درباره تورم

تورم را افزایش قیمت ها معنی میکنند. یعنی ورم کردن بهای کالا. در سالهای پس از پیروزی انقلاب همیشه تورم به عنوان جزء جدایی ناپذیر اقتصاد مطرح بوده است. کم و زیاد داشته ولی هیچ گاه از بین نرفته است. البته قبلا هم بوده.

تورم يعني قيمت يك خانه در سي سال پيش، برابر با اجاره يك ماه همان خانه در حال حاضر است.

به قول حضرت آيت ا.. حائري “تورم به معني از مايه خوردن و بالاخره چوب همه كم كاريها و بدكاري ها و اشتباهات و خرج هاي اضافي و بريز و بپاش ها را بر گرده پول رايج زدن و انتقام همه بدبختي را از پول گرفتن .

تورم يعني از همه پهلوانها شكست خوردن و آخر سر با مادر كشتي گرفتن و او را زمين زدن . اين اداره زندگي يا تورم يعني پهلوان ننه زن ، از همه راه كم آوردن و آخر سر به تورم پناه بردن .”

tavarom

همانطور که در مباحث قبلی هم اشاره شد، پول معیار ارزش گذاری کالا ست. معیار ارزش گذاری با ثابت ماندن ارزش نباید تغییر کند. این تناقض یعنی پول فعلی معیار مناسبی برای ارزش گذاری نیست. مثلا قیمت یک خانه با ثابت ماندن شرایط نباید تغییر کند، تغییر قیمت باید دلیل منطقی مثل اضافه شدن یک جاده یا طرح مزیت ساز باشد.

تاثیرات مخرب تورم بر فعالیت های اقتصادی را همه میدانند و به آن اذعان دارند. سودآور شدن دلالی نسبت به تولید، غیرقابل حذف شدن ربا، بی اعتمادی به نظام اقتصادی و توسعه ی احتکار نتیجه ی تورم است.

تورم در اصطلاح امروزی علم اقتصاد یعنی میانگین همه ی قیمت ها افزایش یابد. مثلا اگر پیاز گران شد و سیب زمینی ارزان، تورم نیست. تورم به این معنا فقط یک عامل دارد : چاپ پول بدون پشتوانه.

اما در تلقی جامعه، هر افزایش قیمتی تورم است. در واقع این تورم هم وجود دارد و تابع عرضه و تقاضاست. مثلا در فصلی که گوجه فرنگی تولید نمیشود، قیمت آن بالا میرود. همچنین در عید که مصرف پرتقال بالاست، قیمت آن افزایش میابد.

در مدل اقتصاد غربی، نوع دوم افزایش قیمت، تورم محسوب نمیشود.

سیستم فعلی کنترل تورم کشور، نظام تعزیرات است. بدترین نوع کنترل قیمت که منجر به کاهش کیفیت کالاها شده است. وقتی قیمت ها افزایش میابد، فورا بازرسان تعزیرات فعال شده و با جریمه و پلمپ سعی در کاهش قیمت دارند. مصداق اشتباه بودن این اقدامات ، قضیه مرغ است که فشار تعزیرات به مرغ فروشی ها موجب تعطیلی آنها و بدتر شدن تعادل عرضه و تقاضا شد.

دولت طوری وانمود میکند که گویی بازار مقصر است. در حالیکه یا تورم پولی ست که بانک مرکزی مقصر است و یا عرضه و تقاضا مشکل دارد که باز هم مديريت آن بر عهده دولت است.

در سیستم بهینه تئوری، که خلق پول تابع نفوذ پول در کشورها و تولید ناخالص ملی باشد، باز هم ریسک بالایی در چاپ اسکناس وجود دارد. علت اصلی این ریسک در نوسان نفوذ پول و تولید است.

مثلا کشور آمریکا از زمان بین المللی اعلام شدن دلار که قانونا هر اونس طلا 35 دلار بوده تاکنون ، 51 برابر پول چاپ کرده است. این مقدار پول در کشورها نفوذ کرده و با آن مبادله میشود ولی به همان میزان ، ریسک بازگشت پول و فروپاشی اقتصاد را افزایش میدهد.

اين نقل قول از حضرت آيت ا.. حائري را مجددا تكرار ميكنم “اگر ديگران مشكل تورم ندارند و نرخ بهره دارند، آنها مشكل تورمشان با معامله هاي تحميلي با ما حل مي كنند. آنها با قدرت امنيتي نظامي سياسي فرهنگي تبليغاتي بيماري هاي پولشان را به ما متصل ميكنند. همانطور كه استنجاء كننده آلودگي خود را بسنگ و كلوخ و لته و دستمال بهداشتي منتقل ميكند و آنها ما را بصورت لته استنجاء خود در معاملات و قرادادها بكار ميبرند. چون با پول آنها معامله ميكنيم چه دلار باشد چه يورو ما دل خوشيم كه درصد بالائي از معاملات دلار به يورو تبديل شده است يورو چيست ؟ سگ زرد برادر شغال

 

در اين مقاله مختصرا تعريفي از تورم ارائه كردم. در مبحث بعدي راهكار حذف تورم با استفاده از واحد پول “بركت” ارائه ميگردد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*

code