پاسخ به مسئلۀ “ضرب سکه بیش از نیاز اقتصاد به پول طلا”

صورت مسئله :

بیت المال یا ضراب هایی که ضرب سکه انجام میدهند، میتوانند بیش از نیاز اقتصاد، طلا را ضرب کنند و سکه را افزایش دهند. این موضوع میتواند مانند خلق پول عمل کند و موجب تورم شود. راهکار تنظیم مقدار "ضرب سکه" در اقتصاد چیست؟

پاسخ :

باید ثابت کنیم ، "ضرب سکه" به تناسب "نیاز اقتصاد به سکه" قابل انجام است و بیشتر از آن را اقتصاد نمیپذیرد.

در واقع بیت المال برای ضرب سکه به اندازۀ نیاز پولی، انگیزه دارد و بیش از آن انگیزه ندارد. برای تبیین آسان این مکانیزم، باید بر "حباب سکه"  تمرکز کرد.

نیاز اقتصاد به سکه ، با حباب سکه ارزیابی میشود. حباب سکه یعنی تفاوت بین قیمت 8.133 گرم طلا با قیمت سکه. یعنی در مقابل یک سکه، چقدر طلا میدهند؟ این تفاوتِ قیمت، انگیزه ای ست که بانک مرکزی را ترغیب میکند که طلا بخرد و سکه ضرب کند و بفروشد. هر سکه 5هزار تومان هزینه ضرب دارد ولی گاهی حدود 400هزار تومان حباب دارد که سود بانک مرکزی میشود.

در شرایط «پول طلا» حباب سکه نشانگر نیاز اقتصاد به ضرب سکه است. یعنی اگر اقتصاد مبتنی بر «پول طلا» ، 10% رشد کند، حباب سکه هم 10% رشد میکند. رشد اقتصاد مبتنی بر «پول طلا» میتواند در بخشی از جغرافیای ایران یا کل ایران یا منطقۀ خاورمیانه یا کل دنیا اتفاق بیفتد. در واقع هر چقدر که روند حرکت اقتصاد از پول اعتباری به «پول طلا» باشد ، حباب سکه بزرگتر میشود و هرچه حرکت برعکس شود، حباب کوچکتر میشود.

اما کوچک شدن حباب سکه تا کجا ادامه دارد؟ آیا برای بیت المال میصرفد که همۀ طلای موجود را تبدیل به سکه کند؟ خیر

وقتی مقدار سکه، به مقدار نیاز اقتصادی جامعه برسد، حباب صفر میشود. یعنی برای بیت المال نمیصرفد سکه ضرب کند و حباب کمتر از هزینۀ ضرب سکه است. در این شرایط اضافۀ سکه ای که ضرب شود در انبار بیت المال میماند و تقاضایی برای آن نیست.

شاید بپرسید : مگر میشود تقاضایی برای سکه نباشد؟ برای پاسخ به این سوال یک بار دیگر به مکانیزم گردش «پول طلا» توجه کنید : (سه حالت)

– در شرایط فعلی : بانک مرکزی، ریال را از متقاضی «پول طلا» دریافت کرده و محو میکند. سپس از ذخائر طلای خود، سکه ضرب میکند و تحویل میدهد. یعنی مثل طلافروش عمل میکند. با این مکانیزم، به مرور ریال از جامعه جمع شده و «پول طلا» جایگزین میگردد. توجه داشته باشید که حدود خمس ذخائر بانک مرکزی برای اینکار کافی ست و بقیه برای دولت باقی میماند. اما ضرب سکۀ بیش از تقاضای جامعه موجب میگردد که حباب سکه صفر شود و سکه ها در انبار بیت المال باقی بماند.

– در شرایط فراگیر شدن «پول طلا» : بیت المال با بروز حباب سکه ، طلا را از بازار طلا خریداری کرده و سکه ضرب مینماید. این حرکت تا آنجا میصرفد که حباب سکه وجود داشته باشد و هزینۀ ضرب تامین گردد. سکه های ضرب شده ، بابت هزینۀ طلا به بازار طلا باز میگردد و از آنجا به اقتصاد وارد میشود و کمبود «پول طلا» را جبران میکند.

در این حالت ، مکانیزم تعادلی بازار طلا به سادگی عمل میکند. یعنی طلافروش سکۀ بیش از نیاز را با طلای آبشده تعویض نمیکند. چون هم حباب سکه صفر شده و هم به دلیل وجود هزینۀ ضرب ، نمیصرفد سکه را ذوب کرده و به طلا تبدیل کنند. پس معاملۀ طلا با سکه در بازار طلا متوقف میشود و سکۀ اضافه بر نیاز اقتصاد در انبار بیت المال باقی میماند.

مشابه مکانیزم های فوق ، در زمانهای تحویل زیاد سکه به بازار اتفاق افتاده است. یعنی فروشندگان سکه احساس میکنند کسی خریدار سکه نیست و حباب کم میشود تا به نزدیک قیمت طلای موجود در سکه برسد. حتی گاهی آنقدر مقدار سکه زیاد است که سکه ذوب میشود و طلای داخل سکه استفاده میگردد. این یعنی سکه بیش از نیاز اقتصاد ضرب شده بود.

– در شرایط کسری بودجه : دولت مجبور است از ذخائر بیت المال بردارد و سکه ضرب کند و حقوق کارمندان را بدهد. در این شرایط چون تزریق «پول طلا» به بازار ، در ازای کار انجام شده است، تورمی بروز نمیکند. البته چون شفافیت بودجه و صفر شدن تورم ، کسری بودجه را به حداقل میرساند. در واقع مهمترین نتیجۀ «پول طلا» در شرایط کسری بودجه این است که هزینۀ کسری بودجه از جیب دولت پرداخت میشود نه ملت.

به طور کلی با توضیحات فوق :

همواره «پول طلا» خود را با اقتصاد متناسب و تنظیم میکند. اگر «پول طلا» بیش از نیاز اقتصاد باشد ذوب میشود و اگر کمتر از نیاز اقتصاد باشد ، حباب ایجاد میکند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*