلا می‌دادند ولی امروز باید سه گرم طلا بدهند. و آنها که تولیدگر صنعتی و کشاورزی نیستند و صرفا در مشاغل خدماتی یا کارگری مشغول هستند به دلیل تأخیرهای معمول در بالا رفتن دستمزدها (به علت مقاومت‌های طبیعی کارفرماها)، فشار زیادی را تحمل خواهند کرد. (دقیقا مثل هم‌الان که ریال و دلار واحد مبادلاتی پول کشور بوده و افزایش سه و نیم برابری نرخ دلار در برابر ریال، ملت را بیچاره کرد. نکته: اگر اقتصاد دنیا قوی شود طلا ارزان شده ولی با تقویت اقتصاد آمریکا، دلار گران می‌شود!)
    نکته: در این سیستم هیچ سرمایه‌داری از ترس کاهش ارزش جهانی طلا، دارایی‌هایش را به صورت طلا نگه نمی‌دارد و به خرید زمین و آپارتمان و … روی می‌آورد و باعث تورم آن قسمت‌ها خواهد شد. و بعید است که مردم ما که عادت کرده‌اند پولشان را بگذارند در حساب بانکی و خیلی آسوده سودش را ببرند، بخواهند بیفتند دنبال تولید و کارخانه و غیره!
    فرض2. اگر اقتصاد و ارزهای جهانی ضعیف شود طلا گران شده و کشوری که مبنای پولش صرفا طلا بوده ارزش دارایی‌های طلایی‌اش در بانک مرکزی چند برابر می‌شود. تولیدکنندگان و صادرکنندگان کالا، در ازای فروش اجناسشان طلای کمتری بدست می‌آورند و قدرت پرداخت دستمزد به کارگرانشان کاهش می‌یابد. و دوباره فشار زیادی به قشر کارگر و بخش خدماتی وارد می‌شود.
    نتیجه و جواب سوال: پس می‌بینیم که در دو فرض بالا (صعود و نزول قیمت جهانی طلا) پول طلاپایه هیچ مزیتی بر پول اسکناس ندارد. و در ضمن، تغییر ارزش جهانی طلا نسبت به دیگر کالاها (نه نسبت به ارزها) امری شایع بوده و قابل انکار نیست. پس اینکه گفته شود در صورت حذف اسکناس از کشور و روی آوردن به دینار طلایی، تورم باز هم صفر است حرفی منطقی و علمی نیست؛ چرا که همین یک علت (تغییرات جهانی قیمت طلا) کفایت می‌کند تا این تلاطم قیمتی را بین کالاها و طلا شاهد باشیم. اگه تا دیروز یه گوشوارۀ تزئینیِ 10 گرمی رو می‌خریدی مثلا یک گوسفند، امروز باید بخری دو گوسفند (فرضا که گوسفند واحد پول باشد!!). و این بالاپایین شدن قیمت، منافاتی با ارزش ذاتی داشتن یه کالا (مثل طلا) ندارد. اگه نخوایم طلا را با ارز و ریال بسنجیم می‌توانیم اینطور مثال بزنیم که تا دیروز می‌شد با 10 گرم طلا یک گوسفند خرید ولی الان می‌توان دو گوسفند خرید. منظور اینه که درست است که نباید بگوییم «طلا گران شد» و باید بگوییم «پول ارزان شد» ولی بین همان کالاهای دیگر (مثل طلا و گوسفند) هم به خاطر اختلاف تقاضای ایجاد شده، می‌بینیم که ارزش‌ها تغییر کرد. همانطور که اگر گوسفند را بکنیم پول رایج کشور، ارزشش به مراتب بیشتر از مقدار فعلی خواهد شد و از ارزش طلا هم بیشتر خواهد شد زیرا تقاضایش بالا می‌رود. بالا رفتن قیمت طلا در دنیا از 200 دلار به 1200 دلار در این اواخر به دلائل ضعف ارزها و روی آوردن مردم دنیا به طلا، به همین علت است. کالاهای دیگر هم در این مدت، گران شدند ولی نه به اندازۀ طلا.
    نکته فرعی: در مورد امکان داشتن تحریم پول و عدم امکان تحریم طلا باید عرض شود که چه عاملی باعث می‌شود نتوان طلا را تحریم کرد؟ دلیلی جز چمدانی بودن انتقال آن وجود دارد؟! خب مگر نمی‌شود اسکناس را به صورت چمدانی و نه از طریق بانکها که امکان ردگیری دارند منتقل کرد؟! در اینجا اسکناس دلار یا یورو یا غیره هم نوعی کالای قابل حمل به حساب می‌آید. و این سخن که «طلا ابزاری برای مبادله با کشورها برای دور زدن تحریم‌هاست.» همین الان هم در حال اجراست و ربطی به این ندارد که اسکناس را از داخل حذف و طلا ضرب کنیم.
    نکته فرعی: می‌فرمایید «طلا دارای ارزش ذاتی است و دولت نمی‌تواند همانطور که هم‌اینک با خلق اسکناس جدید، از مردم دزدی می‌کند، در آن سیستم طلاپایه هم دزدی کند.» ولی بفرمایید که این دولت دزد که تنها مجریِ ضرب طلا در کشور است، اگر در همین سیستم طلاپایه هم بخواهد در ازای طلایی که ضرب می‌کند (بصورت وام و تسهیلات و غیره و گرفتن سود) از مردم اضافه‌خواهی کند چه کسی مانعش می‌شود؟! هیچ مانعی وجود ندارد. اگر بگویید که خب وظیفه ضرب طلا را به یک سازمان غیردولتی و معتبر واگذار می‌کنیم خب همین الان هم که سیستم اسکناس‌محور حاکم است می‌توان همین کار را کرد و ضرب اسکناس و خلق پول را از دست دولت درآورد. پس مشکل، مشکل سیستماتیک است نه طلا و اسکناس.

  21. داداش چی شد؟ کجایی؟

  22. مطلب و پاسخش طولانی ست. میخواهم در قالب یک مقاله ی جدید پاسخ دهم. سعی میکنم سریعتر پاسخ دهم. میخواهم با مستندات باشد که حق مطلب ادا شود

  23. مقاله بحث طلبگي درباره پول طلا در ادامه ي بحث روي سايت قرار گرفت.

  24. این مفروضات مطرح شده توسط محمد بدون توجه به مساله شکست بازار و چسبندگی رو به بالای قیمت ها در ایران گفته شده

    ضمنا سرعت کاهش ارزش پول در ایران چندین برابر کشورهای پیش رفته است به طوری که باید تورم انباشته نیز حساب کنید
    ساده انگارانه است که کشور با اقتصاد بسته دست به تحولا ت با ثبات حداقل 10 ساله بزند

  25. با بسته شدن دروازه‌های کشور و با وجود نهاد‌های بسته سیاسی و اقتصادی و در حالتی که جامعه می‌بایست تمام نیازهایش را حتی با هزینه‌هایی چند‌برابر خودش تامین کند، بی‌تردید رفاه شهروندان کمتر و کمتر می‌شود. اقتصاد در بهترین حالت بدین دلخوش است که نیاز‌های اولیه شهروندانش را برطرف کند. در چنین جامعه‌ای، خلاقیت نمی‌تواند نمو کند چون صاحب آن نمی‌تواند مالک منافع خلاقیتش باشد. پیشرفت و تکنولوژی زاده انگیزه‌های فردی است و این انگیزه در چنین اقتصادی وجود ندارد. وقتی انگیزه نباشد رقابتی نیز وجود ندارد و بنابراین پیشرفت تنها زمانی رخ می‌دهد که دولتی که با ناکارآمدی مایحتاج شهروندانش را تامین می‌کند، قصد آن کند که در زمینه و حوزه‌ای خاص پیشرفتی انجام شود. حتی در این مورد نیز همچون اقتصاد بسته، با نگاه به اقتصاد‌های آزاد وقتی دریافته که در آن زمینه خاص می‌توان پیشرفت کرد، بدین صرافت می‌افتد که از خود جنبشی نشان دهد. در حالی که اگر در تمام دنیا همه اقتصاد‌ها بسته بودند اصولاً دیگر نمادی برای پیشرفت وجود نداشت. این همان وضعیتی است که پیش از استقرار نظام بازار‌محور سرمایه‌داری وجود داشت. دلیلی برای آنکه چرا وقتی تاریخ به عصر سرمایه‌داری رسید، دچار دگرگونی شگرفی شد. تنها در یک اقتصاد آزاد بازار‌محور است که سیستم انگیزشی برای خلق آنچه نیست، وجود دارد. تکنولوژی پیشرفت می‌کند و رفاه همه را افزایش می‌دهد. این پازل گمشده اقتصاد بسته‌ای است که اگر خیلی هنر کند تنها بتواند شکم شهروندانش را سیر کند.

  26. برادر مصطفي از نظرات ارزشمندتان سپاسگذارم.
    اولا تامين نيازهاي كشور با استفاده از توان داخلي بسيار كم هزينه تر است و در بلندمدت ارزش بسيار زيادي دارد.
    .
    بي ترديد رفاه شهروندان ، تعيين كننده ي قدرت اقتصادي يك كشور نيست كه اگر چنين بود كويت و قطر رتبه ي اول را داشتند و چين و ژاپن جزو اقتصادهاي آخر ميشد.
    .
    الان اقتصاد ما از نظر شاخص بين المللي (كه من قبول ندارم و احتمالا شما قبول داريد) رتبه 17 دنيا را دارد، درحاليكه 36 سال تحريم و جنگ و فشارهاي متعدد را تجربه كرده ايم و الان هم ادعاي ابرقدرتي بين المللي داريم و هستيم.
    .
    انگيزه ي پيشرفت ما ، تشكيل حكومت جهاني مهدوي ست. در سايه ي اين انگيزه خلاقيت و دانش و سياست و اقتصاد به سرعت رشد ميكند. چون خير دنيا و آخرت را دارد.
    .
    اقتصاد سرمايه سالار با سيستم پولي ظالمانه اش باعث شده ، 85 نفر به اندازه نصف جمعيت كره زمين ثروت داشته باشند.دروغ به خوردتان داده اند؛ رفاه براي همه افزايش نيافته. بلكه 85 نفر اندازه 3.5 ميليارد نفر ثروت اندوزي كرده اند.
    منبع http://www.botshekan.com/?p=454
    .
    دوره ي توهمات رفاه ليبرالي تمام شده است. اين حرفها مربوط به قبل از سال 2010 بود. بگرديد مطلب جديد ترجمه كنيد بياوريد. با همين كفريات كينزي و فريدمني ربا را وارد معيشت مسلمين كرده اند. اروپاي باكلاس كه تحريم نيست. چي شده كه يورو 30% ارزشش را از دست داده ؟
    .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*